تجربه زایمان طبیعی(پارت دوم)🐣🍃
خب من فقط بخاطر دردا رفتم،دردا خیلی قابل تحمل بودن،رفتم معاینم کردن گفتن ۲ فینگری؛نوارقلب انقباض خوب نشون میداد،ک میتونم بستری بشممم‌.
ماماهه ک میرفتم پیشش کلاس گف بهتره بستری نشی،برو خونه دردارو بکش ۴ سانت شدی بیا...🙃
دیگ حصله خونه رفتن رو نداشتمم،گفتم هرجورشده
میمونم دیگ زایمان کنم🤦🏻‍♀️.
چون ۳۹ هفته و ۵ روزم شد،خلاصه ک بستری شدمم،هی میومدن معاینه میکردن و ۲ سانت همش بود😪
دیگ حال نداشتم من از شب قبل اصلا نخابیدم انرژیم صفر بود و خابم میومد...😭
معاینه درد نداره اگ نفس عمیق بکشی و خودتو شل بگیری.
خب دیگه پاشدم ورزش کردم،راه میرفتم،با توپ بیشتر ورزش میکردم و اسکات میزدم..
از اول تا اخرش نوار قلب هر ی ساعت ی بار میگرفتن،بعضی وقتام ک خوب نمیشد نوار دوسه بار میگرفتن دیگ واقن حالم از نوار قلب بهم میخورددد😭😭😭
خیلی برام عادی گذشت از۷ صب تا ۳ بعدظهر.
اما دیگ درادا شروع شدن از سه سانت،هر ده دیقه ی بار
بعد کلی معاینه گفتن،تازه ۴ سانت بزور شدی،اما من دردام شدیدتر شدن😪.
با تکنیک نفس تونستم خوب پیش برمم تا جایی ک تونستم ب دردا غلبه کردم‌.
دیگ از ۴ سانت هر ۳ یا ۴ دیقه ی بار انقباض داشتم
ک چن بارش میوفتادم زمین از درد.
از اولش مادرم و خواهرم کنارم بودن🥰کمک زیادی میکردن بهمم.
رفتارای کادر درمان عالیی بود،حس کردم بیمارستان خصوصیم،انقد بهم اهمیت میدادن کمکم کردن،وای یکیشون خیلییی خوب بود خیلی براشون دعا کردم،اما دست خودم نبود درد ک دآشتم خیلی بهشون گیر میدادمم🥲

۵ پاسخ

کدوم بیمارستان بودی؟

ادامه هم بذار مرسی

واقعا پرستار خوب خیلی تاثیر داره تو عصاب

مبارکه بسلامتی

مبارکه بقییییش

سوال های مرتبط

مامان فرهاد مامان فرهاد ۱۵ ماهگی
پارت۴
ساعت ۱۲ ظهر ک شد ی ماما اومد معاینه کرد و گفت ۲ سانت نیم بازی و بهت دارو تزریق میکنیم ک دردات شروع بشه
ی سروم داخل واژنم گذاشتن و گفتن تا ساعت ۳ طول میکشه ک تموم بشه و وقتی این از داخل بدنت در بیاد یعنی ۴ سانت باز شدی
گذاشتنش داخل بدنم خیلی درد داشتن اما بعدش دیگ دردی حس نکردم
ساعت ۲ ک شد گفتن بلند شو راه برو و کمر تو بچرخون همراهش
و منم تا بلند شدم ازم کلی آب خون ریخت و گفتن طبیعیه بخار سروم داخل واژنت هست
حدود نیم ساعت راه رفتم تو اتاق بعدش خسته شدم دراز کشیدم ساعت ۲ ۵۰ دقیقه سروم از بدنم خارج شد و من انقباض هام در حد ۵ دقیقه ۳۰ ثانیه بود
از وقتی سروم اومد بیرون ی ماما اومد و گفت هر یکساعت میام معاینه تحریکیت میکنم تا کمک کنه بهت من دردام قابل تحمل بود تا ساعت ۹ شب من همینجوری انقباض داشتم و هی معاینه میشدم و نوار قلب میگرفتن از بچه
تا اینکه ساعت ۱۰ شر اومدم ی آمپول بهم زدن ک بلافاصله بعد اون آمپول دردام ده برار شد و انقاباض ها ب ۲ دقیقه ۵۰ ثانیه رسید ساعت ۱۰ نیم آمدن معاینه یهو شده بودم ۷ سانت و از اون به بعد من فقط داد میزدم و اصلا باهاشون همکاری نمیکردم تا ساعت ۱۱ نیم انقد داد زده بودم ک گلوم زخم شده بود و قلب بچه افت کرده بود
....پارت بعدی