۸ پاسخ

بهاره جون گندم از دو جهت الان مورد فشار هست یکی اینکه از شما جدا میشه که اینو حتی ما که بچه هامون داخل ایران هم هستند موقع مدرسه گزاشتن تجربه کردیم اونم با کلی چالش اینکه تو تایم مدرسه غدا نمیخورد دسشویی نمیرفت گریه و زاری یکی اینکه اون بچه الان تو جمعی هست که بالاخره همزبون نداره و این یکم تو ارتباط گرفتنش و اون احساس امنیت پیدا کردنش تاثیر داره من بودم فعلا همراهیش میکردم اگه اجازه بدن میمونم پیش بچه کم کم فاصله رو کم میکنم .

به هیچوجه نزار بکشن ببرنش من با این کار یه مهد کودک یک سال اسیر استرس دخترم شدم انقدر اونجا نشستم تا اعتماد کرد دوباره بگو‌نکشید بچه رو بدید بغل خودم

من به مربیا گفتم به پسرم نزدیک بشن اونا هم با ارامش و حوصله با پسرم دوست شدن. هی بهش گفتن زود بیا منتظریم و از این حرفا به پسرم هم میگفتم من خونه نمیرم همزن بیرون مهد نشیتم

بهاره جان من طبق شناختی که از تاپیکات از گندم جان دارم خیلی شبیه دایان من هستش
من پارسال ۳ ماه موندم تو کلاس مهد و بزرگترین اشتباه زندگیما کردم و امسال میخوام بزارمش و بیام
امید به خدا دیگه

بنظرم بمون اونجا یک هفته ای هی فاصلتو بیشتر کن
بعدم همه چیو تعریف میکنه شاید بچه ای اذیتش کرده که نمیمونه

اینو دیشب شات گرفتم شاید ب دردتون بخوره

تصویر

سلام دوست عزیز
دقیقامشکل منم هست پسرم امسال باید پیش بره ولی خودم میخوام کلایکسال دیربفرستم مدرسه چون مردادماهی هست
ولی الان یه مرکز آموزشی دقیقا چسبیده به خونمون دلم میخواد اگه شده روزی دوساعت یه کلاس بره یاهمون پیش وبره ولی هیچ جوره قبول نمیکنه که بره خیلی بهم وابسته هست وجدیدن هم ترسیده ببخشید سرویس بهداشتی میره در رو نمیبنده

نه عزیزم اصلااااا کوتاه نیا فقط هر روز یکم بمون و بهاش حرف بزن و بیا خونه بگو برم غذا درس کنم و بیام ببرمت. بلاخره عادت میکنه

سوال های مرتبط

مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
بچها دیدین روانشناسا میگن وقتی پرخاشگری کرد یه چیزی خواست میشینی جلوش اروم میگی من داد بزنی نمیشنوم یواش بگو بعد که خواستشو گفت میگی نه عزیزم ماالان نمیتونیم اینکارو کنیم ولی دوتا پیشنهاد جالب دیگه بهش میدی از بین اوناانتخاب کنه بعد میگن تو هرسنی نمیدونم بچه دوسال نیم من مثلا ساعت دوازده شب میگه من میخوام تو هال جلوکولر بخوابم و من نمیخوام از حموم اومده جلوکولر بخوابه شب به این موضوع گیر ندید این یه مثاله) هرچی از این روشااستفاده میکنی باز جیغو داد میکنه حرف خودشو میزنه از طرفیم خب اطرافیانم یکم گاون من همیشه قاطع و مهربون فقط و فقط چیزایی که برای سلامتیش صلاح ندونستم انجام بده نه گفتم بهش وگرنه ریخت و پاش تو خونه ی خودم که امن و راحت بوده نه نکفتم همش رو تا بچه یکم گریه کرده گفتن وا بذار بره بچرو اذیت نکن انگار من زن باباشم اینطوری بچم یاد گرفته نه یعنی نه نیست یعنی گریه کن انجام میشه بعد اصلا پیشنهادای جالب وقتی بچه طی روز سیصد تا درخواست غیر منطقی داره دیگه همه پیشنهادات براش عادی و غیر جالب میشه....
مامان ایلین مامان ایلین ۵ سالگی