۱۳ پاسخ

اگه تا الان نرفته مهد کارت سخته،یکی دوماهی این موضوع هست باید انقدر بری که عادت کنه

من میدونم دخترم اینطوری ما از دوازدهم کلاساشون شروع میشه بهم معلمه گف روزی حداقل دوساعت کنار خودت نباشه پیس مادربزرگ عمه خاله جایی باشه درصورتی هیچ وقت تنها جایی نمیمونه خب اینکه نمیشد گف ب بچتون ی گلیسری کش مویی چیزی بهش بدین از خودتون امانت ک اینو نگه دار اومدم دنبالت بهم بده حواست باشه پیش خودت نگه داری تا بیام بهم بدی نمیدونم این حالا جواب بده یا ن مادر خودم بهم گف بگو پشت در حیاط میمونم اینجا تو کلاس معلمت نمیزاره پشت درمیمونم تا تو درست تموم بشه بیای انگار تو منتطر اونی

منم تمذوز تو نیمکت کنارپسرم نشستم تا11 هم بودیم
اولش خواستم بیرون بشینم کیفشو برداشت باگریه گف منم نمیمونم اینجا
بخدااینقدخستم ک نگو

برعکس پسرمن روز جشنشون رفت نشست و به من گفت برو شب بیادنبالم ظهرم رفتم دنبالش آقا ناراحت بود که چرا الان اومدی من گفتم شب بیا امروزم خداروشکر رفت وقتی رفتم دنبالش گفت مامان خیلی حال داده دوست دارم همش اینجاباشم. بنظرم چند روزی روصبرکن خودش خوب میشه فقط صبرکن ودعواش نکن

وای دختر منم چسبک بود بهم دو دوره گزاشتم کلاس ..الان که گذاشتم پیش2 مثلن امروز بازم میگف میشه بمونی گفتم نه تو بمون میام دنبالت ..ولی هستن چند تا خانم که اونا هم پسراشون گریه و نمیزارن مامانشون بمونه.
چاره ای نیست باید چندین روز خودت هم بمونی تا عادت کنه.درست میشه صبور باش

تایپک من و بخون... دقیقا مشکل تو رو دارم فرق اینه ک مهد بچم نمیزارن کسی داخل بیاد با بچه انتظار دارن بچه ای ک اضطراب جدایی داره رو تنها بفرستم تو

ببرش صبوری کن عادت میکنه

عادت میکنه دختر منم اول نمی موند

نه اصلاااا بزور نبر که بچه زده میشه

هرروزببرش توهم بمون جدانشو

نه ببرش عادت میکنه بهش بگو من وایمیستم با هم میریم پسر منم پارسال خیلی اذیت میکرد خداروشکر امسال بهتره ..یهویی هم ترکش نکن بزار اعتماد کنه ک بهش گفتی میمونی ی چند هفته احتمالا بمونی همون جا ولی درست میشه

پسر منم میره من باید بشینم سالن مرتب میاد بوسم میکنه میره کم کم عادت میکنن

سال اوله میره ؟

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۶ سالگی
بچها شما جای من باشید چکار میکنید؟اصلا بچهای شمام اینجورین؟ پسر من صب ک چشمشو باز میکنه داد و هوار و عصبانیه کلا عصبیه صبر ندارن هر چی میخواد باید حاظر باشه.خودشو می‌کشه ک دستور صورت بشوره همش غر میزنه.روزی چند ساعت فقط با باباش بازی میکنه.الان چند روزه لب ب غذا نمیزنه این دو روز خیلی حرص خوردم دیگ گفتم ولش کن نخوره تا ببینم چی میشه.چند روزه تا بگی بیا غذا بریم بیرون بیا تمرین کنیم الکی میگ الان بالا میارم و میزنه زیر گریه.با اینک آرزوش بود خواهر برادر داشته باش و الآنم همش میپرسه کی میاد و... بعضی وقتا همش با لگد میخواد بزنه تو شکمم ک امشب همین کارو کرد بعد انگار چشم ندارن ببینه من دارم استراحت میکنم یا میخندم‌.یا بزور بلندم میکنه مثل الان ک غذا گرم کن رفتم زیرشو روشن کردم میگ نمیخورم یا ببینه میخندم خودشو میکشه ک تو چرا میخندی.انقدم بهش محبت میکنم ک حد نداره ولی دیوونم کرده خیلی امشب دعواش کردم خستم کرده با داد وهوارش با عصبی بودنش هرچقدم بها میدی بدتر میشه
مامان هیرمان مامان هیرمان ۶ سالگی
مامانا پسرای شما هم مث پسر من خیلیییی بهتون میچسبن؟؟من تو خونه فقط سر پا در امانم کافیه بشینم یا دراز بکشم یا رو شکممه یا رو پامه یا رو کمرمه😐 الان نشسته بودم آشپزخونه اومد بغلم ایقد وول خورد کلافه شدم از دستش پاشدم اومدم پذیرایی کنار بخاری تا میخاستم بشینم دیدم خوردم ب چیزی😐🤦‍♀️زودتر از من نشسته بود جفتمون باز😂کلا همش چسبیده بهم خیلی وابسته هم هست جایی میرم همش زنگ بیا بیا گریه اصلا افتضاح ولی دخترم با اینکه کوچیکتره اصلا اینجوری نیست مستقل تر هست بهم نمی‌چسبه یا بغلم نمیاد زیاد، مثلا دیروز میخاستیم بریم عروسی دخترم غر میزد عه باژم علوسی😂 من خشته میشم🤦‍♀️😂 نمیام 😐 گفتم نمیای؟ میگه نه منو بژال خونه مادر شیرین😂 بخدا راضی بود بره خونه مادرشوهرم، گفتم برو ما شب میایم میبریمت گفت باشه داداشش گفت نه من نمیرم میام عروسی این ب داداشش گفت توام بیا بریم داداشش ندفت اینم گفت تا داداش نیاد نمیرم 🤦‍♀️

کلا میگم پسرم خیلی وابستس و مستقل نیست تو کاراش 🤦‍♀️