سلام دوستان عزیز تو یه مورد دلم خواست نظر شما ها هم بمرسم از تجربه هاتون بهم بگید ممنون میشم
من ۳۱ هفته باردارم دوتا دخترام شیر خودمو خوردن دختر اولم که شیر میخورد خوب طبیعتا زایمان اولم بود و تجربه ای نداشتم وسواس ردی شیرم گرفتن فک میکردم شیر ندارم و افسردگی خیلی سختی گرفتن یعن تا ۵ ماه بعد از زایمان دومم من با افسردگی دست و پنجه نرم کردم ۴ سال قرص مصرف کردم و حالم افتضاح بود فقط و فقط به علت شیر دادن بچه شیر میخورد سیر میشد ولی چون سینه هام شل بودن حس میکردم شیر ندارم تا مرز دیوونگی رفتم به جای رسیده بودم که کد ملی خودمو از یادم رفته بود ولی شیرم خیلی سر بچه اولم قوت داشت دختر تپل بود ولی دختر دومم که خیلی کم بنیه شده بودم اصلا شیرم قوت نداشت وزن نگرفت همینحوری ریزه میزه موند
حالا دلم میخواد این بچم بشه کلا شیر خشک به اطرافیان که مگیم خیلی با حرفاشون اذیتم میکنن همش میگن این پسره گناه داره حقش ضایع میشه . سیستم ایمنی ضعیف میشه هنش سرما میخوره . شیر خشک سخته فلان و از اینجور حرفا ولی مطمعنم شیر دادن دوباره حالمو بد میکنه نمیدونم کسی درک کنه یا نه ولی اصلا با پروسه شیر دادن نمیتونم کنار بیام یه جور عذابه برام از یه طرفی هم نمیدونم بچه هر وقت گریه کرد بهش شیر خشک بدم اصلا چجوری واقعا خیلی گیجم نمیدونم چکار کنم خودمم اصلا توان شیر دادن ندارم از یه طرف کم‌بنیه شدم ۳ تا بچه پشت سر هم دیگه جونی برام نمونده از یه طرف هم مطمعنم شیر دادن دوباره اذیت میشم وسواس فکری میگیرم
توروخدا اگه تجربه ای دارین کمکم کنید واقعا گیجم

۱۸ پاسخ

اطرافیان زر میزنن من با شیرخشک بزرگ‌شدم چم شده؟من از شیر دادن متنفرمممم حس بسیار بدی میگیرم ب پسرم شیرخشک دادم‌اصلا سینه ندادم ففط ده روزی دوشیدم براش .......مادر شوهرم اینا میگفتن عه چرا شیرمادرخوبه شوهرم‌باهام‌دعوا ک تو بخاطر خودت میخای شیرخودتو ندی گفتم اره بخاطر خودمه دوس ندارم بدم شیر خشک میخام‌بدن بدن خودمه ب کسی چه خلاصه ک شیرخشک دادم‌ویتامیناش تکمیل و عالی دومی ام‌همینکارو میکنم شیر خشک فقط

سلام. اولا که اطرفیان همیشه یه حرفی برای گفتن دارن. دوما من ۳۲ هفته زایمان کردم بخاطر مسمومیت بارداری . شیر نداشتم دخترم به اجبار شیرخشکی شد . اوایلش خیلی غصه میخوردم ولی بعدش دیگه گفتم‌حتما صلاح خدا همچین بوده. ولی اینکه زود به زود سرما میخوره و اینا چرت و پرته. هرکاری که خودت صلاح میدونی انجام بده

عزیزم ۴۰ روز شیر خودتو بده بعدش شیرخشک
اعصاب و روان خودت مهم تر از همه چیه مگه ادم افسرده میتونه بچه بزرگ کنه عزیزم؟
معمولا اطرافیان حرف مفت زیاد میزنن

شیر خشک بده بهش من اشتباه کردم که شیر خشک ندادم

شیر خشک بده عزیزم دختر منم شیرخشکی هست خدارو شکر خییییلی کم سرما خورده تا الان،راحتر میتونی از شیر بگیری اصلنم سخت نیست

من شیر خشک دادم نداشتم بعد همزمان شیر خشک دادم شیر خودم طبق نظر دکتر فقط دیگه شیر خشک دادم
گلم ببین سواد اطرافیان که میگن شیر خودت ندی چقدر هست
به حرف هر کسی نباید گوش کرد شنوده باید عاقل باشه
من یک خالم شیر داشت اما شوهر خالم خوشش نمی یومد خالم شیر خودش بده همه بچه های با شیر خشک بزرگ شدن
الان دیگه وقت ازدواج نوه‌اش هست
پسر خالم که باشید خشک بزرگ شده بود از اول جز رتبه تک رقمی کنکور ریاضی بود
مهندسی ارشد گرفت دکترا خبر ندارم
طوری خود سازمان ها ازش درخواست کردن بره سر کار بی‌دردسر رفت سر کار
یک دخترخاله دیگم مهندس شد ارشدم گرفت از نظر هوش خیلی بالا هست
پس هر کسی گفته اون حرفا به شما تجربه ندارن یا تفکر قدیمی داره
احترام بگذار بهشون اما کاری که خودت صلاح می دونی بکن
ما زندگی می کنیم لذت ببریم از حالمون به خاطر دیگران خراب نکن حالت روزگارات

عزیزم منم بچه اولم یعنی دخترم هم شیر خودمو میدادم هم شیر خشک ک بعد شش ماه دوباره باردار شدم دخترم رو از شیر نگرفتم اصلا دلم نیومد عذاب وجدان داشتم تو بارداری بهش شیر میدادم تا الان ک یک سالو ۸ ماهشه پسرم ۵ ماهشه دخترم دو هفته میشه از شیر گرفتم دخترم ک شیر میدادم نفس کشیدن برام خیلی سخت بود بند بند استخونام درد می‌گرفت دو سال بارداری پشت هم و شیر دهی بدنمون خیلی ضعیف کرد ولی واسه پسرم ب کسی اجازه دخالت ندادم تا ب دنیا اومد بعد دو روز شیر خشک گذاشتم دهنش خدا رو شکر پسر خیلی آروم و مستقل خودش میخابه شیرشو راحت میخوره اصلا هیچ مشکلی نداره دخترمو از شیر گرفتم الان یواش یواش بدنم داره جوم میگیره مثل 🐕پشیمونم ک ب دخترم شیر خودمو دادم الان همه پولدارا بچه هاشون از روز اول شیر خشک میدن اصلا عذاب وجدان ندارن بچه هاشون همه نابغه هستن پسر دایی خودم شیر خشکیه مدرسه نیز هوشان هست هوشش عالیه اگ شرایط شیر خشک دادن داری اصلا ب حرف بقیه اهمیت نده الان ماه ب ماه ب بچه ها سبد میدن همونو بده شیر خشک براش خودمون هم آدمیم سلامتیت مهمتره

حرفای مردمو ول کن اصلا نگو میخای چکار کنی ولشون کن
ببین پسر منم زود دنیا اومد من شیرم کم بود نمیفهمیدم بچه سیرنمیشه زردیش بالا رفت
بعد پسرم 2500بود انقدر ریز بود من حرص میخوردم همش گریه میکردم
بعدکه شیرخشک دادم بچم اصلا جون گرفت درست شد چون شیرخشک پراز اهن و ویتامینه بچم خودشو به هم سن وسالاش رسوند هم قدهم وزنش اوکی شد
منم اولش غصه میخوردم که شیرم کمه بچم شیرخشکی شد ولی الان هرکی میبینم میگم فقط به بچتون شیرخشک بدین هم بچه راحت سیرمیشه ارامش داره میخابه هم مادر راحت تره وارامش داره
بعد دیگه استرس و اظطرابو ناراحتی خودشو از طریق شیرش به بچه انتقال نمیده

وقتی اینهمه اذیت میشی شیرخودتو نده شیرخشک بخوره بهتره تا اینکه شیرخودتو بخوره درحالی که حالت خراب هست و افسردگی بگیریو نتونی درست بهش برسی... درسته شیر مادر بهتره ولی وقتی قراره دو سال با عذاب برات بگذره چه فایده داره... حرف اطرافیانو به ی ورت بگیر مگه اونا جای تو سختیاشو میخوان تحمل کنن

والا من بچم از روز اول شیر خشک خورد زرنگ باهوش و سلامتی قدم وزنشان بالای نموداره بیخیال حرفای مردم مادر شاد بهتر از مادرید که با افسرده‌ی به بچه شیر بده

شیرخشک اصلا بد نیس و به کسی هم ربطی نداره تو چیکار میکنی ولیییییییی الان هزینه هاش خیلی بالاست سخت پیدا میشه بعضی مدلاش و همیشه باید وسیله همرات باشه همه جا شب و نصف شب پاشی شیر درست کنی و یکم سختتره شیر خودتو بده بنظرم کنارش کمکی هم بده که اگه یه زمااااانی گیرت نیومد یا هر اتفاقی افتاد حداقل بچه شیر خودتو بخوره

