شوهرم از پریشب که از سر کار اومده میبینم بی اعصاب و با من حرف نمیزنه و جواب نمی‌ده ، صبح میره شب میاد بعدم اینجوری ، اعصابش از جای دیگه خورد باشه سر من خالی می‌کنه ! منم دیگه باهاش حرف نزدم جا خوابمو عوض کردم چون یکبار دیگم اینجوری کرده بود بعد اومده میگه اعصابم از جای دیگه خورد بود دوست داشتم تو خودم باشم !! خب وقتی حرف نمیزنه من چمدونم چشه هزار جور فکر و خیال و اعصاب خوردی برا منم درست می‌کنه ینی حال بدش بمن انتقال میده
دیگه این سریم من همچنان خودمو زدم به بیخیالی درسمو میخونم اصلا بهش توجه نمیکنم خودمم قبل اینکه بیاد غذا میخورم به اونم کاری ندارم
ولی آخه این چه کاریه معلوم نیست چشه، والا آدم از زندگی سرد میشه
وقتی اعصابش خورد باشه حرف نمیزنه ولی میرینه به اعصاب من
کلا سابقه داره که هر بحرانی پیش میاد این با من بداخلاقی می‌کنه و بی اعصاب میشه
بارداری پوشک شیرخشک فرزندپروری پستونک اقدام زایمان نوزاد رشد شیردهی بچه کودک تخت عروسک کالسکه آزمایش هورمون پریود حاملگی آزمایش مثبت

تصویر
۲ پاسخ

مردا وقتی میرن تو غارشون نباید رفت سمتشون. کاری نداشته باش باهاش حرف نزن. فقط سوال ازت پرسید جوابشو بده و غذای خوشمزه واسش اماده کن. اون خودش که اروم شه اخلاقش هم درست میشه. هرچند که اونا هم باید بدونن وقتی میان خونه اعصاب خوردیاشون و ناراحتیاشونو باید بگذارن پشت در بعد بیان تو

خو تا آشتی میکنی بگو متنفرم ازین رفتار

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی قصد بارداری
خانوما شما جای من بودین چیکار میکردین
بنظرتون حق با منه یا شوهرم
دو شب پیش من خونه مامانم بودم شوهرم از سر کار اومد دنبالم بعد تا رفتم بجای جواب سلام میگه کجایی چیکار می‌کنی ده دقیقه س منتظرم منم گفتم الان زنگ زدی میگه نه من ده دقیقه پیش زنگ زدم بهت گفتم گوشیم دستم بوده زنگ نخورده تازه بهشم نشون دادم ولی عصبی بود که ۹ دقیقه منتظرم بوده( صبح رفته سرکار تا ۸ شب) اومدیم تو خونه من نرمال بودم دیدم تون حرف نمیزنه و بی اعصابه ، بهش میگم فیلمو بیار من داشتم چایی آماده میکردم دوباره گفتم چرا نیاوردی چیزی نگفت بعد چایی بردم چند دقیقه گذشت همچنان سرش تو گوشی بود بهش گفتم بعد یه شبانه روز اومدی خونه سرت تو گوشی نکن
چیزی نگفت قیافشم تو هم بود قیافه گرفته بود برام ، منم شام آوردم خوردیم رفتم تو اتاق آخر شب دیدم فیلمو آورده ولی منو صدا نکرد منم جا خوابمو عوض کردم الان سه شب گذشته حتی نیومده توضیح بده
منم نمیدونم چه رفتاری داشته باشم
خیلیییی قهر می‌کنه دمار از روزگارم درآورده اخلاقاش واقعا عجیبه چیکار کنم
خودم می‌دونم مشاوره باید بگیرم ولی باور کنین مشاور هم نتونسته کمکم کنه

بارداری پوشک شیرخشک فرزندپروری پستونک اقدام زایمان نوزاد رشد شیردهی بچه کودک تخت عروسک کالسکه آزمایش هورمون پریود حاملگی آزمایش مثبت
مامان ندا مامان ندا قصد بارداری
درسته که نه ماهه تو اقدامم
درسته که دیگه قید دکتر درمون و این چیزا رو زدم
درسته که دیگه بیخیال شدم نسبت به بارداری
ماه ها دارن میان و میگذرن من پریود میشم و حتی دیگه رغبتی به زدن بی بی چک و ...هم ندارم
چون میدونم سر موعد همون روز میاد
تنها چیزیه که خدا بدون صبر کردن به من داده
اما با وجود همه بی‌خیالی ها و به روی خودم نیاوردن ها دارم از تو داغون میشم
هر روز مثل اینایی که دلشون میخواد خودشونو عذاب بدن میام و پیامهای مامانی باردار یا اینایی که دارن سفت و سخت تلاش میکنن رو میخونم
از وقتی شروع کردم به خوندن نزدیک به ده تا بی بی چک و آزمایش مثبت دیدم .اوایل حسودیم میشد میگفتم اونا بنده های خاص خدا هستن
اما الان دیگه حتی حس حسادت هم ندارم
تنهاچیزی که حس ی لبخند تلخ روی لبمه لبخندی که خیلی حرف توشه اما نمیتونم به کسی بزنم
تا اینجای زندگی خدا هیچ چیزو ساده و راحت نداد .
برا خونه اذیت شدیم برا کار اذیت شدیم برا عروسی برا همه چیز اما توقع داشتم اینجا برام جبران کنه جبران صبرام
اما اینجا دیگه امتحانش سخت تر شده و من امیدی به قبولی ندارم.
خدایا صبر تو با صبر من یکی نیست من دیگه طاقت ندارم خودت ی کاری کن 😭😭😭😭
مامان شدم مامان شدم ۷ ماهگی