۲۲ پاسخ

برای همچین مردایی بچه اووردن ظلمه واقعا

تو حامله ای بخاطر هورمونات زودتر خسته و کلافه میشی حق داری غر بزنی و ناراحت بشی و شوهرت باید صبوری کنه ولی انگاری هورمونای اون بهم ریخته و حامله است

بنظرم نرو خونه بابات و خونتو ترک نکن.
خونه مال اون نیست که هروقت دلش خواست بزاره توش بمونی یا بیرونت کنه
برو بشین خونت درو هم قفل کن
اگر اومد گفت چرا اینجایی بگو خونمه کجا باید باشم؟ بعد بهش هیچ محلی نده و برو اتاق خودت درم ببند.
واسه خودت غذا میوه خوراکی هرچی تو خونه هست ببر اتاقت.
بهشم بگو اگر ناراحتی مشکل داری برو خونه مامانتینا بمون‌....
خلاصه بنظرم درست نیست خونه خودتو با این وضعیتت ترک کنی بری خونه بابات
پس فردام اون بگه خونش نموند خدا خواسته ترک کرد خونه رو و رفت .
خدا نکنه بحثتون به طلاق واقعی ختم بشه اما اگر بشه و اگر ثابت بشه مدتی خونت نبودی مهریه ای بهت تعلق نمیگیره بخاطر عدم تمکین حالا تو هی بیا بگو آهای ایهاالناس این خودش منو از خونه بیرون کرد، کدوم دادگاهی حرف زنو قبول میکنه که...

نمیتونه طلاق بده بخاطر بچه تو شکمت
اصلا غصه نخور بخاطر بچه تو شکمت گناه داره
بیخیال باش برو خونه مامانت چند روز خودش میاد شاید پشیمون شه عصبی بوده شاید نفهمیده چیکار کرده

راحت بروخونه بابات اروم میشه میادمنت کشی محل سگم بش نده.این یامعتاده یاسکس میخواد

عجب بزار دو روز پسرت نگه داره پشیمون میشه

خدابهت صبربده

ببین اینو جدی میگم تاریخ و تجربه ثابت کرده با مردا از رو ضعف صحبت کنی پرو میشن همیشه خودت رو بالا بگیر از موضع قدرت باش حتی تو شادیا و خوشیا بزار ته دلش بدونه بتو نمیتونه زور بگه الان سر بچه ها نقطه ضعف گیر اورده منم اگه حات بودم دغ میکردم چون خیییییلی وابستم ب بچم اما اولا بچم رو یجور بار اوردم ک اول و اخرش باید مامان باشه دوم اینکه حداقل تا ۷سال بچه مال مادره اینو بهش بگو
بگو من میرم با بچه هام تو اخر سر تنها میمونی و دستت بجایی بند نیست

وااای چه غلطا حالش خوش نبودا
یعنی چی آدم با زن حامله این برخورد رو میکنه
برو خونه پدرت سیاست خودتم حفظ کن درسته دوری از بچت برات سخته ولی تحمل کن تا تنبیهه شه
اگر شل بگیری این قضیه دوباره تکرار میشه

آدم دعوا میکنه چرا اینطوری کرده مگر کسی خسته بشه که بیش از حد جنگ دعوا میگی اولین بار

اصلا به هیچ وجه بهش زنگ نزن بزار به غلط کردن بیوفته عوضی

میدونم آدم بچش پیشش نباشه خیلی حس بدیه ولی پسرت هم با توجه به اینکه خیلی شیطون و شلوغه، مطمئن باش مادر شوهرت اینا نمیتونن از پسش بر بیان ، سن مادرشوهرت هم که بالاس ، به دو روز نکشیده پسرت رو میاره پیش خودت

کاش بابات بره وایسه جلوش، جدی برخورد کنه ، شاید بترسه بفهمه تو ام پشتوانه داری ، الکی نیست هر کاری میخواد کنه

