یه چیز عجیب تعریف کنم چهارشنبه شب دخترمو بردیم پارک بعد یه دختر دیگه شاید ۳سال و نیمش یا ۴سال بود سوار تاب بود ما میتونم بگم قششششششنگ۴۰دقیقه یا بیشتر وایساده بودیم تا بیاد پایین نوبت دختر من بشه منم توی این حین بدونه اینکه واقعا بخام صحبتای مرده که دختررو هول میداد می‌شنیدم، اولش فک کردم باباشه ولی بعدش اینحوری شدم😳😳 حالا حرفایی که به دختره میزد: اگه هرکاری من میگم انجام ندی میندازمت توی تاریکی،دختره میگف نه اینم میگف وقتی زیر بغلتو بگیرم هیچ کاری نمیتوی بکنی، دوباره میگف اگه هرکاری من میخام انجام بدی برات خوراکی میخرم میارمت پارک ولی اگه نه توی تاریکی میمونی هیچ کسم نمیاد سراغت باشه؟ انقد این و گفت و گفت و گفت تا اخر دختره گف باشه و بالاخره از تاب اوردش پایین یه قسمتی هم برگشت گف مامانم میاد سراغم،مرده گف مادرتم ول کرده رفته هیچ کس نمیاد، هی به شوهرم زدم گفتم این چرا اینجوریه مونده بودیم واقعا خدایا خودت مراقب همه ی بچه ها باش اصلا حس خوبی نگرفتم یجور انگار توی تاب که نشسته بود داشت شکنجه اش میداد که هی تکرار میکرد نظر شما چیه
پوشک بچه فرزنداوری نوزاد کودک

۲۴ پاسخ

ووویی تنم لرزید😬
یاد فیلم هیس دخترها فریاد نمیزنن افتادممممم

کاش ب پلیس زنگ میزدین خیلی ناراحت شدم نهایتا میگف سوتفاهمه چرا زنگ نزدین، همین الانم میتونین بزنین و دیروز گزارش بدین شاید خانواده ش دنبالشن،کاری نداره مشخصاتش بدین

شماره ۱۲۳ شماره اورژانس اجتماعی هست و عزیزان هر کی که شاهد این کودک آزاری بوده با این شماره تماس بگیره یا حتی با پلیس

اول صبحی حالم گرفته شد ، چی داره میگذره به اون بچه 😔

اون میدونست شما دادین حرف ها رو میشنوین دیگ .چرا باید بللند بلند بگ باخودش نمیگفت شلید ب پلیس زنگ بزنین

کاش دنبالش می رفتین حداقل شاید بچه رو دزدیه ادم روانی جنسی زیاد هستند

خدا لعنتش کنه الهی تو خواب بمیره بچه اگه بره پرورشگاه بهتره خدا نگذره ازش خدا به اون طفل معصوم رحم کنه😭

خدایااا خودت هوای بچه های معصوم و پاک و بی گناه و داشته باش لطفاااااا🥺😭

ب پلیس زنگ می‌زدی

چرا به پلیس زنگ نزدی؟ تومسئول بودی در قبال اون بچه

چه حس بدبیی
بچه به اون کوچیکییییی
بابا شهرکوچیک بود سریع زنگ میزدید پلیس زودی میومدن
اون بچه چیشده یعنیییییی🥲🥲🥲

یا خدا من بودم زنگ میزدم ب پلیس
فک کنم بچه رو دزدید

چرا به پلیس خبر ندادی؟ شاید عمو یا دایی بوده
شاید از نزدیکان بوده
حالم بد شد اول صبحی😭

باید فوری به پلیس زنگ میزدی بمیرم برای اون بچه داره چی میکشه😔😔😔

من بودم یجایی دختررو تنها گیرمیوردم می پرسیدم اون چیکارشه ازش چه کاری میخاد انجام بده

خب شاید پدرش نبوده!
دیروز یه خانم دکتر تو پیجش میگفت یه دختر ۵ ساله رو پدرش آورد اورژانس با خ.نریزی واژینال یعنی بهش ت.جاو.ز شده بود بعد فهمیدن بودن پدره با دوستش تو خونه زندگی میکنن مادر بچه هم جدا شده رفته
بعد زنگ زده بودن ب پلیس
کفک کن پدرش به دخترش رحم نکرده

چقدر ترسناک خدا به بهش رحم کنه

من بودم همونجا به مرده تذکر میدادم که اینجوری نگه به بچه ، شاید باباش بوده ولی نمیدونسته باید چجوری بچه رو با خودش همراه کنه

باید پیگیری میکردی ببینی باباشه یا کیه
به پلیس زنگ میزدی لازم نبود اصلا مرده هم بفهمه

به هر هر تو فهمیدی تو میتونستی فرشته نجات دختر بشی
چرا نجاتش ندادی
فک کن ی درصد دخترت جای اون دختره بود
خدای نکرده

باید یه کاری انجام میدادی عزیزم
الان اومدین اینجا میگین چه فایده داره برای اون بچه
هستن که بچه میدزدن برای کار سر راه ها و چراغ قرمزها
میرفتی کنار دختره ازش میپرسیدی کمکش میکردی.......

شوهرت و میفرستادی سمت مرده دخترت هم میگفتی برو با دختره مثل دوستی های تو پارک حرف میزدن و دوست میشدن خودت میگفتی بیاین باهم بازی کنیم اینجور مرده نمی تونست چیزی بگه دورش میکردی
ازش میپرسیدی هرچند معلوم بود اون بچه رو ترسونده بود از قبل یا دنبالش می رفتین
اگه من بودم به معنای واقعی کلمه دخالت میکردم 🙂 هرچی هم میگفت بتوچه تا مادرش نمی امد حرفایی ک شنیدم و بهش نمیگفتم ولش نمیکردم بچه رو هم نمیدادم نهایتش سوتفاهم بود ولی باید اثبات میشد . وقتی گفته مادرت ول کرده رفته حتما مادرش خونه کسی امانت گزاشتتش کاری داشته یا عمو دایی خاله عمه اینم در مثبت ترین حالت اگه عمو دایی نباشن شوهر عمه یا شوهر خاله یا پسر عمو دایی عمه خاله اش می بود باباش هم بود بدون شک مادرش خبر داشته از این کاراش که ول کرده رفته

توروخداااااا زنگ پلیس میزدی
دختره رو میکشیدی کنار بهش میگفتی این مرده چی ازت میخاد چرا بیخیال بودی

الهی بگردم
من فکرم رفت سمت اینکه شاید عمو یا داییش بوده باشه ک از بچه سواستفاده میکنه.

سر صبحی حالم خیلی بد شد
واقعا وقتی مادر توانایی تربیت و بزرگ کردن بچه رو نداره چرا بدنیا میاره
بخدا حیوانات از بعضی مادرا بهتر میزان و بچه نگه میدارن
هرچقدر پدر خوب باشه اول آخر مادره که باید مواظبش باشه

سوال های مرتبط

مامان قندعسل مامان قندعسل ۲ سالگی
خب یه سوال دیگه میخام نطرتونو بگید من کیف دخترمو قیل اینکه بریم بیرون خوراکی میزارم توش که بخوره و جایی بخونه نگیره ،یه هفته پیش خونه ی عمه شوهرم نوه ی عمه که دوماه از دخترم بزرگتره لواشک دخترموبرداشت داد عمش همرم خوردن از۶تا لواشک یدونه نصفه فقط به دخترم دادن بعدش نشستن گوشی بازی تا دخترم رف پیششون نزاشتن کنارشون بشینه قشنگ خرشون از پل گذشت من هیچی نگفتم امشب که رفتیم توی کیف دخترم دو تا آبنبات بود تا رفتیم نوه عمه فهمید و اومد دور دخترم منم سریع دست بردم توی کیفش و خوراکیشو برداشتم سریع عمه بچه هه برگشت گف بیا عمه جونم خودم برات خوراکی میخرم ولش کن (یعنی چی خب شماهم برای بچتون خوراکی بخرین همش بچه من، مگه مت سر گنج نشستیم خب تازه خوراکی دخترمم که میخورن بعدش بازی نمیکنن باهاش، در ضمن همین بچه چن بار هم با سه چرخه اش میاد بیرون دخترم گریه می‌کنه که سوار بشه و این نمیداد) حالا شما جای من بودین همین کارو میکردین؟ تقریبا همه بچه ها دخترمو شناختن تا دخترمو میبینن شروع میکنن نقش بازی کردن که خوراکیاشو ازش بگیرن در حالی که خودشون خوراکی به کسی نمیدن
پوشک بچه فرزنداوری نوزاد
مامان رادوین مامان رادوین ۳ سالگی
اونروز با پسرک طبق معمول رفتیم پارک سرخیابون
وتا رسیدیم انگار که هزاااارساله پارک نیومده یه هوراااااییییی سرداد
منم از خجالت اینور و اونور رو نگاه کردم و مثل مامانای قدیمی لبمو گزیدم که اِ وا بچه چرا همچین میکنی اخه جلو مردم زشته🫦
(شوخی میکنم)
خلاصه مث پرنده ای که از قفس رهاشده پرید سمت سرسره ها
بعداز یکمی بازی چشمش به یه دختر که همسن و سال خودش بود افتاد اول ایستاد روبروش نگاش کرد بعد دلش میخاست بغلش کنه ولی در اخر یه لپی ازش کشید و ختم بخیر شد ماجرا🙃
بچه ها اومدن سمت سرسره من و مامان اون دختره سمت هم اومدیم و یکمی مشغول صحبت شدیم ازم پرسید به بچت زدن یاد دادی؟ منم زدم پشت دستم و با یه لحن متعجبی گفتم اِ وا بمن میاد به بچه از این چیزا یاد بدم ؟ (شوخی میکنم) بهش گفتم من برخلاف نظر روانشناسا به بچم گفتم هر کی زدت بزنش و اگه حس کردی کسی داره اذیتت میکنه از حقت دفاع کن
گفت منم همینطور ولی به بچت میاد بزنه و از پس خودش بربیاد
خندیدیم 😊
گرم صحبت بودیم و از بازی بچه ها کیف میکردیم نمیدونم چیشد بچه من تمام بچه های پارک رو بیخیال شد اَد رفت اون دختره رو زد
من و مامان اون دختر هر۲ این صحنه رو دیدیم و رفتیم سمت بچه ها
به بچم گفتم مادر چرا زدی گفت بچه ها هُل دادن(یه بچه نوبت بالا رفتن از سرسره بچه من رو گرفته و بچه من حرصی شده بود و به اولین نفری که رسیده تلافی دراورده)
خلاصه تو دلم گفتم مادر توکه از این کارا نمیکردی این دفعه هم آبروداری میکردی بچه🤣
خانمه برگشت بهم گفت دیدی گفتم 🫡🙃
خلاصه که فهمیدم نباید پشت بچه دراومد و بگی نه اهل هیچی نیس
چون واکنش بچه ها غیرقابل پیش بینیه یهو دیدی همون لحظه شد😆
واسه شما هم افتاده از این اتفاقا؟
#فرزندپروری سونوگرافی انومالی غربالگری پوشک
مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی
سلام مادرا بچه من از ۳ماهگی وابسته شد به ننو و هنوز شبا تو ننو میگه تابم بدین تا بخابم، بعضی شبا حتی سه چهار بار بیدار میشه اب میخوره یا از صدای چیزی بپره بالا یا صدا باد حتی بیاد بیدار بشه دوباره مارو بیدار میکنه میگه بزارینم تاب تاب که بخابم ، تا دوسالگی خیلی کمک حالم بود ننو ،الان یکساله واقعا داره اذیتم میکنه ، چندروز پیش ننو رو جمع کردم گفتم بدیم به یه نی نی و فیلم یه نوزاد که گریه میکرد نشونش دادم و گفتم ببین چقدر کوچولو هست و گریه میکنه برا تاب تاب ،ببریم بهش بدیم که مامانش بهمون جایزه بده؟