اکثرا میگن بیمارستان مسلمین برای زایمان خوبه
ولی من تجربه خیلی بدی از زایمان تو این بیمارستان دارم..زیر نظر دکتر اقایی بودم موقع زایمان نیومد گفت شیفت من نیست دکتر بهناز کرمی اومد
۱۲ شب منو بستری کردن دکتر بالای سرم نیومد تا ده صبح .حتی منو معاینه نکرد ببینه وضعیتم چطوره بهش گفتم وزن بچم چهار کیلو هست سزارین کنید بدون معاینه گفت فقط طبیعی..زایمان سپرد دست ماما و خودش همون جا نشست ..بعد بچه دنیا نیومد ب طرز وحشتناکی کشیدن بیرون کتف اون شکست از خونریزی زیاد خودمم بیهوش شدم خوردم زمین انگشت پام اسیب دید هموگلوبین خون از ۱۲ اومده بود روی چهار ب خانوادم گفتن احتمال مرگ هست بعد ک ب هوش اومدم سه بار دیگه بیهوش شدم در اخر خون بهم زدن ک بهترم شد کتف بچه شکوندن گفتن مگه چ شده خدا رو شکر کنید زنده اید
بیمارستان شیراز ک رایگان بود نرفتم ک بهترم بشه اینجا ۲۰ تومن هزینه زایمان ۱۵ خورده خرج ۵۴ سه شب بستری نوزاد ۹۰ تومن گرفتن این بیمارستان ارزش این هزینه نداره

۱۸ پاسخ

بدترین بیمارستان
الان بچت خوبه

بیمارستان شیرازم دست کمی از مسلمین نداره منو هم ناقص کردن برای طبیعی

یا خدا باید از این احمق شکایت می‌کردید

یادمه مامانم مسلمین خواهرم دنیا اورد تفاوت سنیمون زیاده خواهرم ۴.۷۰۰بود هرکاری کرد طبیعی نباشه متاسفانه شد بخاطر فشار ۲ماه فلج شد پاهاش از کار افتاد فقط خدا خواست پاهاش برگشت

وای چه وحشتناک چقدر بی وجدان

مسلمین خیلی بده من ۳تا زایمان رفتم کوثر عالی بود ساعت ۱۱شب زنگ زد دکتر فوری اومد شیفتش هم نبود

سلام عزیزم حتما حتما برو شکایت کن هم به خاطر کتف بچه که شکسته هم به خاطر وزن بالا که سزارین نکردن.هم از ماما هم از دکتر هم رئیس بخش زنان و رئیس بیمارستان شکایت کن

مسلمین اصلا به درد نمیخوره

والا منم بیمارستان مسلمین تاحالا نرفتم ولی خب در مورد شما بیشتر به خاطر دکترتون بوده که اذیت شدید

منم میخواستم برم مسلمین هفته ۱۳رو خون افتادم رفتم مسلمین دکترم آقایی بود بدرد مفت نمیخورد دیگه برای زایمانم نرفتم اونجا رفتم کوثر خوب بود

به تعدادی ادمین دایرکتر نیازمندیم

آقایی خدا لعنتش کنه منو هم همین بلا سرم اومد ولی من نزایبدم اورژانسی من دکتر ادیب آرا برد اتاق عمل سزارینم کردن

من می‌خوام برم کوثر میگن خیلی خوبه

دکترت خوب نبوده گلی من خیلیا دیدم رفتن پیش اقایی و راضی نبودن

الهی...بچه الان چطوره؟خوب شد ان شاءالله؟
من که هر دو زایمانم رفتم کوثر اونجا خیلی رسیدگی بهتره،تعریف اردیبهشت هم شنیدم ولی دکتر از همه مهمتره،دکتری که مسئولیت پذیر باشه هر طور شده خودش میرسونه

عزیزم چ بد بچه منم اونجا بستری شد ان ای سیو دوشب الکی نگه داشتن بچه رو برای پول مرخص نمیکردن شبی 25میگرفتن

واقعا درکت میکنم،منم بخاطر همین کارا و ترس،بیمارستان خصوصی انتخاب کردم.

باید از اول می رفتین سزارین من دکترم مهسا نایبی بود تو بیمارستان امامی عالی بود دکترم ولی پرستار بیمارستان امامی خونسرد بود باید ده بار صداش میکردی تا می یومد

سوال های مرتبط

مامان Yashar،Arsham مامان Yashar،Arsham ۱۱ ماهگی
تجربم برای عمل فتق آرشام
قرار بود پزی روز عمل بشه متاسفانه پرستارا بهم چیزی نگفتن من شیر داده بودم ب بچه کنسل شد برای فردا بهم گفتن از ۱۲ تا ۸ صبح بهش چیزی نده عمل داره منم گفتم باشه شد ساعت ۸ دکتر نیومد شد ۱۲ نیومد بچم ضعف کرد بی حال شد از حال رفت رو دستام 😭بدو بدو رفتم ب پرستارا گفتم بچم نفسش بالا نمیاد آوردن سرم غذایی وصل کردن ساعت ۱ شد دیدم طعام زدن برای عمل اونجا رفتم دکتر تازه آماده میشه آرشامم گریه میکنه از گشنگی رفتم جلو دکتر دیدم ب همکارش گفت برو بچه رو ازش بگیر ک تلف شد از گشنگی اومد ازم آرشامو ک بگیره آرشام یقمو دو دستی چسبیده بود و گریه میکرد فداش بشم 😭بردنش بعد ۱۰ دیقه آوردن گفتن واینمیسته نگه دار تا مواد بیهوشی آماده شه جوری یقمو جسبید ک اون لحظه کاش مبمبردم ولی اون صحنه رونمیدیدم 😭آوردن بعد بهش بیهوشی رو زدن بچم از حال رفت بردنش ساعت ۳ از اتاق اوردن بیرون منو صدا زدن رفتم بالا سرش بچم نفس نفس میرد بیهوش بود بالا سرش گریه میکرد😭از ساعت ۲ ک بیهوش شد تا ۱۰ شب بیهوش بود بعد ب هوش اومد

یعنی سخت ترین دردناک ترین روز عمرم دیروز بود😭مردیم و زنده شدیم خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه ک وجود مادر از درد بچش میلرزه من و ۱۰ سال پیر شدم دیروز😭
مامان پنـاه‌جانمـ🌿🫧 مامان پنـاه‌جانمـ🌿🫧 ۹ ماهگی
ی صحنه های از روز بعد زایمان من یادم میاد هنوزم که هنوزه فریادم میاد☹️😤
من و ی دختر دیگه تو ی شب به فاصله نیم ساعت زایمان طبیعی کردیم به تفاوت اینکه من دکترم بالاسر زایمانم بود اما این بنده خدا نه
چرا؟چونکه ماماهمراهش رو با کسی قراردارد بست که دکترش معرفی نکرده بود و دکتر هم نیومد بالاسرش ...همینقدر بی وجدان...
خلاصه من زودتر زایمان کردم اما این بیچاره🙁
بچش مونده بود تو کانال زایمان و هرچی زور میزد نمیتونست بچه بیاد بیرون و به سختی با پارگی های زیاد بچه رو بیرون کشیدن بعدهم به دلیل کمبود اکسیژن بردنش بیمارستان کودکان بستری کردن...
صبح روز بعد که دکترش اومد برای معاینه وکارهای ترخیص پرستار ها بهش گفتن که ممکنه بقایای جفت تو رحم بیمار باقی مونده باشه...
این دکتر بی وجدان هم نکرد نامردی
دستش رو دستکش گذاشت
هرچی دختره زار زد جیغ زد با وحشیگری تمام شروع به معاینه رحم دختر کرد🥲😭
آخ من دلم غش رفت یعنی... اشکم در اومد...
فکر کن با وجود اونهمه بخیه و پارگی معاینه ات هم بکنن 😭😭
چجوری بعضی از دکترها انقد بی وجدانن؟



شیرخشک کولیک رفلاکس نوزاد
مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
منم هر دفعه هی میرفتم ان اس تی هی ۴۰۰تومن پول بده خلاصه جیبمون رو خالی کردن همش استرس همش ترس که نکنه زایمان زود رس باشه هی حرکت بچه کم میشد من باید یه چیز شیرین میخوردم که حرکت کنه دوباره حرکت نداشت باز بیمارستان ان اس تی دیگه دو ۳۸ هفته بودم رفتم ان اس تی بیمترستان تامین اجتماعی دیدم حرکت بچه خوبه صدای قلبش اوکی یکدفعه یه ماما اومد گفت خااااانم میخکوب شدم گفت سریع باید بری بیمارستان دولتی بستری بشی احتمال داره بچت خفه بشه حالا منو بگوووو دست پام میلرزید از ترس گفت چون انسولین میزنی بچه داره خفه میشه انقدر منو ترسوند گفتم نه دکترم ۱۷ شهریور بهم نوبت داده الان ۸شهریوره گفت نه سریع باید بری بستری بشی مامانم چند روز بود اومده بود پیشم خلاصه نمیزاشتن از بیمارستان بیرون بیام زنگ زدم به شوهرم اومد پرستارا گفتن بچه جونش در خطره سریع خانمت باید بستری بشه من قبول نمیکردم گفتم بابا بچه همه چیش خوبه اینا چرتو پرت میگن دکترم ۱۷ شهریور نوبت سزارین داده منم همینجوری اومدم ان اس تی کاشکی نمیومدم شوهرمم ترسیده بود خلاصه با رضایت دادن اومدیم بیرون دیدم گوشیم زنگخورد از بیمارستان بود گفتن خانم شما باید بستری بشی با ما تماس گرفتن که چون انسولین میزنی باید بچه رو سریع در بیاریم تو دلم گفتم چه غلطی کردم رفتم بیمارستان هی زنگ رو زنگ‌از بیمارستان دیگه شوهرمم گفت خانم بیا از خر شیطون پایین برو بستری شوو گفتم بمیرم بیمارستان دولتی نمیرم که به زور طبیعی بچمو در بیارن نمیخوام مامانم بنده خدا اعتقاد به استخاره داره گفت بزار استخاره بگیرم گرفت گفت بد در اومده بیمارستان دولتی .دیگه شبونه زنگ زدم منشی دکترم گفتم والا اینجوری شده زنگ زد به دکتر گفت فردا سریع بیاد بیمارستان خصوصی عملش کنم
مامان نخودچه👼🏻🍼 مامان نخودچه👼🏻🍼 ۲ سالگی
امشب الهی ک بمیرم واسه ای حالم🥲💔

