۱۹ پاسخ

منی که بعد دو روز تنها شدم خیلی ناراحت بودم چقدر گریه کردم شلوغ باشه که خوبه

نمیدونم چرا بعضیا درک نمیکنن زن زائو به استراحت و آرامش احتیاج داره 😒

بچه دوم؟ میخوای دوباره بچه دار شی؟

وای چقد مث منی من هنوز اون روزا کابوسمه فک کنم برا من اب دوغ خیار و کوکو سبزی میذاشتن غذاهای چرت اخرم خودم پامیشدم کارارو میکردم الان عین پیرزنا همه جام داغونه

آره خیلی بده گذشت خداروشکر . میگم عزیزم منم کاچی و جگر نخوردم حالا یعنی خیلی بده ؟؟من غذای عادی خوردم حتی آب هندونه چیزای سرد بجای آب عرق کاسنی خوردم تا ی مدت

من سر زایمان اولم دخترم رفت ان آی سیو چهار روز اول مجبورشدم برم خونه مادرشوهرم چون نزدیک بیمارستان بود روز اول زار میزدم از گریه افسردگی گرفتم نه بچم پیشم بود نه مادرم مدام در رفتامد بودم با شکم پاره بعد چهار روزم بیمارستان گواهی تولد نداد مجبور شدیم یه روز دیگه بمونیم روز پنجم رفتم خونه مادرم بچمم بغلم بود به آرامش رسیدم

به نظرم بهترین کار اینه بری خونه مادرت

منی که مامانم. میگفت نمیتونم مادر شوهرمم میگفت نمیتونم خواهرم ندارم مامانم میومد نهار درست میکرد میگفت کاری که نداری من برم یه بچه ۱۰ساله میزاشتن پیشم چون تنها نباشم میرفتن تا مدت ها افسردگی داشتم هی یادم میومد هی گریه میکردم که از خانواده شوهر توقعی نیس وای مامانم چرا

اه‌اه حالم بد میشه یاد اون روزا میافتم من ۳ ماه طول کشید افسردگیم یه خرده بهتر شه

منی که خونه بابام موندم ولی هیچ کمکی بهم نکردن اذیتمم کردن

دست رو دلمون نزار .که الان همه گریه میکنیم . من فقط مامانم کمکم کرد . مادر شوهر و خواهر شوهرام میومدن میخوردن و برن . شوهرم خودش از اونا بدتر باعث شد افسردگی بگیرم . اصلا تا مدت طولانی حالم خوب نبود .

وایی منن یادم میفته گریم میگیره اه اه

من تا یه هفته رفتم خونه مامانم. چون خونم اتاق نداشت نمیومد اونجا. شوهرمم فقط شبا میومد یه سر میزد میرفت ور دل ننش میخابید. مادرشوهرمم هرروز میومد اونجا ناهار و شام رو دوش مامانم بود. نه کادو داد بهم نه یه چیزی میاورد که بگه ناهار اینو بخوریم. خاله ها شوهرمم هی میومدن دیدن بچه. مامانم غر میزد میگف خسته شدم. منم یه هفته نشده رفتم خونه خودم. اینقد گریه میکردم. افسردگی گرفتم.

واای یادمون انداختی‌‌...منم بچه اولمه مامان ندارم..دخترای شوهرم اومدن پیشم دوتاشون بچه پسر دلرن سه تا بچه و پسرشوهر میشن ۴ تا اینا دوهفته پیشم موندن خونع رو کثیف کردن هیچ غذای درست حسابی نخوردم خودم باشکم پاره کارامو میکردم لباس میشستم واای خدا🙂‍↔️🙂‍↕️😌😔😪

وای دقیقا مثل من بوده شرایطتت با این تفاوت ک من برادر شوهر مجردمم بود و واقعا اذیت بودم بدترین اوضاع بود واقعا

من که روز زایمان ساعت هشت صبح رفتم اتاق عمل ،سزارین بودم ،ساعت یک بعدازظهر همون روز همه خانواده شوهرم از مادرشوهر و جاری و خواهر شوهر و همه رفتن مشهد، هنوز که هنوزه یادم نمیره و ازشون بدم میاد

الهی من مامان خدا خیرش بده برام سنگ تموم میزاشت

اومده بودن شام و ناهار درست کنن بخورن خب نمیومدن

منی که بعداز دو روز تنها شدم و چقد برای تنهایی خودم گریه کردم

دیگه همینه منم یکسره دورم شلوغ بود خواهر شوهر مادر شوهر فامیلا همه یکسره میرفتن میومدن همیشه شلوغ بود منم خیلی اذیت بودم چقد گریه میکردم وای اصلا نمیشناختم خودمو:)

