کاش تمرین کنیم هر بار کسی از روشی متفاوت در بچه‌داری حرف می‌زنه، اژدهای درونمون رو نفرستیم سراغش!

اینکه ما روش دیگه ای داریم، یا هنوز خودمون موفق نشدیم، دلیل نمی‌شه سوال و تجربه بقیه رو با تحقیر جواب بدیم یا روش یه نفر دیگه رو با گفتن «امان از دست این دکترا» زیر سوال ببریم

هر حرف متفاوت حمله به مادریِ ما نیست که لازم باشه از خودمون با بی‌احترامی دفاع کنیم چون خوشمون نمیاد یا استرس میگیریم از روش و حرف بقیه

برای بعضیا، تجربه شخصی و توصیه دوست و خانواده مبنای تصمیم‌گیریه.

ولی بعضیا ترجیح میدن درباره تغذیه، خواب، زمان و نحوه از پوشک گرفتن یا از شیر گرفتن، با پزشک، روان‌شناس و متخصصِ بچه شون مشورت کنن والا این آدما هم حق دارن سوال بپرسن و از تجربه‌ شون حرف بزنن، بدون اینکه بشنون: «کی این دری‌وری‌ها رو یادت داده؟» یا «چرا انقدر جوگیر میشید؟»

خصوصا وقتی تمام استدلال مخالفت اینه که: من برای بچه‌م این کار رو نکردم!
خب عزیز من، «من نکردم» شرح تجربه‌ ی شماست نه سند اشتباه بودن انتخاب بقیه

نه سن از پوشک گرفتن مدال مادریه،
نه مدت شیردهی،
نه زمان جدا کردن جای خواب.
نه اینکه کی کِی تونست پستونک رو بگیره
اگر ادعایی به اسم «علم» مطرح میشه، درباره منبع و اعتبارش سوال کنیم، با دلیل، نه با توهین. یا حتی دوستانه و با دلسوزی پیشنهاد بدیم

خیلی تو گهواره دارم میبینم زیر تاپیکای مربوط به خواب و تغذیه و قطع شیرو پوشک یه عده با توهین و تمسخر از عملکردشون دفاع میکنن و برچسب جوگیرو بی فکرو احساساتی میزنن به مادر که چی؟ ول کنید حرف این دکترا و روانشناسا رو!

قدرتِ استدلالمون باید توی دلیل‌هامون دیده بشه، نه شدتِ بی‌احترامی‌مون.

۱۳ پاسخ

من یکی دوتا تاپیک راجع به این قضیه زدم
که مسلما علم خیلی ساله در حال تحقیقه و به این نتایج رسیدن
اگر ما یا مادرمون سه تا بچه دیدیم اونا روی هزاران کیس مختلف مطالعه کردن
فقط راجع به بچه ها هم نیست من خیلی اطلاعات غلط راجع به روش های پیشگیری از بارداری هم دیدم
وقتی هم یکی حرف درست رو میزنه همه هوار میشن سرش که ما کردیم اینجوری هیچی نشده و نمیشه یا اینا که میگین مده مادرای ما ما رو همینجوری بزرگ کردن.

چقدر درسته به خدا از بس میخوان بگن مادر برتر هستن گاهی میان به مادر دیگه ای توهین میکنن
مثلا من یکبار گفتم روزی سه چهار بار پسرم رو تعویض پوشک میکنم اینقدر به من گفت که تو چه مادری هستی پای بچت میسوزه تو اصلا مادر نیستی! 😑درصورتی که پسر من اصلا حساس نیست و خداروشکر حتی یکبار هم پوستش اسیبی نرسیده اما امان از دایه های مهربان تر از مادر...