اصلا نباید زنگ بزنی بهش دختر، میدونم برات سخته و همش فکرت اونجاست ولی بخاطر خودت و بخاطر اینکه دیگه تمرار نشه این کارش یکم سخت باش ،نشونش بده که قوی هستی و میتونی بدون اون هم زندگی کنی
مرد جماعت بدونه بهش وابسته هستی دیگه خودشو گم میکنه فک میکنه خیلی خاصه
من اگه شوهرم اینکار رو کنه میرم دیگه پشت سرم رو نگاه نمیکنم ولی خب وقتی پای بچه وسطه اوضاع فرق میکنه

به نظرم همین که گفتو‌انجام بده برو خونه ای بابات بزار بفهمه پشیمون شه خودش میاد دنبالت از خواهش می‌کنه که برگردی گریه اینا هم نکن تو ی مادری باید قوی بمونی قوی باش روی بچت تاثیری نزاره

گفتی معتاده

ن اصلا ب خودش محل بده ن پسرش.بزار پسرش دهنشو سرویس کنه تا قدر تورو بدونه ...خیالت راحت بخاطر بچه تو شکمتم شده طلاقت نمیده توام پس ادبش کن .چند روز بمون خونه بابات خوش بگذرون بزار اذیت بشه از دست پسرت مث سگ بیاد دنبالت .نری خودتو کوچیکه کنی

نرو یه هفته ببین بچه کوچیک خونه تنها میخاد چیکار کنه از کار میخاد بنونه بچه نگه داره چلغوز

این‌موقع شب بیرون کرد؟
البته که کلا صبح یا شب باشه کار از بیخ اشتباس، اما دیگه این ساعت ادم دوست دخترشم‌نمیزاره بیرون بره😑

سلام ای بابا
گریه نکن بچه تو شکمت گنا داره اروم ک شد امد باهاش منطقی حرف بزن بگو منظورت از حرفا چیه

🥲🥲🥲الهی بگردمت غصه نخور الان برا نی نی ضرر داره

وا چش بوده

سوال های مرتبط

مامان والاجان ونداجان مامان والاجان ونداجان ۴ سالگی
خانما کسی چنین چالشی با بچه داره من مامانم تا میاد پسرمو تشویق میکنه به اینکه از ما بد بگه بعد خودش پشت بچه در بیاد ینی الان بچه ای ک کلا همه چیش سرجاش بود تا مامانمو میبینه چقلی یاد گرفته تا یه حرف بد میزنه مامانم میدونه من از حرف بد بدم میاد بهش میخنده نازش میده همین ک حرف منو گوش میکنه هی بهم میگه بچه رو عصبی کردی به بچه گیر میدی هی من سکوت میکنم ولی الان بچه باهام خیلی بد شده مخصوصا خواهرش بدنیا بیاد کنترل برام سخت میشه مامانمم ازوناس ک بد دهنه هرچی دلش میخواد میگه بماند ک دوسالم بود جدا شدن از بابام و من پیشش نبودم الان اگ از عمه و بابام بد بگه ناراحت میشم بهش بر میخوره میخواد منو قانع کنه همه بدن با خواهرای خودشم نمیسازه با داییم قهر الان من همش دلم میسوزه میگم یدونه اینجا میاد اشکال نداره ولی بچه رو با من داره بد میکنه در حدی ک بچه تا یکی و میبینه میگه مامانم بده ولی وقتی با همیم کلا تو بغلمه نازم میکنه حرف گوش میده ولی جدیدنا سر هر چیز کوچیکی مث طلبکارا رفتار میکنه همش فک میکنه من دارم کار بدی در حقش میکنم واسه همه چی گریه و جیغ و داد میکنه بنظرتون چیجوری رابطمو باهاش کم کنم هیچ حرفی نمیشه بهش گفت قیامت میکنه قهر میکنه هرچی دهنشه میگه میره