۲ پاسخ

عزیزم . هرچی سن میره بالا حوصله ها کم میشه . اعصاب ضعیف
دخترت چند سالشه؟

برو خونه خودتون خوب عجب بابایی باید پشت بابای خودم نماز بخونم

سوال های مرتبط

مامان دختری پسری🩵❤️ مامان دختری پسری🩵❤️ ۲ ماهگی
مامانا من دخترم ۴ سالشه تقریبا با همه بازی میکنه چه بزرگتر از خودش چه کوچیکتر.فقط یه دختره هس همسن خودش هیچ دوست نداره با این بشر بازی کنه . از بس که دختر منو حرص میده با مامانش که میاد خونمون از همون دقیقه اول تا اخر هی میگه این اسباب بازیتو میبرم خونمون اون اسباب بازیتو میبرم خونمون میبره میزاره جلو در هی حرص دختر منو در میاره و دخترم از اول تا اخر گریه میکنه. حالا مامانش نمیزاره ببره ولی چیزی هم نمیگه که اینقد حرص دختر منو در نیاره. منم از دست کارای اون دختره اینقد حرص میخورم وقتی میرن سردرد عصبی میگیرم.دخترمم میره وسیله هاشو ازش بگیره موهای دخترمو میکشه هولش میده. یعنی این بشر زنگ در خونه منو میزنه من حالم بد میشه.
منو مامانم و داداشم توی یه ساختمونیم . این بشر همسایه مونه. ساعت ۱۱ شب زنگ زده چرا برق خونه مامانت خاموشه. گفتم مامانم مشهده. بابات کجاس گفتم احتمالا خواب باشه. گفت پرده های خونتو کندی گفتم نه گفت نیس انگاری😐😐 ساعت ۱۱ شب🫤🫤
به دخترم میگم هرکی زدت بزنش میگه مامان زدن کار خوبی نیس. میگم اره دخترم خوب نیس در صورتی که خودت اول نزنی ولی هرزدت بزنش بازم میگه نه مامانی خوب نیس زدن
مامان ستین مامان ستین ۵ ماهگی
⁴
خلاصه زن بابام اومد پیشم و اون ماما مهربون هم اسمش خانم صبور بود که آن شاالله به حق آقا ابوالفضل هرچی از خدا میخاد بهش بده، به زن بابام گفت تا خودم پیششم برو براش روغن بچه بگیر که کمرش ماساژ بدی و بیا زن بابام رفت داروخانه و اومد بعد خانم صبور مهربون رفت توپ بزرگ آورد گفت بیا بشین رو این گزاشتش پایین تخت ، زن بابام بردم تو حموم و آب گرم گرفت به کمرم و دلم و ماساژم داد بعد اومدم نشستم رو توپ خودم بالا پایین کردم و زن بابام از پشت کمرم ماساژ میداد نیم ساعت رو توپ بودم خانم صبور گفت باید معاینه ات کنم ، با کمک زن بابام رفتم رو تخت چون دردام شروع شده بود و سه چهار دقیقه آروم بودم سی چهل ثانیه درد داشتم همون سی چهل ثانیه خیلی اذیت بودم ، معاینه ام کرد گفت شدی ۴ سانت یکم رو تخت استراحت کن باز برو رو توپ ، اینم بگم من بیجون بیجون بودم کسل خابم میمومد رو توپ چشام می‌رفت رو هم خانم صبور می‌گفت دخترم خودت بالا پایین کن چیزی نمونده زود باش ، بعد یکم استراحت باز خانم صبور گفت به زن بابام برو براش آبمیوه بگیر این جون نداره ، زن بابام رفت برام آبمیوه و کیک آورد گزاشت تو دهنم خوردم باز بردم حموم آب گرم گرفت بهم، باز نشستم رو توپ مرحله دوم حدود نیم ساعت دیگه رو توپ بودم ولی دردام بیشتر شد باز گفت باید معاینه بشی معاینه ام کرد گفت عالیه ۷ سانت شدی ، دیگه نیاز نیست بشینی رو توپ