#تجربه زایمان طبیعی با بی حسی

خلاصه روزا گذشت و شدم ۳۷ هفته. و ۴ روز
صبح از خواب بیدار شدم دیدم ترشح سبز دارم سریع تاپیک گذاشتم همه گفتن ممکنه بچت مدفوع کرده باشه حسابی استرس گرفتیم رفتیم بیمارستان (اکبر آبادی) دوباره کلیییی ان اس تی سونو ازمایش و گفتن نه مشکلی نیست مدفوع نکرده خداروشکر اما گفتم درد دارم و چون درد داشتم معاینه کرد و گفت ۱ فینگر بازی
از هفته پیشش که سرکلاژمو باز کردم ۱ فینگر بودم تا
۳۷ هفته و ۴ روز
دکتر اومد و گفت برو خونه اگ‌دردات ادامه دار بود بیا انقباض توی ان اس تی هست اما دردت اوتقدر نیست خلاصه مرخص شدم اومدم خونه
با شوهرم رفتیم پیاده روی نزدیک ۲ ساعت قشنگ پیاده روی کردیم اومدم خونه مامانم پله داشت قشنگ پله هارو سبک سبک رفتم بالا ی دوش اب گرم خفن گرفتم زیر دوش اسکات زدم قر تو کمرم دادم و اب خیلی گرم کردم قشنگ کمرم بردم زیر اب
از حموم اومدم پاهامو کش میدادم اسکات میزدم و قر تو کمرم میدادم و بازم ی پیاده روی نیم ساعته رفتیم
اما دریغ از اینکه دردم بیشتر بشه ثابت شده بود دردم
دیگه نا امید شدیم گفتم فردا قوی تر شروع میکنیم

۳ پاسخ

ادامه اش رو بزار لطفا❤️

با بی حسی چجوری بود درد داشتی؟؟

چقدر نیاز داشتم حرفات بشنوم منم تازه سرکلاژم باز کردم و فعالیتم شروع کردم
ی سوال زایمان طبیعی درد داره ؟؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان سلین 🩵♥️یاسین مامان سلین 🩵♥️یاسین ۱ سالگی
سلام مامانا چطورین
بعد چند روز اومدم تجربه زایمان تعریف کنم براتون
من از 36 هفته ورزش شروع کردم پیاده روی .پله بالا پایین کردن. زیر دوش اسکات زدن . حالت گربه گاو .ووووو۳۷ هفته هم تصمیم گرفتم برم بیمارستان دولتی و ماما همراه گرفتم برای خودم
دیگه هرروز ورزش میکردم زیر دوش اسکات میزدم تا 3۸ هفته رفتم معاینه ۱ سانت باز بودم گفت یه هفته وقت داری ۱ روز کامل احساس فشار داشتم ولی درد نداشتم فرداش درد داشتم رفتم گفت ۱ سانتی هنوز دردات بیشتر شد بیا اومدم خونه تا اومدم بخوابم دردم گرفت گفتم اینم بازم کاذب ولش کن رفته رفته دردام بیشتر شد درد داشتم نفس عمیق می‌کشیدم از دهن میدادم بیرون طوری که شکم تکون بخوره دردام تموم میشد اون دو دقیقه رو ورزش میکردم پله چهار دسته پا زیر دوش رفتم اسکات زدم. اسکات یعنی حالت نشسته روی صندلی ولی صندلی در کار نیست
از ساعت ۴ تا ۸ درد کشیدم طوری که می‌گرفت ول میکرد
وقتی درد داشتم نفس عمیق شکمی ولی تموم میشد ورزش میکردم
دیگه زنگ زدم ماما همراه گفت بیا بیمارستان این دیگه درد زایمان
تا رسیدن بیمارستان ساعت ۸ نیم بود
ادامه ...
مامان مهراد مامان مهراد ۱۷ ماهگی
مامان مهراد مامان مهراد ۱۳ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۶ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان فندوق مامان فندوق ۳ ماهگی