۸ پاسخ

خواهرت مشغول کارش بوده یهویی در باز شده ناخودآگاه یا جیغ زده یا درو بسته پسر شما بچه هست ترسیده
با پسرت صحبت کن بگو خاله فکر کرده یکی دیگه هست ترسیده

ازپسرتون میپرسیدید ک چی گفته بهش ترسیدع

شاید یهو درو باز کرده خواهرتو دیده ترسیده ازش

یه شب تا صبح مقداری نمک بذار زیر سرش صبح سینی روحی بذار رو گاز داغ بشه بعد اون نمک رو با مقداری آب مخلوط کن بپاش رو سینی داغ انشالله که ترسش بریزه

اگه خواهرت پسرتو دوسش داره حتما چیز خاص بهش نگفته فقط ناخداگاه جیغ زده اینم ترسیده. دوتاشون ترسیدن

عزیزم چقدر ناراحت شدم ترسیده🥺🥺
فردا حتما ازش بپرس که چه اتفاقی افتاد

واقعا نمیدونم چی بگم بعضیا بزرگن ولی عقلشون نمیکشه با بچه چ رفتاری کنن

ای بابا حتما ی چیزی گفته ک بچرو بترسونه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
ما خونمون مورچه ریز یک ماهه زیاد میاد . امروز صبح رفتم دسشویی دیدم سه چهار تا مورچه خیلی ریز تو دسشویی هست حوصلم نیومد بشورم برن . پسرم همیشه میره دسشویی ی قطره میبینی میپاچه رو سرامیک جلوی کاسه . من ساعت 5 رفتم دوباره دسشویی دیدم رو سرامیک همون دور و بر ی قطره جیش پسرم و رو جیش پسرم یدون مورچه ریز هست و توی کاسه سه چهار تا مورچه خیلی ریز هست .
شستم رفتن اصلا یدون مورچه ام نزاشتم بمونه دور اطراف رو نگا کردم ببینم نمونه و خوب شستم .
دسشویی ما تقریبا بزرگه و ب پسرم گفتم اومد رفت رو سرامیک گوشه ک خشک خشک بود آب نخورده بود اصلا جیش کرد گذاشتم موند تا نیم ساعت اصلا خبری از مورچه نبود حتی یدونه .
ولی ده دقیقه پیش رفتم دیدم مورچه دو سه تا اومده باز
همونطوری ریز و خیلی فاصله داره با ادرار پسرم همین الانم دارم نگا میکنم اصلا اصلا نمیرن سمت ادرار فقط زیر در دسشویی تو ی جای نیم متری دارن می‌گردن برا خودشون با ادرار تقریبا یک متر فاصله دارن اصلا نمیرن سمت ادرار .
ب نظرتون با این گفته هام پسرم دیابت داره زبونم لال ؟ شما اطلاعی دارید در این مورد
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی