تجربه سزاریم سوم🌸 قسمت چهارم
و نمیدونم برای بار سوم بود یا چهارم و ایا واقعا لازم بود یا نه یا میخواستن هرکس از این ماماها یه امتحانی کنه که اومدن فشارم بدن و ایندفعه چون بیحسیم رفته بود انقدر داد زدم و درد داشتم و گریه کردم که رنگ از روی دوستم رفت طفلکی چشممو که باز کردم دیدم رنگش عین گچ دیوار شده.عقلم نرسید که نزارم دیگه فشارم بدن اخه چند بار؟سزارین قبلی بنت الهدی بودم دوبار یا سه بار بود اونم بار سوم یه مقدار اذیت شدم ولی نه انقدر که اینبار درد کشیدم.بعدم که دفعه قبلی بعد ده روز دیگه بخیه هام اصلا اذیت نبود ولی اینبار تا همین پریروز بخیه هام درد میکرد 😕فکر میکنم چون تازه زایمان کرده بودم اینطور شد.خلاصه که دوست ندارم بترسونمتون ولی واقعیت رو نوشتم و این سزارین خیلی درد کشیدم ولی خب میگم بدن با بدن فرق داره ممکنه کسی دیگه اینطور نباشه.
خودم یه شب بیمارستان بودم فرداییش مرخص شدم ولی رفتم پایین قسمت ان ایسیو اتاق گرفتم و روزی چند بار میرفتم به پسرم سرمیزدم با اینکه واقعا خیلی درد داشتم...
ادامه بعدی

۳ پاسخ

پمپ دردم داشتم اتفاقا.اصلا عجیب درد داشتم قبلیا اینطور نبودم.چون همسرم میخواست پیشم باشه اتاق خصوصی گرفتیم

منم تیر سزارین شدم اولیم طبیعی بود دومی سزارین، بنظرم از تاق خصوصی واجب تر پمپ درده چون پاستور دو تخته اس اتاقاش، مال منم چندبار فشار دادن چون خونریزی باید کم بشه و رحم جمع بشه احتمالا چون تازه زایمان کردی خیلی اذیت شدی من چون پمپ درد داشتم راحت اومدم از تخت بیرون دستشویی رفتم راه رفتم
فقط تو خونه درد داشتم که با شیاف کنترل شد

کدوم بیمارستان بودی؟ من فقط تو ریکاوری ۲بار فشار دادن اصلا بعدش فشار ندادن دیگه.

سوال های مرتبط

مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ ۵ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان محمدرضا💚 مامان محمدرضا💚 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین سوم 🌸قسمت سوم
خلاصه که منو بردن تو اتاق خصوصی که گرفته بودم و همسرم و دوست خانوادگیمونم اونجا بودن ولی بچه رو نیاوردن و گفتن رفته دستگاه شوهرم خیلی گریه کرده بودولی من گریه نکردم چون اسمشم محمدرضا گذاشته بودم سپرده بودمش به امام رضا ع و میدونستم که اتفاق بدی نمیوفته و حالش خوب میشه و اومدم اینجا و از دوستام خواستم که برام صلوات بفرستن و پیام هارو هم دیدم خیلی دلم اروم تر شد.اومدن یبار دیگه فشار دادن یکم درد داشت چون بیحسیم داشت میرفت ولی قابل تحمل بود.کم کم دردم شروع شد چون بیحسی رفت واقعا موقع دوتا سزارین قبلی اینطوری نبودم ولی اینبار اصلا نمیتونستم از تخت بیام پایین که راه برم گفتن بیا کمکت میکنیم باهمسرم دستمو گرفتن انقدر درد داشتم که کلی داد زدم و گریه کردم چندقدم حالت خمیده رفتم و بردنم دستشویی و باگریه و دردبرگشتم بعدش تازه اومدن برام مسکن زدن.واقعا نمیدونم چرا این عذابو بهم دادم من خیلی دردداشتم خب اول مسکن رو میزدن چی میشد.خلاصه که اونم گذشت ..

