منم وقتی مامانم رفت روز ۱۰ خیلی گریه کردم و چون زردی دخترم خوب نمیشد بعدم دچار عفونت شد و بستری شد خیلی گریه میکردم وهمش میگفتم مامان خوبی نیستم نمیتونم از بچم درست نگه داری کنم و گرنه اینطوری نمیشد همه میگفتن داری لوس بازی درمیاری و این اتفاقات برای همه میفته ،و زمان برد تا زندگی روی روال خودش بیفته،الان دلم لک زده برم خیابون برای خودم بچرخم ،خرید کنم،مغازه هارو نگاه کنم باشگاه برم ولی این روزا هم میگذره خیلی زود هم میگذره باید به خودمون سخت نگیریم و از این سن بچه هامون لذت ببریم چون خیلی زود بزرگ میشن و همه این روزا خاطره میشن
حق داشتیم سخت بود خداروشکر بسلامتی گذشت
من دخترم ساکت خیلی فقط بغلی باید کنارش بشینم بغل هم نه کنارش هم بشینم خوبه برم دنبال کار گریه میکنه ولی خواب اینا کلا اژ اول اذیت نکرده 12 یا یک شب میخوابه 9 تا 11 صبح میخوابه کولیک و رفلاکس هم نداشته
منم همین بود وقتی مامانم اولش از پیشم رفت داشتم میمردم الان دیگ اینطور نیسم خودم ب کارام رسیدگی میکنم
اره دقیقا ادم دستش میاد چیکار کنه اولش نابلدیم دیگ
دقیقا بعد چند وقت راحت میشه.من بعد ۴۰ روز خیلی راحت شده بودم دیگه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.