دقیقا همین واکنش من از شیردهی مجدد گرفتم !! بااینکه ۲ ماه شیر خودمو ندادم ولی شیر داشتم و دوشیدن رو دوباره استارت زدم و شیر دادم همه دارن مسخرم میکنن که دیدی خشک میشه دیدی نمیگیره و.... درحالی که ن تنها اطلاعات کافی ندارن بلکه دهنشون بازه برای اهدای کلمات کاملا زشتشون به بقیه !!خب قرار نیست چون تو روشی رو بلد نبودی یا روت جواب نبوده روی بقیه هم همین باشه !!!

اتفاقا مادرشوهر منم همیشه میگه من اینو دادم من اینکارو کردم من من من. و درکنارش من اینو نمیدادم من اونو نمیدادم

وای یبار سر پسر بزرگم به مادرشوهرم گفتم دکترش اینجوری گفته گفت دکترش گ و ه خورده🤦‍♀️🤦‍♀️🙄🙄بلانسبت جمع البته... دیگه من گرخیدم ازین حجم خودبرتر بینی و خودشیفتگی دکتر با اون همه درس و زمان گذاشتن و بیمار مختلف گ و ه خورده بعد تو با سواد سیکل داری نسخه میپیچی برا بچه!!!

👏👏👏👏👏 بعد یچیز جالب اینه میای اینجا یه سوال میپرسی میگی اگر روشی دارید بهم راهنمایی کنید.
یا اگر میدونید فلان چیز رو بگید
میان بدتر خودشون رو به رخ میکشن تا اینکه راهنماییت کنن..یا میگن راه تو صدرصد اشتباه

کاملا حق با شماست مادر عزیز
و من چقدر متاسفم که بعضی از این بچه های طفل معصوم زیر دست چه کسانی باید بزرگ بشن
دیروز یه خانومی تاپیک زده و توهین به مادرشوهرش، گفتم لحنت خوب نیست دخترخوب،، و بنده رو هم مورد عنایت قرار داد

چقدر باهات موافقم 👌🏻

متأسفانه بیشتر آدما دچار ذهن مقایسه گر هستن ولی خودشون نمیتونن قبول کنن 🤦🏻‍♀️
و در نهایتِ کمالگرایی طرف مقابلشون رو متهم و توبیخ میکنن!
به نظرم جواب چنین آدم هایی فقط سکوت هست و بی تفاوتی چون جهالتشون انقدر عمیقه که متوجه نمیشن 🤦🏻‍♀️

خودتو ناراحت نکن بابت چنین کسایی رفیق

والا من که مطمئن شدم تو مادری کردن از همه عقبم انقدر که هم اینجا هم تو اینستا مادرا و بچه هایی رو میبینم که همه چیشون کل و بلبله دیگه حالم از خودم بهم میخوره هر روزم ناامیدتر میشم

چقدر لذت بردم از خوندن انتقادی که توش توهین نبود👌🏻❤️

گل گفتی

افربن واقعا حرف حق زدی خداخیرت بده

سوال های مرتبط

مامان مهدی و زهرا مامان مهدی و زهرا ۱۷ ماهگی
این بخشی از کتابیه که گفتم دارم میخونم.
کتاب سه بخش داره بخش اول درباره ویژگی‌های رشدی و تکاملی کودک یک ساله است. بخش دوم درباره خلق و خو و رفتارهاشونه، بخش سوم هم درباره ی رفتارهای درست و غلط بچه است که باید چجور باهاشون برخورد بشه.

