🎀وقت کردم الان از تجربه سزارینم بگم 🎀 به درخواستتون😍 :

پارت اول 🎀 :
خب من خودم بعداز کلی تحقیق سزارین رو انتخاب کردم

خلاصه بگم خیلی از چیزی که فک میکردم راحت تر بود تا ابد درود بر سزارین !

ساعت ۵ صبح رفتم بیمارستان ، ازم ان اس تی گرفتن دیگه رفتم لباسامو عوض کردم اومد انژیوکت وصل کردن سوند زدن ، سوند حالت سوزش ادرار داشت دردی نداره ولی حس خوبی نیست اگر میتونید بگید تو بیحسی براتون بزنن !
دیگه رفتیم اتاق عمل ، خودمو شل کردم برام اسپاینال زدن ، هیچ دردی نداره فقط یه حس برق گرفتگی درحد صدم ثانیه ، بعدش بهو پاها بیحس بیحس میشه و کلا انگاذ پایین تنه نداری ، در تمام مدت هم مرتب حالمو چک میکردن و کلا در عرض ۵دقیقه صدای گریه بچمو شنیدم که اونجا حس بسیار شیرینی بود گریم گرفت خیلی وحال خیلی قشنگی داشتم ، بعدش یکم حس کردم قفسه سینم سنگین شد که به بیهوشی گفتم فورا یه امپول تو سرمم زد انگار تمام وجودم باز شد !
بعدشم که نینی رو اوردن گذاشتن رو صورتم گفتن تماس پوستیه ، بعدش هم گذاشتن رو سینم بهش شیر بدم تا زمانی که عمل تموم شد بردنم ریکاوری!

(پارت بعدیو میذارم الان🎀

۹ پاسخ

چقد وقتی با جزئیات تعریف میکنی حس آرامش میگیرم استرسم کم میشه . عزیزم تا قبل عمل اجازه دادن شوهرت بمونه پیشت ؟

وای چه حس خوبی
مبارک باشه عزیزم قدمتش پر برکت💋

نوع بی حسی انتخابش با شما هست یا دکتر ؟

ساعت چند عمل رو شروع کردن ؟گرسنه نشدید؟😅من همش میگم نمیتونم ساعت زیادی گرسنه بمونم از بس تو بارداری نصف شب غذا خوردم

ای جانم🥹💖

عزیزم مبارکه ..اینکه بعد عمل سزارین سریع بچه رو میارن شیر بدی .. آنقدر راحت شیر میاد ..

