مامانا بیاید یکم درد و دل کنیم

میدونم قطعا شماهم همین حس هارو دارید
من پسرمو هربااار ن نگاه میکنم اشکم بی اختیار میریزه
براش اهنگ میخونم گریه میکنم
بازی میکنم باهاش گریه میکنم
باهاش حرف میزنم گریه میکنم
حموم میبرمش گریه میکنم
اصن قلبم تحمل این حجم از عشق رو نداره نمیدونم چجوری باید بروزش بدم
دلم میخاد برای تک تک نفساش جونمو بدم
حتی همین الان ک دارم اینو مینویسم چشمام پر اشکه
ی کلمه باهاش حرف میزنم کلمه ی بعدی اشکام ریخته
ی دور برای عشقی ک بهش دارم گریه میکنم
دور بعدی از فکر این‌که مامانم هم همین حس هارو بهم داشته و من با خودم میگم نکنه اونجوری ک باید قدر ندونستم...
شبا تا صب بخاطرش بیدارم بعد ب این فکر میکنم مامانمم این شبارو داشته دیوونه میشم
مامانم ازم دوره ولی بازم گوشی هست همش ویدئو کال میکنیم هر دیقه عکس و فیلم میفرستم براشون
کوچیک ترین مشکلی پیش بیاد درجا ب مامانم زنگ میزنم
بعد ب این فکر میکنم مامانم هم از مامان خودش دور بوده با این تفاوت ک اون زمان ن گوشی بوده ن اینترنت بوده ن خاهر برادری دورش بوده
تک و تنها ۳ تا بچه رو بزرگ کرده..وای این فکرا منو از پا داره میندازه😩😩
دیوونه شدم ن؟
از شدت عشق و علاقم ب پسرمم ک نگم دیگههه فقطططط نگاش میکنم از تهههه دلم میگم خدایا شکرت مرسی ک این فرشته رو بهم دادی
روزی صدبااار ب پسرم‌میگم مرسیی ک انتخاب کردی من مامان تو باشم🥹
.
#فرزند­پروری

تصویر
۷ پاسخ

اوایل منم خیلی گریه میکردم خیلیااا...
الان گریه کمتر میکنم ولی اصلن دوست ندارم مامان کسی دیگه جز میران باشم
خدا مادرت و برات حفظ کن
منم همش میگم اگر ی روز عمرم کوتاه باشه کی نگهت میداره
اگر بی خداحافظی ازت رفتم چی میشه...
من اگر ی روزی بمیرمم تمام روحم سرگردون بخاطر میران اینور میمونه

من قربونت حست اخه مادرررر🥹🥹

منم همینم روزی هزار باری خدا رو بابت دختر نازم شکر میکنمممم بعضی وقتا از شدت خوشحالی بغض میکنمممم مننن

خیلی خوبه قدر مادر شدن رو بدونی و قدر مادرتو بدونی ولی با عذاب وژدان و ناراحتی و غم. این لحظاتو ب کامت تلخ نکن عزیزم. همین ک قدر مادرتو فهمیدی و دوسش داری خودش خیلی با ارزشه 😊

آخ که چقد تو منی مادر نمونه😍🥹😍

منم همینم ولی همش گریه نمیکنم
توهم همش گریه نکن 😐

خدا ببخشه برااااتتتتت♥️

سوال های مرتبط

مامان حلما خانوم🫀 مامان حلما خانوم🫀 ۱ سالگی
#موقت
خانوما برای شماهم پیش اومده این فکر وخیالا ک چرا الان بچه خواستم زود بود باید بیشتر تفریح میکردم دیگ وقت نمیکنم زیاد با همسرم باشم این فکرا؟؟؟

من هربار دخترم خیلی گریه میکنه و خیلی کمر و دستم درد میاد شروع ب گریه میکنم خودم🤦‍♀️ و همش میگم چرا اینقد زود بچه خواستم خیلیا چقد سنشون بیشتر ولی بچه ندارم راحت میخورن میخوابن تفریح میکنن با همسرشون بدون فک میرن بیرون 🥲 خیلی دلم گرفته نمیدونم این تنهایی هم خیلی بیشتر بهم فشار اورده حداقل اگ نزدیک خانوادم بودم بعضی روزا دخترمو بهشون میدادم یکم خودم میرفتم بیرون استراحت میکردم الان اینجا توشهر غریب همسرم صب میره عصر میاد بعضی روزا حلما یکساعتم نمیخوابه درست و کل کارام میمونه ..
احساس میکنم خیلی خودم دور سدم از همسرم قبلا همه جا باهم بودیم حتی ی شب تنها نمیخوابیدیم ولی الان بخاطر شرایط جدا میخوابیم کلا خیلی زندگیم تغییر کرده از یطرف خوشحالم از یطرف همش فک ب گذشته میکنم ک راحت خواب و تفریحم بود الان ن😕 همش حس میکنم اونک ازیت میشه همش منم ن کس دیگ
ی دلگرمی یه حرفی یچیزی بگین ک دلم اروم بشه این فکرو حیالا رو نکنم🤦‍♀️🥲
مامان Sunshine☀️✨ مامان Sunshine☀️✨ ۱۲ ماهگی
#به وقت سه ماهگی👼🏼🌸✨
(البته سه ماه و نیم)
این روزا صداهای جدیدتری از خودم در میارم
زبونمو همش میارم بیرون😝
مدل جدید گریه یاد گرفتم جوری که هر بار مامانم میترسه فک میکنه چییی شده!
خوابم تقریبا تنظیم شده، روزا چرت کوتاه و شبا هم تا صبح میخوابم😴
با تشک بازی و گهواره‌م تازه دارم ارتباط برقرار می‌کنم و خوشم میاد😍
گاهی وقتا با مامانم تمرین آواز داریم اینقد خوش میگذره!

یه تابلو تو خونمون هست ک من فکر می‌کنم مامانمه، وقتایی ک اون میره آشپزی کنه من به تابلو نگاه می‌کنم و باهاش حرف میزنم😄

تازه لالایی مورد علاقه هم دارم؛ اسمش ماه و پرتقاله🌙🍊
مامانم وقتی تو شکمش بودم برام میذاشت و نمی‌دونم چرا باهاش گریه می‌کرد، حالا هم من از بین همه ی لالایی ها اونو از همه بیشتر دوس دارم و باهاش میخوابم🥺
البته به شرطی ک مامانمم همراش بخونه… اما انگار که بابام بیشتر از من خوشش میاد چون زودتر از من خوابش میبره و به مامان میگه قطعش نکن😂

خلاصه ک هرروز شیطنتم داره بیشتر میشه..!
دو سه روزم هست صدایی شبیه “ما ما” در میارم و مامانم خوشحاله و فکر میکنه من میگم مامان🤷🏻‍♀️

فرزندپروری
شیرخشک