سلام مامانا
خواستم از تجربه ی زایمانم که طبیعی بوده براتون بگم
امیدوارم براتون مفید باشه...

پارت اول✨

من از همون اول اقدام به بارداری خیلی راجبه زایمان حالا چه سزارین و چه طبیعی کلی مطلب و کتابو و فیلم می‌خوندم و می‌دیدم...
توی بارداری از همون اول روزی ۲۰دقیقه تا نیم‌ساعت پیاده روی آروم رو داشتم... چون مشکلی نداشتم دکتر برام منع نکرده بود و از همه مهم تر سبک زندگی و نوع تغذیه هم خیلی بهشون اهمیت میدادم...خب توی بارداری خیلی پیش میومد که هوس فست فود چیپس و پفک کنم ولی اصلا زیاده روی نمیکردم و همین نوع تغذیه هم می‌تونه روند زایمانو مخصوصا طبیعی تاثیر بزاره...پس حتما در حد متعادل باشه....من چون دیابت بارداری نداشتم تنها چیزی که خیلییی می‌خوردم بستنی بود حتی تا لحظه ی آخر قبل از شروع دردام🥲😂 از هفته ی ۳۵ مامای همراه گرفتم و بهم کلی ورزش داد و منم هر روز انجام میدادم و هفته ی های آخر بهم قرص گل مغربی داد که بعد از رابطه ی بدون جلوگیری استفادشون کنم و منم هرشب این کارو انجام دادم..
روز ۲۰ شهریور تقریبا ساعت ۱۱شب چون داشتم پیاده روی میکردم با همسرم موقع برگشتن یه دردی منو گرفت که اصلا نمی‌تونستم دیگه راه برم...و بزور خودمو رسوندم خونه...

تصویر
۳ پاسخ

ممنون عزیزم که از تجربت میگی،
خدا نی نیتو حفظ کنه🥰

این عکس فقط مزایای طبیعی رو گفته، و از عوارضش هیچی، تعداد زیادی از مادرا بخیە میخورن، تعداد زیادی افتادگی مثانه میگیرن و درنهایت اون جراحی ای که تو سزارین ازش فرار کردن رو با درد بیشتر باید تحمل کنند، و یه سری جابجاییهای لگن و...، به اضافەی درد عجیب قبل زایمان، البته که سزارین هم ایرادایی داره، ولی نمیشه فقط مزایا یا معایب روشی رو گفت

عزیزم گل مغربی رو دقیقا از کی شروع کردی گذاشتی؟

سوال های مرتبط

مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۵ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….
مامان رستا و کیان مامان رستا و کیان ۱ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۱:
بعد از مدتها الان فرصت و حال نوشتن اومد سراغم.تجربم رو میگم امیدوارم براتون مفید باشه و به دردتون بخوره
من قرار بود ۱۵ شهریور زایمان کنم از ۳۱ هفته تا ۳۶ هفته بخاطر انقباضهایی ک داشتم استراحت بودم.چون سر زایمان اولم از ۲۶ هفته پیاده روی سبک شروع کرده بودم و از ۳۵ هفته تقریبا ورزش اصولی میکردم،خیلی استرس اینو داشتم بخاطر این استراحتا و امپول پروژسترون زایمانم سخت باشه چون زایمان اولم رو راضی بودم خداروشکر خوب بود.
خلاصه از ۳۶ هفته با توکل به خدا ورزش سبک رو شروع کردم.پروانه،گهواره،اسکات کم عمق ،ماساژ پرینه و یه سری دیگه ورزش که فشار زیادی نمیاورد بهم
رفتم بهداشت گفتن بچت سرش بالاعه هنوز نرفته تو لگن پیاوده رویتو بیشتر بکن.من کلاسایه امادگی زایمان بهداشت رو نمیرفتم به جاش دوره ی زایمان راحت خانم ابادی رو گرفتم و ورزش اصولیم رو شروع کردم.هرروز تقریبا نیم ساعت چهل دقیقه پیاده روی میکردم،چون خونمون یه کم سربالایی داره بیشتر نمیتونستم وای همین مقدار رو سعی میکردم اصولی انجام بدم با تنفس شکمی و سرعت نه کم نه زیاد
کم کم رابطه بدون جلوگیری رو هم شروع کردم و شیاف گل مغربی هم میزاشتم
مامان فسقلی مامان فسقلی ۵ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....