گلم سزارین اول بودی؟
دکتر ب چه بهونه ای سز کرد

الهی 😍😍
تماس پوستی خیلی حس خوبی داره کاش میشد بیشتر رو صورتم بزارمش

بسلامتی،بچه چندمت بود؟ چند هفته سزارین شدی عزیزم؟

سوال های مرتبط

مامان درسا مامان درسا ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۴
رفتم بلوک زایمان برای آماده شدن واااای که داشتم میلرزیدم داشتم سکته میکردم از سوند و زایمان یهویی و وااااای
دوباره ازم nst گرفتن و رفتیم برای سوند 😭 وااای که چقدر میترسیدم و چون میترسیدم سوند و زدنی خودمو سفت کردم و درد داشت البته سوزش داشت بیشتر . بعدش سرم و اینا وصل کردن بهم و لباسامو عوض کردم و رفتم برای اتاق عمل 😍🥹
از آمپول بیهوشی هم میترسیدم اصلا کلا وحشت داشتم چون خیلی یهویی شد 🥹 دکتر بیهوشیم اومد و با کلی شوخی و خنده و مهربونی بیحسی رو زد بهم . ینی منی که از آمپول میترسم و درد داره این بیحسی اصلا درد نداشت اصلا اصلا ... بعدش گفتن بخواب یهو و دراز کشیدم و عمل و شروع کردن .
فک کنم ۵ دقیقه گذشته بود یهو همه گفتن مبارکهههه چقدر تپله 😍😍😍🥹🥹🥹😭😭😭 واااای انگار که دنیارو دادن بهممممم گفتم دنیا اومددد؟؟؟😍😍 گفتن آره من دیگه گریهههه گریهههه از خوشحالی 😭😭😭🥹🥹🥹😍😍
همش خداروشکرررر میکردم و خوشحال بودمممم صدای گریع اشو شنیدم مردم از خوشحالی بعدش که آوردن تماس پوست با پوست کلیییی بوسش کردم و کلییییی قربون صدقه اش رفتمممم😍😍
بعد شاید ۱۰ دقیقه بردنم ریکاوری و فقط تو ریکاوری میلرزیدمممم🥹
مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۶ ماهگی
مامان الیاد مامان الیاد ۳ ماهگی
سلام من میخوام از تجربه ی سزارینم بگم کاملا صادقانه شاید به کسایی مثل خودم کمک کرد ،من خیلی استرس عمل داشتم فوبیامم این بود که اگه برش بزنن من میفهمم و قراره بعد سزارین کلی درد بکشم،اولش که رفتم بستری شدم انژیوکت و سرم وصل کردن حدودا نیم ساعت مونده به عمل سوند گذاشتن این قسمتش برای من دردناک بود درحد ده دیقه سوزش داشتم و اینکه حس بدی هم داشت انگار که یچیزی اون تو گیر کرده بعدش منتقل شدم اتاق عمل اونجا بی حسی از کمرو زدن که من فقط سردیه بتادین رو حس کردم بلافاصله حس گرما تو پاهام پخش شد سریع دراز کشیدم بعدش دکتر داشت کارشو میکرد من از استرس اکسیژنم افتاد ولی سریع حلش کردن دستام گزگز میکرد و بی حسی تا قفسه ی سینم اومده بود بالا حدود یه رب از عمل میگذشت که من صدای گریه ی بچمو شنیدم کل عمل حدودا ۴۰دیقه شد بعدش بردنم اتاق ریکاوری اونجا حدود ۱/۵ساعت موندم یکم لرز اومد بعدش اولین ماساژ شکمی رو انجام دادن که بیحس بودم متوجه نشدم باردوم که ماساژ دادن حس کردم ولی دردش قابل تحمل بود من فک میکردم ماساژ ماساژ که میگن یکی میاد میوفته رو شکمت و فشار میده ولی اینطوری نبود با نوک چهارانگشت از زیر ناف بصورت دورانی فشار میدن در حد ۵،۶ثانیه بعدش اومدم بخش پمپ درد داشتم که خیلی کمکم کرد حتما حتما بگیرین راحت ۳ساعت طول کشید حس پاهام برگرده ،قبل اولین راه رفتن سوندو خارج کردن من چون شنیده بودم اولین راه رفتن سخته میترسیدم از وسط نصف بشم کمکم کردن از تخت اومدم پایین گفتن دوقدمم بری بعد دوقدم اول یکم راحتتر راه رفتم و تا ته اتاق رفتم و اومدم شیافم من همش۵تا شیاف استفاده کردم تو ۳روز اول امیدوارم به دردتون بخوره اگرم سوالی چیزی داشتین خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم❤️
#سزارین
#زایمان
مامان فندوق مامان فندوق ۱۷ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمان سزارین
روز چهارشنبه ساعت ۶ صبح رفتیم بیمارستان اول رفتم زایشگاه ازم nstگرفتن گفتن خیلی انقباض داری درد نداری ک نداشتم بعد بردنم بهم انژیوکت وصل کردن و کلی شرح حال گرفتن و بعد سوند وصل کردن من از سوند خیلی میترسیدم و خودمو سفت میکردم ولی اصلا اونجوری ک‌فکر میکردم نبود ساعت ۸ گفتن آماده ای بریم اتاق عمل رفتم رو‌ولیچر بردنم اتاق عمل یکم محیطش برام ترسناک بود چون اولین بارم بود ولی زیاد استرس نداشتم کلی آدم اونجا بود هرکسی مشغول ی کار بود دکترمم اومد کمک کردن رو تخت نشستم گفتن کمر و گردنت رو خم کن آمپول بی حسی بزنیم من ترسی نداشتم از اون ولی چون دریچه نخاعی من تنگ بود یکم اذیت شدم و چند بار سوزن زد تا تونستن جای درستی پیدا کنه وقتی تزریق تموم شد پام شروع ب داغ کردن کرد درازم کردن و جلوم پرده کشیدن سرم وصل کردن حس میکردم چیزی روی شکمم میکشن گفتم من بی حس نیستم هنوز شکمم رو پاره نکنید گفتن نه نترس هنوز داریم بتادین می‌زنیم بعدش دیگه نفهمیدم کی شکمم رو پاره کردن صدای گریه بچم پیچید و دنیا مال من شد تمیزش کردن آوردن کنار صورتم بوسش کردم بعد بردنش لباس تنش کنن..بعد حس کردم حالت تهوع دارم گفتم بهشون ی آمپول تو سرم زدن اما خوب نشدم و بالا آوردم بعدش باز گفتم سردردم بهم آرامبخش زدن دیگه چیزی نفهمیدم یهو چشامو باز کردم دیدم چنتا مرد می‌خوان بزارنم رو تخت دیگه ببرن ریکاوری تقریبا یک ساعتی تو ریکاوری بودم دوبار اومدم شکمم رو فشار دادن ک چون بی حس بودم زیاد درد نداشت بعدش هم بردن بخش و پسرم رو آوردن برای شیر خوردن ..در کل از انتخابم راضی ام بازم برگردم عقب سزارین انتخابمه الآنم درد ندارم ۸ ساعتی شیاف میزارم تو بیمارستان هم پمپ درد داشتم که اصلا دردی حس نکردم