این تیکه ای که عکسشو گذاشتم درباره سازگار بودن یا نبودن بچه با محیط، غذا یا چیزهای جدیده.
من خودم فکر میکردم مثلا چون زهرا از خانه بازی میترسه یا مثلا از یه غذایی خوشش نمیاد باید کلا بیخیال بشم.
ولی این مطلب رو که خوندم فهمیدم اگه بچه با آرامش و به مرور (مثلا تو بغل خودم که آرامش داره) مشغول دیدن خانه بازی باشه وقتی داداشش بازی میکنه، یا مثلا غذای جدید رو در معرض دیدش بذارم حتی اگه نخوره، بعد از یه مدت ترغیب میشه امتحانش کنه.
یادم افتاد که درباره پسرم هم این موضوع رو تجربه کردم تو مسئله سلمونی رفتن و اصلاح موهاش 😊 و یا تو مرحله از پوشک گرفتنش... لگن دسشوییش رو میذاشتم فقط ببینه و باهاش انس بگیره و بعضی وقتا همینطوری الکی روش مینشوندمش
مامان فاطمه نورا مامان فاطمه نورا ۱ سالگی
مامان‌های گل،
یه چیز خیلی مهم هست که باید همیشه حواسمون بهش باشه: امنیت بچه‌هامون.
حقیقت اینه که آزار جنسی فقط از غریبه نمیاد؛ گاهی از همون آدمایی میاد که فکرشو نمی‌کنیم. پس بهتره احتیاط کنیم، بدون اینکه استرس الکی به خودمون بدیم.

هر لباسی رو فقط چون “بچه‌اس” تنش نکنیم. لباس باید پوشیده و مناسب باشه، مخصوصاً تو جمع.

بچه رو با آدمایی که جنس مخالف‌ان تنها نذاریم، حتی اگه فامیل نزدیک باشن.

به هیچ‌کس صددرصد اعتماد نکنیم، نه عمو، نه دایی، نه پسرعمو… امنیت بچه مهم‌تره از اینکه کسی ناراحت شه.

هیچ وقت بچه رو زورکی نفرستیم بغل کسی، یا مجبورش نکنیم ببوسه/بغل کنه. اجازه بدیم خودش انتخاب کنه.

اگه بچه گفت “دوست ندارم برم پیش فلانی”، پشت گوش نندازیم؛ معمولاً یه دلیل پشتش هست.

بهش یاد بدیم بدنش مال خودشه و هیچ‌کس حق نداره جاهای خصوصی بدنش رو لمس کنه.

این چیزا برای ترسوندن نیست، برای محافظت‌ه.
ما مامانا با یه کم دقت و آگاهی می‌تونیم بهترین سپر بچه‌هامون باشیم. ❤️
مامان علی 💙👶🏻 مامان علی 💙👶🏻 ۱۳ ماهگی
پسرم جدیداً ساعت خوابش با ساعت جهانی هماهنگ شده، فقط با ساعت من مشکل شخصی داره! 😂
شب‌ها زود می‌خوابه، منم با ذوق میگم: «آخیش، الان دیگه منم می‌خوابم…»
ولی همین که ایشون خوابش می‌بره، خواب از چشمای من قهر می‌کنه! 🥲
بعد صبح آقا تا ۱۱، ۱۲ ظهر می‌خوابه و من از اون طرف فقط آرزو دارم یه بار صبح زود، با خیال راحت برم دستشویی؛ نه با استرس، نه با گوش تیز کرده که ببینم الان صدای پاهاش میاد یا نه! 😂
صبحونه خوردن هم که دیگه لوکس محسوب میشه؛
چای رو سرپا می‌زنیم، نون رو نصفه‌نیمه می‌جویم و در حال دویدن دنبال بچه، به زندگی لبخند می‌زنیم! 🙂
غذا؟
غذایی که با عشق درست کردم: ❌
غذایی که با دست خودم می‌خوام بدم: ❌
یه خرده نون که سه ساعت پیش افتاده زیر مبل: ✅
یه پرز نامعلوم روی زمین: با افتخار، دو دستی! 🤦🏻‍♀️😂
آب هم که اصلاً…
برای یه جرعه آب باید انگار عملیات نجات گروگان انجام بدیم! 😭
خلاصه این فسقلی‌ها یه روز می‌خورن، یه روز نمی‌خورن؛
یه روز می‌خوابن، یه روز خواب رو از ما می‌گیرن؛
یه روز آب می‌خورن، یه روز با آب قهرن…
فقط موندم ما مادرها دقیقاً کی قراره بفهمیم برنامه‌شون چیه؟! 😂

