وقتی می‌گن:
«ما سه تا بچه بزرگ کردیم، تو برای یه دونه این‌قدر سخت می‌گیری؟!»

باید گفت:
چه عالی! پس بیاید نتیجه‌ی این همه سال تربیت رو ببینیم!

چند تاشون اعتمادبه‌نفس دارن و بلدن بدون عذاب وجدان «نه» بگن؟
چند تاشون استقلال مالی دارن، مهارتی دارن و می‌تونن روی پای خودشون بایستن؟
چند تاشون احساساتشون رو می‌شناسن، خشمشون رو کنترل می‌کنن و رابطه‌ی سالم دارن؟
چند تاشون تونستن از زخم‌های کودکی‌شون عبور کنن و زخم‌های نسل قبل رو به بچه‌های خودشون منتقل نکنن؟

چون بچه بزرگ کردن، فقط غذا دادن، لباس پوشوندن و مدرسه فرستادن نیست!

نسل امروز دنبال بچه‌های مطیع و بی‌دردسر نیست؛
دنبال بچه‌هاییه که فکر کنن، انتخاب کنن، «نه» بگن، خودشون رو بشناسن و بدون ترس از قضاوت، روی پای خودشون بایستن.

ما نمی‌خوایم بچه‌هامون سال‌ها بعد، تازه در بزرگسالی مشغول درمان زخم‌هایی باشن که می‌شد از همون کودکی بهشون وارد نشه.

قرار نیست چون نسل قبل به روشی بچه بزرگ کرده، ما هم همون مسیر رو تکرار کنیم. حق داریم آگاهانه‌تر انتخاب کنیم و از اشتباهات گذشته درس بگیریم.

پس لطفاً تعداد بچه‌هایی رو که بزرگ کردید، به رخ مادرهای امروز نکشید؛ تعداد، به‌تنهایی معیار موفقیت در تربیت نیست.

مهم این نیست چند تا بچه بزرگ کردیم؛
مهم اینه که چه انسانی تحویل جامعه دادیم. 🌱

تصویر
۱۷ پاسخ

عااااااالیییییییییی بوووووودددد ودقیقادرست منک روانم دیگ بهم ریخته از ای مسائل میگم مثلا اینجوری بزار بچمو میگن میدونم حواسم هس بچه بزرگ کردم دلم میخاد سرموبکوبم تودیوار عصبی شدم دیگ........
گلم بی زحمت تو پیوی منم میفرستیش لطفا

آفرین خیلی عالی گفتی 👌

مدال بچه داری رو تقدیمشون کنید
من مدال نمیخوام بچه سالم میخوام
سلامت روانش برام از هرچیزی مهمتره

احسنت 👏👏👏👏

دقیقاااا
و من همیشه مادرشوهرم میگه من ۱۳ تا بچه و‌نوه بررگ کردم

در صورتیکه ن تربیت بچها قبول دارم ن تربیت نوه هاش
حتی خوده من
مامانم سه تا بچه بزرگ کرده ولی وقتی ب کمبودای تربیتی خودمو داداشم نکاه میکنم واقعا دلم برا خودمون میسوزه
و هیچوقت نه نصیحتای مامانمو گوش میدم ن حرفای مادرشوهرمو
و تا الان ک شهریار نه ماهشه خیلیییی قبولش دارم تربیتشو
هرچند که بچم هنوز تربیت پذیر نیست ولی روتینایی ک براش رعایت کردم مثل خوابش خوراکش بازی کردنش همشو قبول دارم و خیلیم جالبه که همون کسایی ک میکفتن بهم مگه الان بچه میفهمه ک اینجوری میکنی،همونا میرن تعریف بچمو میکنن ک شهریار سرساعت میخابه سرساعت غذاشو مبخوره یا فلان میکنه😊✋🏻

آی گل گفتی قشنگم میشه بفرستی
پیوی
یه استوریمون بشه😂

عالی بود👏🏻👏🏻

افرین دقیقا
حالا قسمت دردناکش اینه یه عده از مادرای امروزی هم دنباله روی مدل بچه داری قدیمن و مدام همون نسل رو میکوبن تو سر کسایی که میخوان بچه شون رو به شیوه نوین رشد بدن

