سوال های مرتبط

مامان سرحان کوچولو🩵 مامان سرحان کوچولو🩵 ۲ ماهگی
از هفته ۳۷بارداری ورزش و پیاده روی انجام میدادم وخونمون ۴۶پله داره در روزش دوبار از پله ها بالا و پایین میرفتم ۱۸مرداد رفتم بیمارستان برای ان اس تی و معاینم کرد گفت دوسانتی.
و ۲۰مرداد فعالیتم بیشتر کردم ورزش و ...
چون دیگه خیلی کلافه شده بودم.و وارد ۴۰هفته میشدم
بعداز یه پیاده روی حساااابی رفتم خونه و به کمک همسرم ورزش کردم ک حدود ۹شب کم کم کمرم و زیر دلم درد گرفت.من بهش توجهی نمیکردم ک برام سخت نشه چون نمیخواستم بلافاصله برم بیمارستان.
میخواستم دردامو خونه بکشم که راحت تر زایمان کنم
دردارو تحمل کردم تا ساعت ۳صبح دردام خیلی شدید بود و منظم و با فاصله های خیلی کم
از درد زیاد تب و لرز گرفتم و میدونستم که برای بچه خیلی خطرناکه برای همین اماده شدم و رفتم بیمارستان
وقتی رسیدم بیمارستان ازم ان اس تی گرفتن و معاینم
کردن و گفتن ک ۷سانتی و منی ک خوشحال ک زودی زایمان میکنم و بهشون گفتم ک من بی حسی میخوام
ولی گفتن ک دکتر باید بیاد و تشخیص بده ک برات بی حسی بزنیم یا نه
مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
مامان گوگول🩷 مامان گوگول🩷 ۱ سالگی
پارت اول _زایمان طبیعی

خب قضیه ازونجایی شروع شد ک شب قبل از ب دنیا اومدن دخترم با زندایی همسرم رفتیم بیرون پیاده روی بعدشم ک برگشتم خونه ی کمر دردای خفیفی داشتم ک فک میکردم بخاطر همون پیاده رویه خلاصه گذشت و دردا هی میومد و میرفت خلاصه اون شب گذشت و شب اخری ک دخترم تو دلم بود رفتیم خونه مادرشوهرم برا شام ک کمر دردام کمی بیشتر شده بودن ک توقع نداشتم درد زایمانی باشن شامو ک خوردیم برگشتیم خونه ساعتای ۱۱ اینا بود ک تصمیم گرفتم بخابم تا شاید دردام تموم بشه در صورتی ک زهی خیال باطل 😂😐 از همون تایم ک تصمیم گرفتم بخابم مدام دسشوییم میگرفت و تو راه سرویس بودم دیگ تقریبا ساعتای ۱۲ و نیم شب بود ک از سرویس برگشتم و رفتم دراز کشیدم دراز کشیدنم همانا و خیس شدن کل هیکلم همانا ...کیسه ابم پاره شد دیگ از جام پا شدم همسرمو بیدار کردم بهش گفتم تا زمانی ک من میرم دوش میگیرم زنگ بزنه ماماهمراهم هماهنگ کنه وسیله هارو اماده کنه زنگ بزنه مامانش بیاد بریم بیمارستان دیگ تا رفتم حموم و وسیله هارو جمع کردیم شد ساعتای ۱ شب مادرشوهرمم اومدن راه افتادیم ساعت ۱:۴۵ رسیدیم بیمارستان تا کارای پذیرشو کردیم شد ساعت ۲ و دیگ خدافظی کردم و رفتم داخل زایشگاه اونجا یکی از ماماهای تریاژ معاینه کرد گف ۲ سانتی برو تو از دردش بخام بگم برا بار اول خب دردناک بود ولی ن طوری ک میگن دستشونو تا کمر میکنن تو و این چیزا یکم اغراقه ‌.

بهم لیاس دادن پوشیدم و رفتم داخل زایشگاه خلوت بود بجز من تقریبا چهار پنج نفر دیگ در حال درد کشیدن بودن ک در بدو ورود من یکیشون زایمانی شد و فوری بردنش تو اتاق زایمان دیگ من رفتم رو تخت دراز کشیدم و دوباره یکی از ماماهای خود زایشگاه اومد معاینه کرد و گف ۱ سانت😐
مامان سانیار مامان سانیار ۶ ماهگی