۳ پاسخ

پسر منم همینه .واقعا رد دادم بدون منم جایی نمیمونه یک ساعت بذارمش خانه بازی که حداقل خودم استراحت کنم. خودم خسته شدم از نکن بشین و داد زدم

پسر منم همینطوره والا، راهی براش ندارم، کاش خدا یکم مشکلات رو از رو دوش مامانا بر میداشت حداقل ما صبرو تحملمون بیشتر میشد بچه ها انقد عصبی و اذیت نشن.

میپاشه*

سوال های مرتبط

مامان ماه من مامان ماه من ۳ سالگی
سلام روز همگی بخیر
خانوما بیایین بگین که تنها نیستم شاید یکم آروم شدم واقعا مغزم درد میکنه
امروز با پسرم ساعت ۹نیم بیدار شدیم
شستن دستو صورت و مسواک زدن که بماند چای میخوام دم کنم میگه من بریزم بفرما بریز تخم مرغ میخوام بشکنم من گازو روشن کنم من تابه رو بزارم رو گاز من تخم مرغو بشکنم بفرما شما انجام بده وااای حواسم نبود تخم مرغو هم زدم تو چرا زدی من میخواستم بزنم😭😭
بلاخره صبحونه خورده شد حالا میخوام نهار بپزم من هم بزنم من برنج بشورم من من من... نهار میخوایم بخوریم از سفره پهن کردن تا وسایل رو سفره من انجام بدم..
وقتی همسرم اومد کلی گریه کردم نمیدونم من طاقتم کم شده یا چی اینایی که گفتم بازو بسته کردن در یخچال بهش اضافه کن تکون دادن تلوزیون.... جارو خواستم بکشم همش در حال خاموش روشن کردنش .... واااای الان که فک میکنم همه ی این داستانا واسه ۴ ساعت بود واقعا نمیدونم باید چیکار کنم هرچی میگذره بدتر میشه میگم چند روز حتی اگه گریه کرد بهش ندم شاید از سرش افتاد ولی دلم نمیاد🥺
همسرم میگه مهر میزارمش مهد نمیدونم تو این سن کار درستیه یا نه ولی من دیگه کم آوردم