تجربه زایمان سزارین بدون تعارف برای مامان اولیا
خب من سزارین اختیاری بودم
هیچ درد و انقباضی هم نداشتم ک رفتم بیمارستان
خیلی استرس داشتم اولین باری بود ک عمل میشدم
واقعا ترسیده بودم
اولین قدمش ک سوند بود‌ سوند دردداره اما واقعا بعضیا خیلی راحت باهاش کنار میان
یکی از سختیاش همین سوند بود
بعدش میبرنتون اتاق عمل برای اسپاینال
اسپاینال اصلااا درد نداره حتی از ی امپول عضلانی هم دردش کمتره
بعدش کلا از زیر سینه هاتون سر میشین
هیچیییی تااخر عمل حس نمیکنین فقط حس میکنین ک یکی داره تکونتون میده همین و بس
بهترین و قشنگ ترین بخش قضیه همین اتاق عمله
بعدش بچرو میزارن رو سینتون و کل غصه هاتون یادتون میره و خودتون منتقل میشین ریکاوری
حین عمل ممکنه حس کنین دارین از حال میرین یا بیهوش میشین ک حتما به دستیار اونجا اطلاع بدین درستش میکنن
تو ریکاوری ی لرز شدیدی میگیرین چون اثر بی حسی داره کم کم از بین میره
کم کم پاهاتون و حس میکنین
کم کم انقباض های دردناک شروع میشن
توصیم اینه ک بهشون بگین هی براتون مسکن‌ بزنن و حتما پمپ درد و بگیرین چون دردش یکم غیر قابل تحمل بود واسه من
اثر بی حسی ک رفت با بچه میارنتون بخش
کم کم درداتون بیشتر میشه ک اینجا بگین براتون شیاف بزارن چون خیلییی موثره
بعد دو ساعت کم کم اروم تر میشین
از پمپ دردتون استفاده میکنین
بقیه داخل کامنت

۸ پاسخ

ریکاوری بچت پیشت بود؟

من پمپ درد داشتم و باید بگم بهترین کاری بود که کردم

ب نظرت تنگی لگن بنویسه دکتر بیمه قبول میکنه

مبارکتون باشه تبریک میگم قدم نو رسیده🌹🌹🌹خیلی قشنگ و کامل توَیح دادی مرسی❤️

مرسی عزیزم❤️🫶🏻

بیمه قبول کرد تو نامتون دکتر چی نوشته بود

کجا زایمان کردی عزیزم؟ دکترت کی بود

تا ۷ ساعت اجازه خوردن و تکون خوردن و ندارین
بعدشم کم کم میان بلندتون میکنن که راه برین
یکم سخته ولی نه اونجوری ک بزرگش کردن
حتما با نسکافه و کمپوت شروع کنین ک فشارتون بیاد بالا
بعدشم هر چی میگذره بهتر میشه وقتی میرین دستشویی و راه میرین
در کل بنظرم بدترین و دردناک ترین قسمت همون ۷ ساعتیه ک بعد عمل داخل بخش هستین
همونم با شیاف و پمپ میشه بهترش کرد

خلاصه اگر مثل من انقدرر از عمل میترسین بدونین ک خود عمل هیچ دردی نداره و بهترین قسمتش همونه

سوال های مرتبط

مامان دیار👶🏻🤱🏻 مامان دیار👶🏻🤱🏻 ۶ ماهگی
پارت ۲
تا قبل عمل درد خاصی نداشتم ببشتر استرس داشتم .وصل کردن سوند هم دردناک نبود فقط ی حس سوزشی داشت ک بعد جند دقیقه اروم شد برام.حس خونریزی و نشتی آب برام بد و عذاب آور بود اما قابل تحمل بود چون توی زایشگاه خیلی عادی باهاش برخورد میشد.
حین عمل هم درد خاصی اصلا حس نکردم.تنها چیزی ک نگرانش بودم سوزن بی حسی بود ک باید بگم اونم اصلا درد نداشت و فقط ی حس فشار تزریق موادشو داشتم و باور کنید فقط استرسش دردآور بود و خوش چیز خاصی نبود اصلا.
بعدشم ک پاهام گرم و بی حس شد.در طول عمل کمر به پایینم حس داشت اما درد نداشت.
در طول عمل نفسهای عمیق و دم و بازدم طولانی بکشید خیلی به آروم شدنتون کمک میکنه.
سرتون و دستاتون تکون ندید ، این شوخی نیست چون واقعا سر درد و گردن درد بدی میگیرید تا ی مدت
بعد عمل بردنم ریکاوری و بچه رو آوردن و بهش شیر دادن ک در کمال ناباوریم آغوز داشتم
بعد ک رفتیم بخش کم کم دردام داشت شروع میشد ک برام شیاف گزاشتن و قابل تحمل بود.
تا اینجای ماجرا همه چی خوب بود برام و پر از احساسات جدید و اضطراب و خوشحالی و هیجان بودم.

ادامه پارت سوم
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 ۳ ماهگی
پارت پنجم سزارین
خلاصه اصلا نفهمیدم کی زمان گذشت بچمو نشونم دادنو منو بردن ریکاوری باید ی ساعتونیم اونجا میبودم به تعویض شیفت خورد بیشتر اونجا موندم که دردی نداشتم گیجم بودم نفهمیدم کی زمان گذشت فقط اومدن برا ماساژ شکم اونجا یکم از بی حسی درومده بودم وقتی فشار داد درد داشتم نزاشتم ادامه بده ولی ن زیاد اما اگه بی حس نباشین خب خیلی درد داره واقعا
بعداز اینکه اومدم تو بخش هنوز اونقد درد زیاد نداشتم برام دوتا شیاف زدن خودمم شیاف خریده بودم کم کم از بی حسی درمیومد دردو بیشتر متوجه میشدم با شیاف مثل درد پریودی شدید بود برای من قابل تحمل بود من بیشتر کمر درد اذیتم میکرد چون ثابت خوابیده بودم خشک شده بودم بین۸تا ده ساعت بعداز عمل هم کم کم مایعات خوردم سوپ خوردم و خودم پاشدم راه رفتم و حقیقتا دردناک ترین قسمت همین راه رفتنه واقعا درد داره نیم ساعت قبلش حتما دوتا شیاف بزنین که قابل تحمل تر باشه و اینکه نمیدونم چرا تو اتاق عمل گفتم برام پمپ درد بزنین گفتن نیاز نیس نزدن گفتن برا بیهوشی میزنیم منم گیج بودم اصراری نکردم ولی خب میخاستم پولشو بدم نمیدونم چرا نزدن بنظرم قبل بی حسی زدن بگین بهشون براتون حتما بزنن بعد عمل گیجین نمیفهمین چی میشه
ادامه پارت بعد
مامان آرِن 💙 مامان آرِن 💙 ۱۶ ماهگی
بعد بی حسی ک 3یا4امپول زدن ب کمرم ک دقیقش یادم نیست پاهام شروع شد ب گرم شدن و منو خوابوندن و عمل شروع شد و یکم حالت تهوع داشتم ک دکتر بیهوشی مهربون برام ی امپول تو سرم زد ک حالت تهوعم از بین رفت
من کلا دعام این بود پسرم سالم باشه ک خدا امانتش و سلامت ب دستم رسوند..بعد حدود یک ربع صدای پسر قشنگم و شنیدم و هیچ حسی نداشتم تا دکتر بخیه کرد و رفت بعدشم تماس پوستی با نی نی نازم...دوبار ماساژ رحمی انجام شد تو اتاق عمل...بعدش منو بردن ریکاوری کم کم حس پاهام داشت برمیگشت یکبار دیگ ماساژ رحمی انجام شد و منو اوردن بخش خیلی کم سوزش داشتم و بیشترین دردی ک داشت اولین راه رفتن بود ک با چند قدم راه رفتن اونم قابل تحمل میشه پمپ درد نداشتم شیافم چون حساسم ی دونه فقط برام گذاشتن
نترسید اون غولی ک ازش میسازن نیس و بستگی ب بدنتون داره و تحمل دردی ک دارید
برگردم عقب هزار بار انتخابم سزارینِ چون ن تحمل درد طبیعی رو دارم ن روحیاتم با طبیعی سازگاره
امیدوارم ک تجربه من ب دردتون خورده باشه❤️
مامان مهرو🩷 مامان مهرو🩷 ۹ ماهگی
بعد اینکه دخترم دنیا اومد یه پنج شش دقیقه طول کشید بخیه هام رو بزنن
بعدش منو گذاشتن رو یه تخت دیگه و منتقل شدم ریکاوری
من تقریبا چهارساعت تو ریکاوری بودم چون هنوز نوبتم نشده بود اونجا همه پمپ درد داشتن فقط من نداشتم که مرتب بهم مسکن تزریق میکردن کم کم حس انقباض داشتم رحمم هی جمع میشد ول میکرد
که گفتن عادی هستش
یکبار تو اتاق عمل ماساژ رحمی دادن که درد نداشت چون کامل بی حس بودم
دوبار هم تو ریکاوری که اونم چون مسکن میگرفتم خیلی درد نداشت در حد سه چهار ثانیه که فشار میداد قابل تحمل بود
راستی سوند رو هم بعد بی حسی تو اتاق عمل زدن
دیگه شوهرم اومد دم در ریکاوری و منو دید بعدم دخترمو نشونش دادن
یه ساعت که گذشته بود ماما دخترمو اورد یکم شیر دادم بهش
بعدم که نوبتم شد و بچمو لباس پوشوندن و گذاشتن رو سینم و فرستادن بخش
اونجا دوباره گذاشتنم رو تخت خودم و باز مسکن تزریق کردن بهم
دو ساعت بعد گفتن میتونم شروع کنم مایعات بخورم
نیم ساعت بعدشم اومدن زیر اندازم رو عوض کردن و گفتن باید بلند بشم
بنظرم سخت ترین جاش همین اولین بلند شدنه اونم هربار که بلند میشی بهتر میشی
دبگه کم کم دوز مسکن ها کم شد و بی حسی هم اثرش کامل رفته بود