به حرف هیچکی گوش نده اون شیر اولیه که میاد بدوش با شیشه بهش بده تو بیمارستان که فک کنم نزارند شیر خشک بدی بخر همراهت باشه معمولا هم ببلاک اول بده بعد دکتر اطفال ببر بهت میگه چه شیری بهش بدی هر 2ساعت به 2ساعت هم شیر خشک باید بدی مقدارشم بستگی به وزن بچه داره و دکتر بهت میده یهویی زیاد بدی رفلاکس میگیره

اتفاقا خوبه اصلا نگران نباش
والا من دیدم بچه های شیر خشکی بنیه قوی تری دارن

حرف دیگران بریز بیزون
بنظرم هر دوسو‌بده هم شیر خشک هم شیر خودت
شیر خودت مثلا برای شبا خوبه هر وقت بچه بیدار شد شیر میدی لازم نیست براش شیر خشک اماده کنی
یا وقتی ابجوش یا هر چیزی در دسترست نیست
منم با شیر خودمو دادن تا حدی اذیت بودم اما نه به اندازه شما از همون اول شیر خشکم دادم طی روز سه چهار بار شیر خشک میدادم شبا قبل خواب شیر خشک بعدش شیر خودم طی روزم دو سه باری شیر خودمو میدادم
بنظرم بهترینش هر دوشه
واقعا اهمیت نده
یه بار با قاطعیت جوابشونو بدی دیگه دخالت نمیکنن
دختر ‌پسرم نداره که بخواد حقی ازش ضایع بشه
اونا که جای تو نمیخوان قرص بخورن ‌‌با افسردگی دست و پنجه نرم کنن

دوسه ماه باهم بده بعدش شیرخشک بده بچه های شیر خشکی هم سالم ترن هم باهوش مگه ماها چی میخوریم که شیرمون قوت داشته باشه همه چی شیمیایی اونم گرون بشه پیدا کرد خورد یانه به گاو گوسفند کاغذ میدن میخوره گوشت اون قوت داره کیلویی دوتومن بخری بخوری شیر بدی بده شیرخشک خداتم شکر کن نه دندونت خراب مبشع نه افسردگی میگیری. نه کلی چیز دیگه سه ماه درکنارش شیر خودت بده بعدسه ماه قطع کن

من به اختیار خودم بچمو شیرخشک دادم
حرف بقیه هم برام مهم نیس یه قوطی شیرخشک بچم خرج‌ی یه ماهشونه

هرچیزی که خودت باهاش راحتی انجام بده
میتونی مثلا هم شیر خشک بدی هم شیر مادر کمکی باشه برات
البته بعد چند ماه بچه یکیشو ول میکنه یا کلا شیر مادر میخوره یا شیر خشک
پسرمن شیر خشکو خودش ترک کرد و شیر منو خورد بعد از ۹ ماهگی
ولی تو همون نه ماه هم خیلی کمک بود برام

حرف دیگرانو گوش نده اگ واقن اذیت میشی و نمیتونی شیرخشک بده
من خودمم تا چن وقت پیش داشتم ب پسرم شیر میدادم حس افسردگی داشتم الان قطع کردم وضعیتم بهتره
تا 6ماهگیم شیر خشک میخورد شیر من اصلا سیرش نمیکرد

سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان سوفیا🐣💗 مامان سوفیا🐣💗 ۱ سالگی
سلام میخوام تجربمو برای از شیر گرفتن دخترم بگم هم خاطره بمونه هم شاید کمک کنه به باقی مادرا
اول اینو بگم دختر من خیلییییییی به شیر وابسته بود اینطوری که هر نیم ساعت شیر میخواست و اگه بهش نمیدادم چنان گریه میکرد که کبود میشد اصطلاحا میگن ریسه میرفت، هرکی منو میدید میگفت چطوری میخوای از شیر بگیریش؟ منی که همیشه ارزو داشتم یه روزی به بچم شیر بدم از اینکه انقدر بهم میچسبید واقعا حالم بد بود خیلی بد، خیلی وقتا میشستم گریه میکردم چون به جای غذا خوردن فقط شیر میخواست و همش نگرانش بودم که خوب رشد نکنه ، یعنی باورم شده بود که هیچ وقت نمیتونم از شیر بگیرمش و الان که دارم مینویسم واقعا دلم برای یه بار دیگه شیر دادن تنگ شده😅😭 خلاصه درگیر احساسات پیجیده ای هستم....
اول اینو بگم که دختر من از اول شیر مادر رو خیلی دوست داشت حتی وقتی من مجبور شدم برای عمل اواندیس برم و دخترم چهار ماهش بود به زور قطره جکون بهش شیر هشک دادن و بعد یه مدت دوباره شبشه رو پس زد و اصلا دوست نداشت پستونک رو هم خودش یازده ماهگی حدودا ترک کرد و تقریبا از همون موقع عادت کرد زیر سینه بخوابه، یعنی اگه من نبودم اصلا نمیخوابید، تا اینکه در اولین حرکت تو اواخر هفده ماهگی عزمم و جزم کردم و علی رفم غرغرهای همسرم یه شب انقدر تو بغلم براش شعر خوندم که طفلک خوابید بعد از کریه فراوان و یک ساعت جیغ زدن از فرداش یک ساعت شد چهل و پنج دقیقه قشنگ یادمه زمان میگرفت بعد از یک هفته دیگه هر وقت خوابش میگرفت میومد بغلمو سرشو میذاشت رو شونم، ادامه در کامنت
مامان مو طلایی|🔆 مامان مو طلایی|🔆 ۳ سالگی
از یکسالگی پسرم هر وقت درخواست شیر کرد اول غذا یا میوه دادم بهش بعد اگه خواست شیر دادم و شروع کردم به تدریج قطع کردن وعده های شیرش .دو هفته طول کشید که عادت کنه قبل خواب شب شیر پاستوریزه بخوره . یه جاهایی پسرفت میکرد وقت دندون در آوردن و صبح تا شب شیر میخورد زیاد مقاومت نمیکردم و میذاشتم با شیر خوردن آروم بشه و تا اینکه الان حدود سه چهار ماهی بود که یه وعده در روز شیر منو میخورد خیلی سخت بود قطع کردن اون یه وعده برام تا اینکه دو روزه پسرم دیگه سراغ اون یه وعده شیرم نگرفته 🥲 و خواب بعدظهرم به شیر پاستوریزه عادت کرد .امروز غروب اومد دست زد نازی کرد و اصن بهونه خوردنشو نگرفت فقط با لباش ادای میک زدنو در آورد .خیلی شیر دادن کار سختی بود واقعا شیره جون آدمه که گرفته میشه از اعصاب از انرژی از همه چیز آدم میگرفت ولی خیلی هم قشنگ و پر عشق بود و کلی گریه کردم امروز که آخرین وعده که شیر دادم نمیدونستم آخرین باره .امیدوارم همینجوری خوب پیش بره برای پسرم و دوباره بهونه نگیره میخواستم بگم اگه شیر خودتونو میدین از یکسالگی شروع کنین به بچه عادت بدین کم شدن وعده ها رو خودشون هم اذیت نمیشن هم بهتر میپذیرن.البته من الان چند ماهه همش بهش میگم تو بزرگ شدی دندون در آوردی ممه واسه نی نی هاست .
مامان سبحان وبهار🇮🇷 مامان سبحان وبهار🇮🇷 ۶ ماهگی
من واقعا آمادگی روانی از شیر گرفتن سبحان رو نداشتم. نمیدونم این چه کاری بود کردم 🫠
از یه طرف از بعد مریضیش مدام آویزون سینه بود و غذا نمیخورد، از یه طرف هم هردفعه ناراحت بود میخواست با سینه خودشو آروم کنه.
الان ولی دو هفته تقریبا میگذره از وقتی از شیر گرفتمش، به شدت غرغروتر شده و از یه طرف عذاب وجدان دارم و دلم میسوزه براش میگم کاش از شیر نمی‌گرفتم. این عذاب وجدانه یقه منو ول نمیکنه.
بعضی وقتا با خودم میگم بدم دوباره بخوره تا آخر تابستون، ولی باز با خودم میگم خودت میدونی این کار اشتباهه و بچه بیشتر زجر میکشه از اینکه بخوای دوباره از اول از شیر بگیریش.
مایعات و میوه و غذا و اینا خوب میخوره و از اون بابت نگرانی ندارم ولی اصلا از لحاظ ذهنی نتونستم هنوز به پذیرش این برسم که دیگه شیر نمی‌خوره 🥲
امروز بعد دو هفته یهو وسط گریه گفت می می و گفتم می می تموم شده دیگه مامان. ولی یهو دادم دو تا میک بزنه که مطمئن بشه تموم شده 🫠 دارم دیوونه میشم فکر کنم 😶