پارت ۲
تا قبل عمل درد خاصی نداشتم ببشتر استرس داشتم .وصل کردن سوند هم دردناک نبود فقط ی حس سوزشی داشت ک بعد جند دقیقه اروم شد برام.حس خونریزی و نشتی آب برام بد و عذاب آور بود اما قابل تحمل بود چون توی زایشگاه خیلی عادی باهاش برخورد میشد.
حین عمل هم درد خاصی اصلا حس نکردم.تنها چیزی ک نگرانش بودم سوزن بی حسی بود ک باید بگم اونم اصلا درد نداشت و فقط ی حس فشار تزریق موادشو داشتم و باور کنید فقط استرسش دردآور بود و خوش چیز خاصی نبود اصلا.
بعدشم ک پاهام گرم و بی حس شد.در طول عمل کمر به پایینم حس داشت اما درد نداشت.
در طول عمل نفسهای عمیق و دم و بازدم طولانی بکشید خیلی به آروم شدنتون کمک میکنه.
سرتون و دستاتون تکون ندید ، این شوخی نیست چون واقعا سر درد و گردن درد بدی میگیرید تا ی مدت
بعد عمل بردنم ریکاوری و بچه رو آوردن و بهش شیر دادن ک در کمال ناباوریم آغوز داشتم
بعد ک رفتیم بخش کم کم دردام داشت شروع میشد ک برام شیاف گزاشتن و قابل تحمل بود.
تا اینجای ماجرا همه چی خوب بود برام و پر از احساسات جدید و اضطراب و خوشحالی و هیجان بودم.

ادامه پارت سوم

تصویر
۲ پاسخ

راستی کی زایمانت کرد؟؟
کدوم بیمارستان ؟

عزیزم منتظر تاپینک سومتم

سوال های مرتبط

مامان رئیس‌کوچولو👶🏻 مامان رئیس‌کوچولو👶🏻 ۷ ماهگی
پارت ۳
رسیدیم بیمارستان ان اس تی گرفتن حرکت هاش خوب بود ضربان قلب عالی خداروشکر ولی باز خونریزی داشتم نگاه کردن گفتن باید دکترت بگیم بیاد زنگ زدن به دکترم سریع ی دستوراتی داد تا خودش میرسه من با سرم و دارو خونریزی هام کم شد رو به قطع شدن رفت دکتر اومد نگاه کرد و ی کارایی کرد بعدش رفت سر عمل هایی ک داشت من دیگ داشتم سرم میگرفتم
تا ساعت ۱ نصف شب دکتر اومد از اتاق عمل بالا سرم گفت در چ حالی گفتم خونریزی باز شروع شده و درد هامم داره میاد درد پریودی داشت شروع می‌شد گفت باید معاینه کنیم من ترسیدم و خجالت کشیدم چون خونی بودم دیگ معاینه کرد اصلا هم درد نداشت
گفت ۳ سانت بازی من ریسک نمیکنم حتی تا فردا بمونی اینجوری هی دردات بیشتر میشه خونریزی هم داری خطر داره رفت اتاق عمل آماده کرد و گفت امپول ریه بزنین سوند وصل کردن ک اونم اصلا نفهمیدم
بعدش رفتیم اتاق عمل اونجا فقط هی بی حس نمیشدم ساعت ۲ ۱۰ دقیقه شب اتاق عمل رفتم ۲۰ دقیقه طول کشید تا بی حس بشم
پارت ۴ بعد
مامان آرِن 💙 مامان آرِن 💙 ۱۴ ماهگی
بعد بی حسی ک 3یا4امپول زدن ب کمرم ک دقیقش یادم نیست پاهام شروع شد ب گرم شدن و منو خوابوندن و عمل شروع شد و یکم حالت تهوع داشتم ک دکتر بیهوشی مهربون برام ی امپول تو سرم زد ک حالت تهوعم از بین رفت
من کلا دعام این بود پسرم سالم باشه ک خدا امانتش و سلامت ب دستم رسوند..بعد حدود یک ربع صدای پسر قشنگم و شنیدم و هیچ حسی نداشتم تا دکتر بخیه کرد و رفت بعدشم تماس پوستی با نی نی نازم...دوبار ماساژ رحمی انجام شد تو اتاق عمل...بعدش منو بردن ریکاوری کم کم حس پاهام داشت برمیگشت یکبار دیگ ماساژ رحمی انجام شد و منو اوردن بخش خیلی کم سوزش داشتم و بیشترین دردی ک داشت اولین راه رفتن بود ک با چند قدم راه رفتن اونم قابل تحمل میشه پمپ درد نداشتم شیافم چون حساسم ی دونه فقط برام گذاشتن
نترسید اون غولی ک ازش میسازن نیس و بستگی ب بدنتون داره و تحمل دردی ک دارید
برگردم عقب هزار بار انتخابم سزارینِ چون ن تحمل درد طبیعی رو دارم ن روحیاتم با طبیعی سازگاره
امیدوارم ک تجربه من ب دردتون خورده باشه❤️
مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۳ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان هانل مامان هانل ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین من
من اولش دوسداشتم طبیعی زایمان کنم بعدش یکباری ک معاینه شدم ب غلط کردن‌ افتادم و پشیمون شدم و سزارین رو‌انتخاب کردم
دکترم نامه داد برای۱۴۰۵/۰۲/۲۲
اومدم بیمارستان یکروز قبل پرونده سازی کردم فرداییش روز عمل ساعت۱۱اومدم بیمارستان
رگ گرفتن بهم سرم وصل کردن ی nstگرفتن سوند وصل کردن
حقیقتش من خیلی میترسیدم اینقد ک اینجا میخوندم ک درد داره اصلا درد نداشت
بعدش دکترم منو خواست برای عمل
من از کمر بی حس شدم
دکتر بیهوشی گفت تمام بیهوشی برای بچه ضرر داره
بعد از اینک اموول بی حسی زده شد ۱۱:۵۵بود
۱۲تمام صدای گریه بچمو شنیدم تا بخیه و اینا کلا تا۱۲:۳۰اتاق عمل بودم
تا۱ریکاوری بعد منو‌اوردن بخش
کم کم ک بیحسی میرفت ی درد تقریبا ن میشه گف دردناک بود ن بی درد ی درد متوسط داشتم
بعدش ک کلا بی حسی رفت دردم شدید تر نشد خداروشکر
ساعت۱شب هم سوند رو کشیدن
یکم صاف وایسادن سخت بود اما شد
ی کوچولو اولش سخته چند دقیقه بمونی میتونی
درکل عمل سختی نبود خوب بود دردش اونقد زیاد نبود قابل تحمل بود
کلا بعد از عمل ۱شیاف استفاده کردم
پمپ دردم نداشتم
ایشالا ک برای همه اسون باشه❤️
همه ب سلامتی بچهاتونو بغل بگیرید خیلی حس شیرینیه
این فقط تجربیات خودم بود برای هرکسی میتونه متفاوت باشه😉