۵ پاسخ

عزیزم درکت می کنم...حالا فکر کن من مامانم تو این شرایط دلش درد گرفت و رفت بیمارستان. گفتن آپاندیسش باید عمل بشه و به خاطر بیماری هایی که داشت آی سی یو بستری شد.
و من مجبورم تنهایی کارهام رو بکنم.
فقط وقتی افکار افسردگی میاد بهشون دامن نزن. فکرت رو ببر جایی دیگه. و بعضی وقت هام گریه کن. اشکالی نداره.

من دقیقن حال شما داشتم عزیزم بچم بالامیاورد میشستم گریه کردن من از مامانم دورم هرروز فکرم این بود مامانم بره من چکار کنم ولی شکر خدا از پسش برآمدم شماهم میتونی قشنگم من بخاطر اینکه بچم سرماخورد بود نرفتم با مامانم روستا شمااگه شرایطش داری برو عزیزم با مامان چندروزی

منم شرایطم مثل توئه
تا الان هم نتونستم برم ببینمشون فقط اونا یه بار اومدن. برای زایمانمم ده روز میاد و میره
ولی خدا بزرگه خودمون از پسش بر میایم
مامان من تمام بچه عاشو تنها تو شهر غریب بزرگ کرده با امکانات اون زمان بعد ما الان تو این عصر نمیتونیم؟؟
نگران نباش عزیزم خودت مامان قوی ای هستی

خوب خودت باهاش برو ۱۰ روزم تو خونش بمون یا اینکه از این هفت روزی ک‌باقی مونده لذت ببر خوشحال باش انرژی داشته باش میدونم سخته درکت میکنم ولی دخترت الان تورو داره اون همه حسا رو متوجه میشه ها ناراحت نباش گریه کن اتفاقا خالی شی

حال روحیتو درک میکنم مخصوصا مایی ک از خانواده دوریم‌ ولی مراقب خودت باش افسردگی خدای نکرده نگیری اگر‌میتونی همراه مادرت برو یا کس ذیگه ای بیاد پیشت تنها نمون

سوال های مرتبط