سوال های مرتبط

مامان نخودی مامان نخودی ۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین البته از طبیعی تبدیل شدم به سزارین

سلام مهربونا۳۷ هفته بودم که احساس کردم آبریزش دارم ..شب ساعتای ۱۲ تقریبا رفتیم بیمارستان ...ان اس تی گرفتن و یکم ضربانش نرمال نبود یه ماسک زدو گفت حسابی بو کن ..بعدش ضربان اوکی شد ..گفتنباید تست آمنیوشور بدی ولی ما وسیله شو تموم کردم برو بخر ‌...
من بستری بودم همراهم کلی داروخونه گشت ولی پیدا نکرد ...بیمارستان هم گفت تا صبح باید بمونی تا بری سونو مطمئن شیم ..موندم تا صبح ....
صبح هم وسیله امنیو شور پیدا شد هم سونو کردن...
وای امنیوشور افتضاح بود یه چیز آهنی گنده کردن تو واژن که واقعا بد بود...و گفتن آبریزش از کیسه آب نیست و ترشح هست...
بعدش بردنم سونو ...سونو مشکوک بود به آی یو جی آر ...یعنی مشکل خونرسانی جفت به جنین البته اینم بگم دوبار سونو شدم یعنی اول رفتم سونو وزنش از آخرین سونو که آزاد رفته بودم چند هفته قبل کمتر زده بود ..دکتر بیمارستان که دید گفت داپلر بده ..البته که همش کار خدا بود انگار فقط داشت جون بچه رو نجات میداد ...بقیشو بگم شمام حس میکنین که واقعا لطف کرد و نگه داشت بچه رو🥹
مامان پنبه مامان پنبه ۱۲ ماهگی
سلام. اومدم تجربه زایمان بگم. چیزی که خودم اینجا خیلی پیگیرش بودم.
قسمت اول
40 هفته رفتم دکتر، معاینه تحریکی کرد. خیلی درد داشت برا من. تا چند دقیقه نمیتونستم صاف بایستم و راه برم. اما درد غیر قابل تحملی نبود. NST هم گرفت، نامه داد گفت 6 و نیم صبح بیمارستان باش برای زایمان طبیعی. بیشتر از این صلاح نیست صبر کنیم. همین امروز هم یه دکتر قلب برو. بخاطر یه سری آزمایشا که اینجا گفتن نداره چون از حوصله شما خارجه، رفتیم 2تا دکتر قلب، هردو گفتن اینجا تو شهر امکانات کمه باید بری یه بیمارستانی توی مرکز استان که امکاناتشو دارن.
دیگه شب دیروقت بود و به دکترم دسترسی نداشتم، رفتیم بیمارستان، اونجا با دکترم صحبت کردن و شرح حال دادن، دکترم گفت بله باید بره همونجا. منم تعریف بد اونجا رو خیلی شنیده بودم به هیچ عنوان دوست نداشتم برم اونجا.
آماده شدیم رفتیم یه بیمارستان خصوصی خیلی خوب تو رشت، شب از نیمه گذشته بود. اونا هم گفتن ما اصلا نمیتونیم پذیرش کنیم باید برین همون خراب شده بیمارستان دولتی. با آمبولانس هم باید برین.
و ما رفتیم اون جهنم...
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان رادمهر💙 مامان رادمهر💙 ۱۴ ماهگی
پارت یک تجربه زایمان طبیعی: ۳۷هفته و پنج روز بودم از شکمم صدایی اومد ترسیدم رفتم بیمارستان نوار قلب گرفتن گفتن یکم ضعیفه ولی نه به اندازه ای که خطرناک باشه فرداصبح برو سونوگرافی ببینم چی میگن(مامای همراهم شیفتش بود ساعت۹شب معاینه تحریکی کرد یکم دل درد و کمردرد گرفتم) از ساعت۱۲شب یه خرده دردای ریزی میگرفت و ول میکرد من میگفتم این که دردناک نیست پس هنوز وقت زایمانم نیست مامانم و عمم میگفتن نه همیناست تا ۸صبح هر پنج دقیقه میگرفت ولی شدید نبود ساعت۹صبح دیگه یکم شدید شد ساعت۱۰رفتم سونو بیوفیزیکال اونجا هم باز گفتن بد نیست مثلا عددی که باید ۸باشه۶/۸دهم بود گفت باید دکتر ببینه به احتمال زیاد ختم بارداری بده. ساعت۱۲ظهر رفتم بیمارستان گفتن باید بستری بشی چون درد هم داشتم بعد اینکه لباسامو عوض کردم شروع کردم ورزش و اسکات و چرخش لگن تا مامام بیاد بیمارستان دیگه دردا بیشتر شده بود دلم میخاس گریه کنم ولی نفس عمیق میکشیدم از بینی نفس میگرفتم از دهن میدادم بیرون و اسکات که میزدم دردم کمتر میشد تا وقتایی که هیچ کاری نمیکردم اینو حتما انجام بدین. بقیشو پارت بعدی میگم