۶ پاسخ

بذار گریه کنه، عادت میکنه
به خواهرت بگو از پس دوتاشون برنمیام، یا بگو خونه نیستم میخوام برم بیرون، هر روز یه بهونه بیار
بعد چن روز عادت میکنه دیگه نمیاد

وا ینی زورت نمیرسه دوتا بچه رو جدا کنی بخاطر بچت باید قاطع باشی تهش اینه خواهرت ناراحت شه

بگو باباش نمیزاره میگه خدای نکرده اتفاقی میفته من اینجوری میگم دیگه نمیان دنبالش

خواهر زاده ات باشه از حق بچت دفاع کن تو از الان دفاع نکنی از کی می خوای دفاع کنی
به خواهرت میگفتی که سره بچت اینطوری شده و شب تا صبح نخوابیده بالاخره درکت می کرد

گریه برا ده دیقه گریه کنه ن اینکه ی عمر گریه کنی هیچوقت تنها بچه تو جایی نفرست

نزار بره یکم گریه میکنه یادش میره

سوال های مرتبط

مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه