۶ پاسخ

ولی یه چیزی نذار ادامه بده خیلی
چون با همم هستین
من مادر شوهرم خودش با مادر شوهرش یه همچین مشکلی داشتن شوهر من نوه اول پسری بود و تو یه خونه زندگی می‌کنن و پدربزرگ مادربزرگش خیلی اصلاً شوهر منو دوست دارن و این باعث شد که مثلاً تا مادر شوهرم دعواش می‌کرد سریع می‌رفت به اونا می‌گفت چون می‌دونست پشتشو می‌گیرن و مادر شوهرم هنوزم که هنوزه میگه من نتونستم خوب امیرحسینو تربیتش کنم
هنوز میگه مثلاً نمی‌ذاشتن من اونجور که می‌خوام به بچه‌ام برسم تربیتش کنم یا بهش چیزی یاد بدم
همین باعث شده هنوزم که هنوزه مادر شوهرم دنبال این باشه به شوهر من چیزی یاد بده یا مثلاً تربیتش کنه و شوهر منم مامانش فراریه
البته نه که همو دوست نداشته باشنا اما لی موقع‌ها حرفامو نمی‌فهمن

منم شرایط شما رو دارم ، تو یه ساختمونیم و پسر بزرگترم که سه سال و هشت ماهشه خیلی مادرشوهرمو دوس داره و در واقع منو آدم حساب نمیکنه 😂
من جای شما بودم از الان فاصلمو باهاشون بیشتر میکردم ، کمتر رفت و آمد باهاشون به بهونه های مختلف

مادرشوهر منم اینجوریه بچم گریه می‌کنه تا میام سراغش میگ نیا کاراتو بکن سریع میزنع بچه می‌ره تو اتاق هی براش با صدای وحشتناک قرآن میخونه😐😐و هی بچه رو تکون میده واییی از کارش های حرصم میگیره فک من یکساعت آشپزخونه ای دلت برا آغوش بچت تنگ میشه بعد اینجوری می‌کنه
یا بچم گریه می‌کنه میگم آغوش منو میخواد فرتی برمیگرده میگه آره جون خودت آغوش تورو میخواد
یا برا بچم شعر میخونه میگ مامانت مادر خوبی نی😐
یا میگ‌مادر خوبی نیست مامانت ک بهت شیرخودشو نداده 😂😂هرجا هم میشینه میگ بهش شیر خودشو نداده درصورتی ک چهار ماه دادم الآنم می‌دوشم براش
مادر شوهرم بیشعوره متنفرم ازش

ببین به خاطر اینکه پیش همینه
منم مادر شوهرم خیلی دخترمو دوست داره تنها نوه‌ایه که داره بیشتر موقع‌هام پیشش می‌ذارم کاری چیزی دارم
بعد خب این منو اذیت نمی‌کنه چون کلاً چند ساعت باهاشم
اما یه اتفاقی افتاده بود خونمون مجبور شدم برم یه هفته خونشون بمونم بعد این موضوع هی که تکرار شد باعث شد من یکم حساس بشم
ولی خب مادر شوهر من خیلی آدم عاقلیه خودش که فهمید اینجوری نبود بگه چرا من حساسم درکم می‌کرد جلو من خیلی نازش نمی‌کرد
البته اینجوری نیستش خیلی بگه تو بغل من بهتر آروم میشه و اینا ولی خب اولاش چون بالاخره سه تا بچه بزرگ کرده اول ایران به دنیا آمده بود بهتر از من می‌تونستی ایران بخوابونه

ببین ازمن ب تو نضیحت نزار ادامه بده حالا یاخودت محترمانه بگو یایه جوری رفتارکن بفهمه حرفش اشتباهه بعدا بیچارع میشی دیدم ک میگم بعدها هرچی بخوای بهش بگی میشه دایه مهربون بچت دوگانه میشه

وا چه اشکال داره نوه شه دیگه اگه مادر خودت بود با خواهرت احتمالا خوشحال میشدی اینجور میگه فقط برای مادر شوهر خوب نیست اگه هم‌نوه ی اولش باشه از پسرش دیگه بدتر خیلی عاشقش میشن اتفاقا برای تو بهترم هست دیدی بیقراره برو بزار دستش بگو بیقراره تو بغل شما بهتر آروم میشه🤣

سوال های مرتبط