بیمارستانم انصاری بود و من راجبش یکم دو دل بودنم ؛رفتیم همون داخل لابی بیمارستان من از مامان ها خداحافظی کردم و با همسرم رفتیم طبقه دوم بلوک زایمان ☺️
من رفتم داخل لباس بهم دادن و همسرم رفتند دنبال کارهای پذیرش و پرونده و این موارد
منم رفتم داخل و روی تخت دراز کشیدم ؛چند نفری هم بودند که داخل بلوک بودند و من همش راجب سوند میترسیدم تا اینکه پرستار اومد و بهم گفت نفس عمیق بکش و تمام سوند وصل شد و هیچ دردی نداشت فقط حس بدی داشتم ؛حس اینکه خیلی عذر میخوام انگاری داری دستشویی میکنی و نمیتونی جلوشو بگیری 🤦🏻♀️ این یکم اذیت کننده بود 😔
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.