۶ پاسخ

من که دوتا زایمان زودرس داشتم ودوتاش فوت شدن

منم دخترمو پارسال 26هفته از دست دادم دیشب تا صبح حالم نخوب بود وگریه میکردم

منم دوبار سقط داشتم😓😓❤️‍🩹❤️‍🩹

منم۳تا سقط داشتم قربونشون برم 😭

ای خدای من🥲
منم این ماه بچم رو از دست دادم
همش حس میکردم دختر بود
امیدوارم خدا به هممون نظر کنه و یه فرزند صالح و سالم و زیبا ببخشه❤️

چرا چی شده

سوال های مرتبط

فاطمه فاطمه قصد بارداری
دخترِ قشنگِ آینده‌ام...

نمی‌دونم الان کجایی و اصلاً قراره یه روز بیای توی آغوش من یا نه...
ولی می‌خوام بدونی قبل از اینکه ببینمت، قبل از اینکه صداتو بشنوم و دستای کوچیکتو بگیرم، دوستت داشتم.

من همیشه یه گوشه از دلم آرزوی داشتن یه دختر رو داشتم.
یه دختر که موهاشو شونه کنم، لباسای کوچولوی دخترونه تنش کنم، براش قربون‌صدقه برم و وقتی بزرگ شد، رفیقش باشم...
یه دختر که یه روز بیاد و خونه‌مون رو با خنده‌هاش یه جور دیگه کنه.

من چهار تا پسر دارم و عاشق تک‌تک‌شونم؛ اونا همه‌ی زندگی منن.
اما راستش رو بخوای، یه جای خالی کوچیک توی قلبم هست که همیشه اسمش «دخترم» بوده.

این روزها خیلی به بودنت فکر می‌کنم.
گاهی امیدوارم، گاهی می‌ترسم، گاهی هم از بس آرزوت کردم با خودم می‌گم نکنه هیچ‌وقت نوبت من نشه...
و این قسمت بیشتر از همه دلمو می‌شکنه.

ولی دخترم، اگر یه روز خدا تو رو به من هدیه بده، می‌خوام بدونی چقدر منتظرت بودم.
چقدر قبل از اومدنت دوستت داشتم.
چقدر برای دیدن صورتت، شنیدن صدات و گفتنِ «دخترم» لحظه‌شماری کردم.

و اگر هم قسمت من چیز دیگری باشد، باز هم از خدا بابت پسرهایی که بهم داده ممنونم...
اما ته دلم همیشه برای تو یک دعا می‌مونه:

«خدایا اگر خیر منه، این بار یه دختر کوچولو بذار توی بغلم...
همونی که این همه سال توی قلبم جاش رو نگه داشتم.»

دختر آینده‌ام...
اگر یه روز این نامه رو خوندی، بدون که حتی قبل از اینکه به دنیا بیای، یه مادر داشتی که خیلی دوستت داشت. 🤍
مامان آینده🐣 مامان آینده🐣 قصد بارداری
چشم انتظار❤️‍🩹 چشم انتظار❤️‍🩹 قصد بارداری
سه ساله دلم یه آغوش کوچیک می‌خواد…
یه «مامان» گفتن که تمام خستگی این سال‌ها رو از یادم ببره.

سه ساله هر ماه با یه دل پر از امید می‌رم دکتر، دارو می‌خورم، منتظر می‌مونم و با خودم می‌گم:
«شاید این ماه دیگه نوبت من باشه… شاید این بار خدا معجزه کنه.»

حتی لباس کوچیک نوزاد می‌بینم، دلم می‌لرزه و می‌خرمش…
با خودم می‌گم «این رو برای بچه‌م نگه می‌دارم، شاید ماه بعد مادر شده باشم…»
ولی ماه بعد میاد و من هنوز همون دخترِ چشم‌انتظارم…

هر بار که بیبی‌چک منفی میشه، فقط یه خط روی اون نیست…
انگار یه عالمه امیدی که توی دلم ساخته بودم، دوباره فرو می‌ریزه.