احسنت به شما مامان آگاه🌻
دقیقا همینطوره🌷

عالی عالی عالی 👏👏👏

عالی👏👏

سلام عزیزم خیلی تاپیک هاتو دوست داشتم و ایده بگیرم برای غذا برای دلوین اگه امکانش هست درخواست مو قبول کن😍

عالی بود

احسنت👍👍👍👍👍

استوری کنم😜🤌

ایوللللل خیلی خوب گفتی میتونی متنش پیویم برام بفرستی

تا ابد حق

سوال های مرتبط

مامان Salma & Sedna مامان Salma & Sedna ۱۶ ماهگی
اینجا دیدم یسریا نظرات خاصی دارن واقعا متعجبم
من واقعا حداقل راجب این موضوع اطمینان و اطلاع داشتم اپمدم به شمام بگم دیدم بعضا میکن ما مالک بچه هامون هستیم و بچه هامون فقط مطعلق به مان و هیشکی اجازه هیچکاری و نداره
اول بگم ما مالک بچه هامون نیستیم واقعا چون اونا وسیله یا پت خونگیمون نیستن طبعا سرپرست و والدشونیم یعنی وظیفمون اینه بهشون اموزش بدیم خوب و بد رو یاد بدیم تشخیص راههای درست و غلط رو با تصمیمات مهمی که یا براشون میگیریم یا بهشون کمک میکنیم که بگیرن از همین سن تا به سنی برسن که در تشخیص متبحر بشن (جدای از اینکه وظیفمون رسیدگی و پرورش بچه از احاظ سلامت جسمی )
اگر بچه رو با این طرز فکر بزرگ کنیم مطمئن شخصیت اونهم به همون بزرگ میشه و همون بچه هان که در نهایت الان مادر پدر که میشن نمیتونن ببینن که حتی والدین خودشون عاشق نوشون باشن یا حتی به عنوان یه بزرگتر یه دلسوز کوچیکترین نظری (منظورم فوضولی و دخالت نیست )در رابطه با نوشون داشته باشن چون فک میکنن اون بچه وسیله شخصی خودشون
واقعا دلسوزانه میگم اگر اینطور طرز فکرتون با مشاور مشورت کنین
مامان علی مامان علی ۱۳ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
یه نکته خیلی مهم برای اونهایی که پست های من در مورد آموزش خواب مستقل رو خوندن.
منظور از خواب مستقل اینه که خوابیدن بچه وابسته به شیر نباشه. یعنی شیر و خواب دوتا مسئله جدا باشند نه اینکه بچه شیر بخوره که بخوابه.
تواب مستقل به معنی این نیست که بچه رو توی اتاقش تنها رها کنیم که برای خودش بخوابه.

بچه ها تا سن هفت سالگی ناخودآگاهشون بیداره. و وقتی تنها هساند توی اتاق متوجه میشن. و این حس رو دارند که اگه الان گریه کنن گرسنه بشن خودشون رو خیس کنن یا بترسن هیچ کس کنارشون نیست و بهتره تا این سن حتما کنار والدین بخوابند ولی در تخت خودشون. نه روی تخت همراه پدر و مادر.

نکته بعدی به هیچ وجه نباید کودک زیر یکسال رو در اتاق خودش تنها خوابوند. این سن شکل گیری عزت نفس و اعتماد به نفس و اعتماد در بچه هاست و تنها خوابیدن اونها در طول شب در اتاقشون این حس ها رو در اونها نادرست شکل میده.

و نکته جالب دیگه ای که بهش برخوردم اینه که پسر بچه ها در سنین زی ۶ سال آسیب پذیرتر از دختربچه ها هستند. پس مواظبت و توجه بیشتری میخوان.

همه پستانداران موقع خواب کنار هم میخوابن تا امنیت بیشتری داشته باشن. انسان تنها پستانداریه که تصمیم گرفته بر خلاف غریزه اش عمل کنه جای خواب بچه اش رو جدا کنه. چرا؟! در مورد علتش بعدا توضیح میدم
اینو خیلی وقت میش تو ایتا گذاشته بودم. اینجا هم منتشر کردم.