بعد رفتم چندتا اسباب بازی گرون و مهیج گرفتم براش ننو رو بردیم خیابون من دراوردم یواشکی گذاشتم صندوق عقبو اسباب بازیارو اوردم دادمش کلی ذوق کرد ولی شب که شد عااااااجزمون کرد از گریه که من اسباب بازی نمیخام و پرت میکرد میگفت تاب تابمو بدین ،حالا امشب دوبار شوهرمو بیدار کرد از ۹که خابید و گفت تاب تاب بزارم،اونم رفت پارکینگ یه سوسک مرده از رو چسب کند و اورد انداخت تو ننو بعد بچمو صدا زد گفت وای سوسک اومده تو تاب تاب و بچمم دید حیغ زد باهم ننو رو باز کردن گذاشتن کیسه زباله بردن گذاشتن تو پارکینگ،اومد پیشم لالایی گفتم یکم منو بغل کرد خابید، الان باید چیکار کنم یعنی دیگه گرفتع شد واقعا؟؟ بخدا نذر میکنم دیگه از سرش بیوفته ، میگم نکنه اعثاب و روان بچم بخاطر سوسک بهم بریزه اخه خیلی دوست داشت تاب تابشو😢ولی دیگه نه خواب داریم شبا نه دست برا گهواره تاب دادن 😢
مامان 🤍رستا🤍 مامان 🤍رستا🤍 ۲ سالگی
دخترمو میبرم کلاس مادر و کودک اوایل خیلی خوب بود هم به خودش خوش میگذشت هم به من تو کلاس به حرفم‌گوش میداد کلی چیز جدید یاد‌گرفته بود
ولی بعدش با یه دختره دیگ که دو ماه بزرگتر از رستا هست به مشکل خوردن مثلا رستا میگفت من میخوام برم باشگاه اون دختره جیغ میزد که نه تو‌حق نداری بری و فلان رستا گریه میکرد
یا مثلا دیدم آخر کلاس که می‌خواستیم بریم برگشته بود میگفت به رستا میزنم میمیری رستاام با اینکه تو خونه هرچی بگیم جواب میده همینطوری مات و ناراحت نگا میکرد مامانشم‌می‌خندید که عب نداره همین یه حرفو بلده بزار بگه رستاام تا یه هفته میگفت چرا اون دختره به من اونطوری میگفت
دوباره سر سرسره دعواشون شد که بعد کلاس تو حیاطش بازی میکنن اون دختره اومد از کمر رستا با پاش زد هولش داد اینم برگشت زد و مامان دختره همش میگفت رستا دخترمو زده با اینکه این کاری به اون نداشت اون اول اومد زد
بعد اون دیگ اصلا تو کلاس بازیارو درست انجام نمیده به حرفم زیاد گوش نمیده
به نظرتون تاثییر دعواش با همون بچه اس؟؟؟
انقدی که اذیت میشم وقتی میریم تصمیم گرفتم دیگه نبرمش
همچین مشکلی داشتین شما؟؟؟
فرزند پروری کودک
پوشک
مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
تجربه جدا کردن خواب بچه
دیشب اولین شبی بود که بعد ۲سال و ۷ ماه که هر ۳تامون روی زمین کنار هم میخوابیدیم اوردمش توی اتاق خودش.البته مدتی بود توی تختش میخوابید روزا ولی شبا نه.قبلا تلاش کردم ولی نصفه شب گریه میکرد میومد پایین
دیشب اصلا دلم نمیومد جداش کنم ولی روی تصمیمم موندم پسر سازگاریه زود کنار میاد درمورد همه چی توی ترک شیر و پستوتک و پوشکم خیلی خوب همکاری کرد اما خودم برای جای خوابش خیلی مضطرب بودم.خلاصه که دیشب قبل خواب بهش گفتم میخوای روی تخت خودت بخوابی گفت بله و یهو بیهوش شد بعد اوردمش توی تخت و خودمونم پایین تختش خوابیدیم تا صبح تکون نخورد یبارم بیدار شد و اب خورد دوباره خوابید.صبحم که بیدار شد با لبخند گفت سلام صبح بخیر میتونم بیام پایین🥰
امشبم برای خوابش مستقیم اومدیم اتاق برقارو خاموش کردیم و طبق معمول یکم داستان و شعر ناز کردن و بعدم لالایی(لالایی مریم حیدر زاده رو امشب گذاشتم براش) دیگه بهش دستم نزدم خودش اروم شد و خوابید خیلی خوب پیش رفت فکرشم نمیکردم امیدوارم فردا شبم باهام راه بیاد
البته که یک هفته ای بود مامانم هی حرفشو باز میکرد و مثلا با من حرف میزد ولی منطورش پسرم بود میگفت مامان لیدا برسام بزرگ شده دیگه ببرش توی اتاق خودش بخوابه اگه رفت براش جایزه بخر برچسب بخر منم براش هواپیما میخرم خالشم میگفت اگه هر شب توی تختش خوابید. بهم بگو براش کامیون بخرم خلاصه که هی توی این یکهفته زیاد این چیزا رو شنیده و تشویق شده به نظرم تاثیر داشته چون هی به باباشم میگه اگه توی تختم بخوابم برام بستنی لواشکی(عشق این روزاشه)میخری
پوشک پوشک پوشک