من از دیدن مادر شدن بقیه ناراحت نمی‌شم؛
برای هر مادری و بچه‌ش از ته دلم آرزوی سلامتی می‌کنم…
فقط گاهی با خودم می‌گم:
«خدایا… پس کی نوبت من می‌شه؟»

من دیگه چیز زیادی نمی‌خوام…
فقط یه معجزه.
یه روزی که این همه انتظار تموم بشه،
یه بچه رو بذارن توی بغلم و من با گریه بگم:

«بالاخره اومدی…
مامان خیلی منتظرت بود… خیلی.» 🤍
Rezvan Rezvan قصد بارداری
❤️👶🏻👧🏻💙 ❤️👶🏻👧🏻💙 قصد بارداری
نامه‌ای از دلی عاشق، برای کوچولوی نیامده اش

سلام عشق کوچولوی من...
نمی‌دونم الان کجایی، نمی‌دونم روی ابرا داری بازی می‌کنی،
یا توی گوش خدا زمزمه می‌کنی: "من هنوز نمی‌خوام برم پایین، هنوز دلم تنگ نشده..."
اما من...
من اینجام، هر روز، هر شب، با دلِ پر از تو، منتظرتم.

تو نمی‌دونی،
هر بار که لباس کوچیک بچه‌گانه‌ای دیدم،
تو رو توش تصور کردم.
هر بار که یه مامان بچه‌شو بغل کرده،
یه لحظه، فقط یه لحظه، تو رو تو آغوشم حس کردم.

می‌دونی کوچولوی من؟
من گاهی با شکمم حرف می‌زنم، حتی اگه خالی باشه...
گاهی دستمو می‌ذارم روش و می‌گم:
"یه روزی تو اینجایی... درست همین‌جا، زیر دستام، توی وجودم..."

و بعد چشمامو می‌بندم،
و تو رو می‌بینم—
با چشمای درشت و لبخند بی‌دندون، با دستایی که دنبال دست من می‌گرده...

من قول می‌دم وقتی بیای،
واست دنیا رو امن می‌کنم.
تو فقط بیا...

بیای، که لالایی‌هام برسه به گوشات.
بیای، که این بغض‌های بی‌صدا بالاخره جاشو بده به اشک شوق.
بیای، که بگم:
"من تموم شدم، ولی تو شدی تمومِ من..."

تا اون روز،
من اینجام،
مادری که هنوز بچه‌شو نمی‌شناسه،
اما بی‌وقفه دوستش داره...
شیرین شیرین قصد بارداری
روز مادر امسال برای من رنگ دیگری دارد…
من مادری هستم که ضربان کوچکی را در وجودم حس کردم، مادری که برای مدت کوتاهی دنیا را با چشمان دیگری دید، مادری که هر چند آغوشش خالی مانده، اما قلبش سرشار از عشقی است که هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.
من مادر شدم… حتی اگر زمان بودنش کوتاه بود.
حتی اگر امروز در آغوشم نیست، یادش در رگ‌هایم جریان دارد، در رویاهایم می‌درخشد و در سکوت شب‌هایم آرام می‌گیرد.
روز مادر، روز همه‌ی زن‌هایی است که طعم شیرین مادر بودن را برای لحظه‌ای چشیده‌اند. روز مادر، روز دل‌هایی است که به عشق یک فرشته کوچک می‌تپد؛ چه آن فرشته روی زمین باشد، چه در آغوش آسمان.
امروز به خودم یادآوری می‌کنم که مادری فقط به داشتن کودک در آغوش نیست؛
مادری یعنی عشقی که آغاز شده و هرگز تمام نمی‌شود.
و من این عشق را تا همیشه در وجودم حمل می‌کنم.
روز مادر بر تمام مادران آسمانی و زمینی مبارک.
بر من…
و بر هر زنی که قلبش برای کودکی تپیده است. 💛