۸ پاسخ

منم از فردا دیگه تنها چقدر مسئولیت بزرگیه خدا کمکمون کنه

سخته اولش قبول دارم ، ولی آسونه خیالت راحت نترس قران بالا سر بچه بزار دعای فرج پخش کن براش بخابه اگر خوابت هم سنگین گوشی کوک‌کن

وای دقیقا منم تو۱۸روزگی رفتم خونم وهمین حسو داشتم مهمونم داشنم کلی گریه کردم وقتی مامانم رفت خیلی بدبود😭😭هنوزم یادم میاد دلم ریش میشه

عزیزم منم تا دو هفته خونه مادرم بودم
شب اولی که اومدم خونم به شدت دلم گرفته بود و ترسیدم که نتونم از بچم مراقبتم کنم
نمی‌تونستم بهش شیر بدم
درست بلد نبودم پوشکش عوض کنم
و تا صبح نخوابیدم
چند روز به شدت بهم سخت گذشت
از همه بدتر که از تنهایی متنفر شده بودم و مدام گریه میکردم
ولی خداروشکر بعد یک هفته کم کم همه چیز خوب شد
توهم نگران نباش و مطمعن باش مادر خوبی هستی و خدا بهت توان میده که از پسش بر بیای

قربونت بشممم
یزره ک بزرگ بشه استرستم کم میشه🥺

منم الان دقیقا همین حال دارم اولین شبه که تنهام
انشاالله خدا خودش محافظ و مراقب نی نی هامون باشه
خدا خودش کمکمون می‌کنه

حق داری منم همنطوریم مثل تو دلم مامانمو میخاد

عزیزم درکت میکنم ولی تو بخوابی هم هرچقدر هم عمیق باشه اون خواب روحت تورو بیدار میکنه اصلا نگران نباش منم وقتی تنها میمونم حس ترس دارم از اینکه با شیرش خفه میشه ولی نگران نباش

سوال های مرتبط