۴ پاسخ

خواهرم۴۰روزپیش زایمان کرد با امپول فشار گناه داره تاالان کمردرد داره نمیتونه درست بشینه به بچه شیربده

امپول فشارعوارض خودشو هم داره ولی دکترا میگن نداره اگه گوگل سرج کنی هم بهت میگع چه عوارضی داره

آمپول فشاراز اسمش پیداست فشارمصنوعی دیگه.واقعادهن ادم سرویس میشه ازدرد

بسلامتی عزیزم
خب بعدش؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان اِلسانا مامان اِلسانا ۱۲ ماهگی
سلام خانما امروز25روزمه و تازه الان وقت کردم که بیام تجربه زایمانمث بگم خب راستش من 2مهرماه سردرد شدید شدم رفتم فشارمو چک کردم13بود برای منی که همیشه فشارم8بوده 13زیاد بود ماما منو فرستاد زاشگاه اول نخاستم برم ولی سردردم هر احظه بیشدر میشد و رفتم زاشگاه اونجا که رفتم فشارم رفته بود 15ب محض اینکه رفتم بستریم کردن و تا بستریم کردن فشارم شد هفده ساعت پنج عصر بستریم کردن اولش ک رفتم ی مامای خیلی مهربون بود ولی ساعت شیش شیفتش عوض شد و ی مامای بداخلاق اومد سر 20دیقه میومد معاینه میکرد ک چند سانت باز شدم از یه طرفم سند بهم وصل بود حالم خیلی بد بود و من نمیذاشتم معاینه کنه دیگ این مامای بداخلاق بمن گفت همینجا بمیر دیگ نمیام بهت سر نمیزنم فشارم بالاتر رفت از ترس تاری دید گرفتم و کلن بیحال شدم این ماما بهم سر نمیزد اومدن بهم آمپول فشاری زدن دردام شرو شد و اون ماما عصن بهم سر نمیزد خودم تنها توی ی اتاق افتاده بودم دردام میومد میرفت تا ساعت چهار صبح ک حالم بد شد اومد بهم سر زد با ی قیچی و نخ اومد عصن دو سانتم باز نشدم و مجبور شد بدون هیچ بیحسی قیچیم کنه 🥹🥺خیلی سخت بود وزن بچم خیلی کم بود مشکل تنفسی داشت تا ی هفته بستری بود😭😭😭😭این ماما بداخلاق بجای اینکه بیاد بهم دلدازی بده اومد گفت این چ بچه ایه اوردی وزنش انقد کمه هنوز بخیه نشدم اینحرفا رو زد از ترس بیهوش شدم ی روز کامل بیهوش بودم😭😭😭خدا لعنتش کنه خیلی منو ترسوند
مامان جاناسادات🌸 مامان جاناسادات🌸 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳


دیگه رسیدم بیمارستان ساعت ۱۲نیم بود اونجا معاینه ام کردن گفتن دهانه رحم بسته هست سر بچه هم توی لگن نیست بالاعه🤦‍♀️ من اینقدراسترس میگرفتم پرستارا میگفتن ما موندیم چرا کیسه آب تو‌پاره شده دیگه شوهرم دلداریم میدادمادرم دلداریم میداد دیگه تا بستری شدم ساعت شد ۲شب اومدن بهم سرم وصل کردن نوار قلب بچه رو گذاشتن بعد نیم ساعت دردام شروع شد میگرفت ول میکردم ولی کاملا قابل تحمل بود دیگه یه دکتر خوش اخلاقم بالا سرم بود همش دلداریم میداد میومد بهم سرمیزد خیلی زن خوبی بود هرموقع دردم کم میشد میخوابیدم دردم که میگرفت بیدارمیشدم شاید سرهم دوساعت خوابیدم ساعت ۶صبح اومد معاینه کرد گفت هنوز یک‌سانته🤦‍♀️
من‌خیلی نگران شدم اومد دوباره سرم زد بهم آمپول زد توسرم این دفعه دردام بیشتر میگرفت و بیشتر درد میکرد
ولی من همش میرفتم تو‌دستشویی آب گرم میریختم پیشه خودم خیلی خوب بود دردم رو کم میکرد ساعت شد ۸صبح اومدن معاینه کردن گفتن دوسانت باز شده ولی نرمه




بقیه پارت بعدی