#بارداری #زایمان #نوزاد
مامان میران مامان میران ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۱۵ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۸
۴۰ هفته ۵ روز زایمان کردم
بچم ۳۵۰۰ وزنش بود
ناخن هاشم بلند بود چون تا آخرین هفته مونده بود
یه شب بیمارستان خوابیدم بعدش مرخص شدیم
الان که به زایمانم فکر میکنم میبینم با اون همه دردی که کشیدم ارزشش رو داشت که زایمان طبیعی رو تجربه کردم حتی اگه یه زمانی زایمان بعدیم سزارین باشه بازم پشیمون نیستم که زایمان طبیعی رو تجربه کردم وقتی بچمو دیدم بدن داغشو حس کردم خیلی خوب بود یه حسیه نمیشه توصیف کرد 🥹
درد طبیعی همون لحظه که بچه بیاد درد تموم میشه ولی سزارین بهوش که میای شکمت ۷ لایه پاره شده ولی بازم هر دو تا زایمان بخیه ها درد دارن
تخت کناریم سزارین کرده بود سه تا سرم بهش وصل بود که یکیش پمپ درد بود هر چند ساعتم هی میومدن براش شیاف مسکن میزدن
منم درد داشتم ولی فقط روز اول شیاف میذاشتم بعدش دردم آنچنانی نبود فقط بخیه هام حس میکردم که سفت بودن که خودشون یکی یکی افتادن
خداروشکر میکنم که زایمانم یه خاطره خوب شد برام
زایمان چه سزارین باشه چه طبیعی هر دوتاش درد و عوارض داره و دست خودمونه کدوم راه رو بریم
و البته بدن با بدن هم فرق می‌کنه بعضیا فقط یه نوع زایمان براشون راحته
مامان محمدرضا💚 مامان محمدرضا💚 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین سوم🌸
سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه مرسی از همه عزیزانی که برام دعا کردن انرژی مثبت دادن چون نی نیم اب ریه ش خوب جذب نشده بود رفته بود توی دستگاه و حال خودمم خوب نبود و درد داشتم.دوستان گفتن تجربه زایمانت رو بنویس.اومدم براتون بنویسم البته خلاصه بگم🙂
دکتر برام روز١٨ هم شهریور تاریخ زد و طبق یه سونو٣٧هفته و ٣روز بودم طبق یکی٣٨هفته ولی این اخرا واقعا فشار روی لگن ...زیاد بود اصلا انگار بچه یه سیخ یا چاقو تو دستش بود و هرازگاهی به سمت پایین فرو میکرد به سمت راست شکمم و دیگه راه نمیتونستم برم.خلاصه روز١٨هم رسید و دخترم و مادرم رو گذاشتم پیش پسر کوچیکم که١سال و٩ماهشه و٥ونیم صبح باهمسرم بیمارستان بودیم.بیمارستان پاستور مشهد زایمان کردم و از نظر رسیدگی و تمیز بودن خوب بود.
نمیخوام بترسونمتون البته بدن با بدن فرق داره و من یکم بدنم ضعیفه و استانه دردم پایینه ولی واقعا سزارین سوم با سزارین اول و دوم فرق داره و واقعا اذیت شدم.اول که سوندرو گذاشتن و من کلا مشکلی باهاش ندارم و درد و ایناهم نداره .
ادامه تاپیک بعدی
#بارداری #زایمان #نوزاد
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 ۳ ماهگی
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۳ ماهگی
زایمان سزارین
پارت آخر
بچها من تجربه زایمان طبیعی نداشتم ولی اگه میخوایید از درد طبیعی فرار کنید و سزارین بشید باید بگم اینم همونه و دردای خودشو داره پس برای فرار از درد نوع زایمانتون رو انتخاب نکنید.
.
خلاصه بار اول که میخوای راه بری برای من وحشتناک بود یعنی انگار دوش آب رو باز کردن رو سرم خیس عرق بودم از درد و سوزش جای بخیه ها
انگار فلفل ریخته بودن رو زخمم از تخت که اومدم پایین دیگه نه میتونستم سرپا باشم نه میتونستم بشینم نه میتونستم برگردم رو تخت مجبور بودم که ادامه بدم و این خیلی خیلی سخت بود اما تاب آوردم
تا سرویس بهداشتی رفتم و با اینکه پمپ درد داشتم شیاف گذاشتم و با همون مشقای که رفته بودم برگشتم و رو تخت خوابیدم.
اما بار دوم راحت تر بود یعنی درد بار اول از ۱۰۰درصد ۹۰درصد بود بار دوم ۷۰ درصد بار سوم ۵۰ درصد....هربار کم میشد از دردش
تا آخرشب شب که باید شکمم کار میکرد و نکرده بود...شیاف و شربت و میوه خوردم تا شکمم کار کنه ولی میترسیدم که موقع مدفوع هم درد داشته باشم اما نداشت و خیلی راحت بودم حتی وقتی شکمم کار کرد دردام یکم سبک تر شد و سرحال ترشدم....ساعت ۱ شب بود مرخص شدم.
ممنون از همتون دوستان اگه سوال داشتید بپرسید تا جواب میدم😘
مامان محمدرضا💚 مامان محمدرضا💚 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین سوم🌸قسمت دوم
بعد که رفتم اتاق عمل و بیحسی برام زدم و دکترم که واقعا دکتر خوب و با اخلاقی هست شروع کرد به برش و ...
اصلا نمیدونم چرا درد داشتم من سر دوتا سزارین قبلی اصلا هیچی نفهمیدم ولی اینبار اول یه درد که حالت کشیدگی پوستم رو حس میکردم داشتم نمیدونم بخاطر این بود که بچه از قبلیا درشت تر بود یا چی چون ٣٦٠٠ بود ماشاالله قبلیا ٣٢٠٠ بودن هردوتا.خلاصه گفتم درددارم گفتن درد نیست اون بخاطر حس کشیدگیه که داری بعد گفتن میخوایم یه فشار بدیم باز یه درد تو قسمت پایین دنده هام داشتم گفتم دنده هام درد میکنه گفتن ماکاری با دنده هات نداریم شاید معده ته چون داری دارو میگیری گفتم احتمال داره چون من کلا معده مم دردمیگیره میزنه به پشتم و دنده هام بعد فکر کنم مسکن زدن دردم قطع شد.بعدپسرمو نشونم دادن سفید و تپلی صورتشو چسبوندن به صورتم گرم و تپلی خدای من بهترین حس دنیا بود.دیگه بردنش و منم بردن یه قسمت که سرم میگرفتم و اومدن فشارم دادن که چون هنوز بیحس بودم درد نداشتم و گفتن یکم خونریزیت زیاده و منو دیرتر توی اتاقم بردن.فشارمم طبق معمول پایین بود و بالا نمیرفت..
#بارداری #زایمان #نوزاد
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان|پارت سوم