سوال های مرتبط

مامان ♥️آوای منی🧿 مامان ♥️آوای منی🧿 ۱ سالگی
بچه ها بیاید چالش و درد دل 😔
من حدود یک ماه پیش خاب دیدم باردارم و بچه م دختره تو خاب کلی خوشحال شدم میگفتم خدا رو شکر ک بچه دختره مگ اوا چیز بدیه یکی میشه لنگه اوا و اینا خدا شاهده مو ب مو این خاب بود خب بعدش فرداش زن داداشم ادم فضول و حسودیه دوس داره کسی چیزی نداشته باشه فقط اون داشته باشه زنگ زد کفر ناسزا ک این داداش مادر ج ن ده ت توم ریخته منم گفتم خب ریخته ک ریخته آقا اول کفر ناسزا ک میندازم منم گفتم بنداز من چیکار دارم بعد من بهش گفتم خاب دیدم باردارم بچه م دختره من ک نیستم ولی اگ تو باشی دختره خب بعد گفت خدانکنه دختر باشه نفوذ بد میزنی سق سیاه و اینا من چیزی نگفتم فقط خابم گفتم بهش بعد ی هفته بعدش من زنگ زدم گفت بخدا باید ۵ ۶ تا بچه بیارم منم گفتم مگ دامداریه یا از لج یکی میاری دیگ ن گذاشت ن برداشت گفت بچه هام ن ننه بزرگ خوبی دارن نه بابا بزرگ ن عمه ن عمو دیگ نگفتم ب تو نیستم ولا هر کی ک براش بد بوده ن من بد بودم ن مامانم منم دسگ الان یک ماه ن زنگ زدم ن اون بخاطر حرفم ک گفتم دختر نباشه بچه ت زنگ زده و جالب اینجاس اجاقشم کور نیست وقتی پسرش اومد هیچ خدایی نداشتن همین ک دخترش اومد از زمین و اسمون براشون میباره ک از وجود دختر ناراضیه واقعا ادم چقد باید نفهم ک از نعمت و رحمت خدا بدش بیاد و دختر پسر کنه من موندم پسر چی داره ک دختر نداره دختر داشتن لیاقت میخاد ک خدا نصیب هر کسی نمیکنه و من خودم ب شخصه روز ی هزار بار از خدا ممنونم برا وجود دوتا دخترام و اگ بازم باردار شم دختر باشه هیچ باکی ندارم 😍
پوشک بچه شیشه شیر خشک مولفیکس مای بیبی
مامان مَهدیار💙 مامان مَهدیار💙 ۲ سالگی
امشب رفتم خرید ماهانه مهدیار انجام دادم ۱۵ ام ب ۱۵ ام ۴ تومن بن کارت برامون شارژ میکنن شوهرم همیشه میگه روزی مهدیاره چون از وقتی بدنیا اومد این کارت بهمون دادن وگرنه از حقوقمون واقعا چیزی نمیموند خیلی سختمون میشد هرماه ک میرم خرید میبینم گرونترشدن همه چییی دقیقا هرماه یعنی خدا بهمون رحم کنه با این گرونی ادم باید از خودش بزنه تا برای بچش چیزی بگیره 🫠🥲بعد امشب مادرشوهرم میگفت بچه دوم بیار 🤦🏼‍♀️ما زیر خرج همین یدونه بچه موندیم کلی از خودمون میزنیم بعد بچه دوم ؟بچه دوم تو این دوره بنظرم رویاس بحث توان جسمی ی طرف توان مالیی ی طرف
امشب ک رفتم داروخونه ی مردی جلو در خونه وایستاده بود التماس میکرد بچم ده ماهشه گشنش توروخدا ی قوطی شیر براش بخرین هیچکس توجه نمیکرد من خودمم بی توجهی کردم رفتم داروخونه خریدامو کردم اومدم بیرون بعد دلم یجوری شد گفتم واقعا بچه داری گفت اره بیا این شناسنامش ی قوطی شیربراش بخر توروخدا گفتم باشه رفتم داخل ی اپتامیل پرونوترا ۲ میخاست براش خریدم 😔ازونموقع میگم کاش دوتا خریده بوذم حداقل اون یدونه مگ چندروز ی بچه ۱۰ ماهس 🥲دو روز بعدش چی؟؟ دلم میسوزه واقعا هم برای اون بچه هم برای پدره ک سروضع درستی هم بنده خدا نداشت مشخص بود وضع خوبی نداره نمیدونم چرا ی ادم بی گناه وارد دنیا میکنن وقتی نمیتونن از پس نیازاش بربیان 🥲خیلی دلم سوخت امشب ..... چون خودم مادرم خودمو گذاشتم جاش ک بچم گشنه باشه شیر نداشته باشه چ حالی داره💔