فرزندپروری
تنظیم خواب
غذای کمکی
آب
مادرانه
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
من جای خواب پسرم رو جدا نمیکنم.
تو این یازده ماهی که من رسما مادر شدم (و شاید نه ماه قبلش) مهمترین تجربه ام که شاه کلید تجربه هام بوده اینه که به غریزه مادریم اعتماد کنم. اولین دلیلم برای این جدا نکردن هم اینه که واقعا ته دلم راضی نیستم به این کار.
من مدتهاست یه نوروساینتیست (عصب شناس) رو دنبال میکردم که خودشم سه تا بچه داشت و تمام توضیحاتی که در مورد روشهای بچه داری میگفت منطبق با سواد عصب شناسیش بود. خودشم تا سنین بالا با بچه هاش یه جا میخوابیده. اون میگه خوابیدن در کنار هم روی حس امینت و اعتماد خیلی اثرگذاره. همه پستانداران هم اینو میدونن بطور غریزی و اعمال میکنن. تنها موجودی که اصرار داره به جدا کردن جای خوابش انسانه‌. اخیرا یه روانشناس دیگه هم گفته تا ۷ سالگی ناخودآگاه بچه موقع خواب بیداره و تنها بودن یا نبودنشو حس میکنه و این روی عزت نفس و اعتمادبنفسش خیلی تاثیر داره.
۳. بچه ها مخصوصا تو سن کم نمیتونن حرف بزنن و اگه اتفاقی براشون بیفته، خواب بد ببینن، چیزی بشنون، نمیتونن توضیح بدن.
تو سنین ۳، ۴ سالگی هم تخیلشون داره شکل میگیره و حتی ممکنه دوست خیالی داشته باشن. ترس از تاریکی مال همین سنه و اگه من باشم دوست ندارم تنها باشم.
ما جای خوابمون رو به اتاق پسرم منتقل کردیم. اتاق خودمونم برای خلوت خودمونه. مطمئنم جدا کردن جای خوابشم سخت نیست، چون از اول تو اتاق خودش بوده و عادت کرده.
اگه جای بچم جدا باشه من خواب خوبی ندارم چون همش استرس دارم نکنه طوریش بشه در طول شب.
اگه حالتون با هم دیگه خوبه نگران این نباشید که شبیه دیگران نیستید
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
https://t.me/babyfood_momybahare


امشب تو استوری های الهه آقایی یه مطلبی رو دیدم که چون خودم تجربه داشتم گفتم براتون بگم …
در مورد حرف زدن بچه ها … اینکه داستانی رو بعد از ما تعریف کنند یا اکر جایی رفتیم حسشون رو بکند و از همه مهم تر اگر مورد آزار قرار گرفتند بیان و بگن …

دختر من یکساله است من از همون ماه اول چون تنها بودم تو بزرگ کردن دخترم براش حرف می‌زدم می‌بردمش جلو پنجره و هر چیزی که می‌دیدم رو تعریف می‌کردم داستان و کتاب زیاد براش می‌خوندم و هر چیزی رو با آهنگ براش تعریف می‌کردم و موقع حمام و تعویض پوشک هی می‌گفتم اعضای مختلف بدنش رو و وسایل آشپز خانه و خانه مثل ماشین ظرف شویی یا کابینت یا هود و … رو براش تعریف می‌کردم که چیه و چه کار بردی داره …

اگر کودک شما در بیان احساسات خودش در بیام آزاری که دیده یا در بیان چیزی که می‌بینه حس می‌کنید ضعیفه از همین فردا براش این شیوه رو پیاده کنید خیلی جواب می‌ده …

برای بچه های زیر ۲ سال سعی کنید خیلی چیز ها رو با آهنگ بگید تاثیر بیشتری داره

#تجربه