منم چون دردی نداشتم منتظر بودم ببینم چی میشه و اصراری نکردم که ببرنم سزارین..البته اینم بگم که انقدر تعداد معاینه ها زیاد بود که واقعا تحملش برام سخت شده بود

ساعت ۵ دکتر اومد بالا سرم و فکر کردم میخواد معاینه کنه که یهو دیدم یه اب گرم و زیاد از زیرم اومد و فهمیدم کیسه ابم رو پاره کردن... خیلی وحشتناک بود واقعا و انقدر دستش تو بود که دل درد خیلی شدید گرفتم...

از بعد از پاره شدن کیسه آب دردای خیلی شدید اومد سراغم و بخاطر امپول فشار خیلی حس مدفوع و ادرار داشتم ولی چون nst بهم وصل بود حتی نمیذاشتن تا دستشویی برم

از ظهر هم چیزی نخورده بودم چون هی میگفتن کمکنه سزارین بشی و باید ناشتا باشی

هر چی میگذشت دردام شدیدتر میشد و تقریبا هر ۳۰ ثانیه درد داشتم

ساعت ۸ بود که اومدن دوباره معاینه کنن و من اونجا انقدر درد داشتم که گفتم حداقل ۴،۵ سانت شدم و دیگه چیزی نمونده ولی بعد از معاینه گفت تزدیک دو سانت شدی و انگار یه پارچ آب یخ ریختن روم... یعنی با خودم گفتم این همه درد کشیدم برای یه سانت؟؟
مامان مامان دلارا🎀 مامان مامان دلارا🎀 ۱ ماهگی
سلام خانوما من زایمان کردم سزاختیاری انتخاب کردم بیمارستان خصوصی گلپا
من صبح دکترم گفت بود ساعت ۷بیمارستان باشم رفتم اونجا پذیرش شدم
رفتم توی بخش زنان کارامو کردن تندتند مستقیم رفتم اتاق عمل واقعیتش خیلی میترسیدم ازاناق عمل ولی خدایی اصلا ترس نداشت خیلم شیک بود
دیگه نشستم روتخت دکتر بیهوشی پشتم بوداسپاینال درد داره نمیگم نداره عجب نمیفهمی البته که بدن با بدن فرق داره دردشم مثل همون آمپول که تو باسن میزنن بود ولی من چون بی حس نمیشدم ۵بار اسپاینال شدم وواقعا اذیت شدم آخرین بار که زد سریع خوابوندنم پرده کشیدن دکترم داشت برش میداد من درد داشتم نمیسوخت ولی وقتی لایه هاروازهم میکشید بازبشه توپهلوهام احساس درد بدی داشتم همونجا گفتم بهشون بهم یه دارو زدن گیج شدم ولی اونقدر تاثیر زیادی نداشت کلا بدنم فکرمیکنم مقاوم بود دفعه بعد مسکن زد توسرمم بچه به دنیا اومد
دکترم شروع کرد بخیه زدن اون خب بیشتر طول کشید تا بازشدنم بخیه که تموم شد من داشتم میلرزیدم که طبیعی بود گفتن
س