امروز آخرین روزیه که توی آغوشِ درونم پناه گرفتی، نینیِ کوچولوی من… 🤍🥹
آخرین روزی که صدای قلبم، لالاییِ هر شبِ توئه… آخرین روزی که با هر تکونت، لبخند میاد روی لب‌هام و دستم ناخودآگاه روی خونه‌ی کوچولوت می‌شینه… آخرین روزی که تو رو زیر قلبم دارم و هنوز صورت ماهت رو ندیدم، اما بیشتر از هر چیزی توی این دنیا دوستت دارم…

فردا قراره دنیامون قشنگ‌تر بشه؛ قراره صدای گریه‌هات قشنگ‌ترین موسیقی زندگیم بشه، قراره چشم‌هام برای دیدنت خیس بشن و دست‌هام برای اولین بار تو رو به آغوش بکشن… 🤱🏻🩷

نمی‌دونم چطور باید با این روزهای شیرینِ دونفره‌مون خداحافظی کنم؛ با روزهایی که تو توی دلِ من بودی و من تمام دنیات… اما می‌دونم که از فردا، عشق من به تو شکل تازه‌ای می‌گیره؛ از زیر قلبم، میای توی آغوشم… و من برای تمام عمرم، امن‌ترین جای دنیات می‌شم.

امروز آخرین روزِ باهم‌بودنمون به این شکله، اما شروعِ قشنگ‌ترین باهم‌بودنِ دنیاست… 🥹🤍
، کوچولوی من، قشنگ‌ترین انتظارم و شیرین‌ترین دلیلِ تپیدن قلبم.

بالاخره قراره ببینمت. 🤍👶🏻✨

دخترم به سلامت بیا به آغوشم بیصبرانه منتظرتم قلبم😍🫀👧🏻

۲ پاسخ

عزیزم ایشالا به سلامتی بغلش کنی گریم گرفت

به سلامتی عزیزم انشالله قدمش پر خیر و برکت باشه.
واسه ما باردارهای پرخطر هم سر زایمانت خیلی دعا کن گلم

سوال های مرتبط

مامان گیسو🎀🩷 مامان گیسو🎀🩷 هفته چهلم بارداری
برای دختر کوچولوم، توی آخرین روزهای انتظارم… 🎀🤍
دخترکم، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من… 🥹🤍 باورم نمی‌شه این‌همه روز گذشت و حالا من و تو به آخرین روزهای دونفره‌مون رسیدیم؛ روزهایی که تو زیر قلبمی و من با هر تکونت، عاشق‌تر از قبلت می‌شم…
نمی‌دونی چند بار با دست گذاشتن روی شکمم، تو رو توی آغوشم تصور کردم؛ چند بار چشمام رو بستم و لبخند زدم به روزی که برای اولین بار صورت کوچولوت رو می‌بینم و صدای گریه‌هات قشنگ‌ترین موسیقی دنیا می‌شه… 🥹🩷
عزیز دلم، تو هنوز به دنیا نیومدی، اما من مدت‌هاست که مامانتم؛ با تمام وجودم دوستت دارم، برات نگران می‌شم، با تکون‌هات آروم می‌گیرم و برای دیدنت لحظه‌شماری می‌کنم.
به‌زودی دیگه بین من و تو دیواری از پوست و استخون نیست… به‌زودی می‌تونم ببوسمت، بغلِت کنم و آروم توی گوشت بگم: «سلام عشق مامان، بالاخره اومدی…» 🤍
دخترکم، اگه بدونی چقدر دلم می‌خواد زودتر ببینمت، اما دلم برای همین روزهای دونفره‌مون هم تنگ می‌شه؛ برای لگدهای کوچولوت، برای دست کشیدن روی شکمم و برای این حس قشنگ که تو همین نزدیکی، درست زیر قلبمی…
بیا که مامانت دیگه طاقت این همه دلتنگی رو نداره؛ بیا که می‌خوام دنیا رو از چشم‌های تو ببینم و تمام عمرم رو صرف دوست داشتنت کنم.
تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا قشنگ‌ترین فصل زندگی منی… 🎀
منتظرتم، تمامِ جانِ مامان… 🩷👶🏻✨
مامان ♡گل پسرم♡💙👶🏻 مامان ♡گل پسرم♡💙👶🏻 روزهای ابتدایی تولد
امشب آخرین شبِ دونفره بودنمونه، من و تو، پسر کوچولوی من… 🥹🤍

فردا قراره بعد از این همه انتظار، صدای گریه‌ات رو بشنوم، صورت ماهت رو ببینم و برای اولین بار تو رو توی آغوشم بگیرم…
فردا قراره قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م رقم بخوره؛ قراره من مادر بشم و تو تمام دنیای من… 👩‍🍼💙

پسرم، نمی‌دونی برای دیدنت چقدر لحظه‌شماری کردم، چند شب با فکر آغوشت خوابیدم و چند بار توی خیالم دستای کوچولوت رو بوسیدم…

تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا تمام قلبم مال توئه.
فردا وقتی چشم‌هام به چشم‌هات گره بخوره، تمام خستگی‌ها و سختی‌های این روزها یادم می‌ره. اون لحظه فقط من می‌مونم و تو؛ عشقِ بی‌قیدوشرط من… 🫂💙

نویانِ من، پسرِ قشنگم…
فردا روزیه که برای اولین بار می‌بینمت، اما من ماه‌هاست که عاشقتم.
بیا که مامانت برای دیدنت بی‌قرارِ بی‌قراره…
بیا که آغوشم، امن‌ترین جای دنیاست برای تو.
بیا که از فردا، زندگی من دیگه فقط برای خودم نیست؛ از فردا، قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه… ❤️

خدایا، فردا پسرم رو سالم و سلامت به آغوشم برسون و بهم قدرت بده که بهترین مادر دنیا براش باشم. 🙏🏻🤍

فردا، ۲ آبان نیست؛ فردا روز تولد تمام دنیای منه… 👶🏻🩵
فردا روزیه که من دوباره متولد می‌شم؛ این بار در قامت یک مادر…

#فردا_مامان_میشم #نویان_جانم #عشق_مادر 💙🧿
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 ۱ ماهگی
امشب… آخرین شبیه که توی دلمی، قشنگِ مامان… 🥹🤍

نه ماهه که خونه‌ات قلب منه؛
نه ماهه که هر شب با فکر تو چشمامو می‌بندم و هر صبح با خیال تو بیدار می‌شم.
نه ماهه که قبل از اینکه ببینمت، عاشقت شدم…
عشقی که هیچ‌وقت نفهمیدم چطور و از کِی این‌قدر بزرگ شد.

امشب دستم رو روی شکمم میزارم و برای آخرین بار با خودم می‌گم:
«عزیزِ مامان، هنوز توی دلمی…»

فردا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نمی‌شنوم؛
فردا صدای گریه‌ات قراره قشنگ‌ترین صدای دنیا برای من باشه.
فردا دیگه دستم روی شکمم دنبال تکون‌هات نمی‌گرده،
چون خودت رو میزارن توی آغوشم و برای اولین بار لمسِت می‌کنم… 🥹

چه حس عجیبیه…
هم دلم می‌خواد هرچه زودتر ببینمت،
هم دلم برای همین روزهایی که فقط مال من بودی تنگ میشه.

امشب آخرین شبِ نه ماه انتظاره…
آخرین شبِ تو در دلِ منه،
و اولین شبِ دلتنگی برای روزهایی که تو رو هنوز ندیده بودم.

فردا که بیای، دیگه فقط «مامان» نیستم…
من زنی می‌شم که قلبش بیرون از بدنش نفس می‌کشه.

بیا عشقِ کوچولوی من… 🤍
بیا و تمام خستگی‌های این نه ماه رو با یک نگاهت از یادم ببر.

امشب تو آخرین شب مهمونِ دلمی؛
فردا برای همیشه مهمونِ قلب و آغوش منی.

دوستت دارم، قبل از دیدنت…
قبل از شنیدن صدات…
قبل از لمس کردنت…
مادرانه، بی‌انتها، برای تمام عمر. 🤍🫀🥹
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان تـابـان🩷🌙 مامان تـابـان🩷🌙 ۱ ماهگی
امشب، آخرین شبِ توست در آغوشِ امنِ دلم…
آخرین شبی که میان من و تو، تنها دیواره‌ای به نازکیِ پوست فاصله است.

نه ماهه که با هر تکونت، قلبم جور دیگه‌ای می‌تپه
با هر لگدت لبخند زدم،
با هر غلت زدنت دستمو روی شکمم گذاشتم
و با خودم گفتم:دخترکم، اینجایی… نزدیکِ من.

امشب اما دلم عجیب گرفته…
دلم برای همین لگدهای کوچیکت
برای کش و قوس اومدنت،
برای اون لحظه‌هایی که یک سمت شکمم را سفت می‌کردی
و من با ذوق دنبالت می‌گشتم، تنگ میشه🥹

فردا دیگه صدای قلبت را از دستگاه نمیشنوم
صدای گریه‌ات را از نزدیک میشنوم
دیگر دستم را روی شکمم نمیذارم تا پیدات کنم؛
دستامو دور تنت حلقه می‌کنم.

امشب برای آخرین بار میگم:شب بخیر، دخترکم…
راحت بخواب، که فردا می‌خوام برای اولین بار
تمامِ دنیام رو در آغوش بگیرم.» 🤍

تابانِ من،
تو نه ماه مهمانِ قلبم بودی،
و فردا صاحبِ تمامِ قلبم می‌شوی.

امشب، آخرین شبِ تو در دلم است؛
فردا، اولین شبِ تو در آغوش من.

بخواب دخترکم…
فردا دنیا منتظرِ آمدنِ توست. 🥹🩷🌙


به وقت ۳۷ هفتگی
دوشنبه 2بامداد
1405/6/16
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 ۱ ماهگی
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