اخرین باری ک پسرم بستری شده بود زمانی بود ک بدنیا اومده بود زود ب دنیا اومد و ب مدت ۷ روز بستری شد چون ریه هاش مشکل داشت
و تو این نه ماه تنها مشکلش سرماخوردگی بود ک تقریبا هر ب دوماه درگیرش میشد
دیشب بردیمش دکتر ی سیتریزین دادو یدونه اسپرع بینی
امشب خیلی بی قراری کرد خیلی و در کمال ناباروری شوهرم گفت ببریمش دکتر نمیتونس نفس بکشه همش بهونه می‌گرفت
شوهرم کلا زیاد اهل دکتر نيست.
ساعت دو شب حرکت کردیم سمت بیمارستان اول گفتن همچیش خوبه چون نه تب داشت نه هیچی بعدش ک علائمش و گفتیم گفت برید رادیولوژی عکس از سینش بگیرید وقتی دکتر عکسو دیده بود
گفت س روز بايد بستری بشه عفونت کرده ریه هاش
و قلب من از جا کنده شد💔
دردناک ترش اونجاست ک امروز همسایه مادر شوهرم و خاله شوهرم دیدنش بعد چند وقت
و کلا خونه مادرشوهرم بودم
حالا شوهرم اومده تو بیمارستان داره با من دعوا میکنه🫠
آخه الان خودم دارم از غصه دق میکنم چرا باید بیاد بگه ک من مقصرم😔
لطفا برای پسرم آیت الکرسی یا صلوات بخونید🫠
مامان گردو_حلمـا جانم مامان گردو_حلمـا جانم ۲ سالگی
سلام ❤️‍🩹طبق تاپیک قبل ما همین الان از بیمارستان رسیدیم،شیر بهش دادم یکم بالا اورد سریع بردیمش بیمارستان ،رفتیم بیمارستان اکبر،گفتن کار ما نیست،برین بیمارستان ولایت ک کنارش بود خوشبختانه،اورژانسی از سرش عکس گرفتن ،و دکتر گفت جمجمش فشار وارد شده😭❤️‍🩹الهی بمیرم براش،
ولی آسیب جدی ندیده خداروشکر،😭تو بیمارستان بازم دکتر گفت بهش شیر بدم،نیم ساعت صبر کنیم نا علائمشو مجددا چک کنه،بازم مقدار کم بالا اورد ،ک علائم حیاتیشو مرتب چک میکردن،و این بالا اوردناش بخاطر فشاری بوده ک ب سرش اومده،دکتر گفت ی مقدار ادامه داره و جای نگرانی نیست،خوشبختانه خطری نیست😭🥲،ولی من قشنگ نصف عمر شدم،خدا هیچ مادری و با بچش امتحان نکنه،داشتم از دست میرفتم خداروشکر بخیر گذشت،ینی شوهرم ی جور داشت از بین میرفت من ی جور بعد اینکه دیدیم بالا اورد من متوجه شدم فشارم یهو افتاد ،سرگیجه گرفتم😭وای خدایا شکرت
خیلی ممنونم ازتون دخترا💞🥲🫂🩷
و بیمارستان ولایت واقعا خوب بود،از هر لحاظ، انشالله گذرتون نیوفته ب بیمارستان ولی دکترای باسواد داشت و سرعت عملشونم حرف نداشت، حتی از رضوی بنظرم بهتر بود رسیدگیشون👍🏻
خلاصه الهی من فداش شم،❤️‍🔥داشتم دق میکردم از نگرانی و غصه،خدا رحم کرد بهمون