میدونم ناشکری ولی ۵ سال و ۳ ماه کم نیست
از اول روز تولد سامی روز خوش ندیدم
چرا چون زردیش بیهوش میشد ختنه اش دوبار شد
اول روز ۴ ماهگیش شیر نمیخورد مثل یتیم ۲۴ ساعت ی استکان و قطره چکان همراهم بود شیرمو میدوشیدم بهش میدادم آلرژی داشت از همه خوراکی ها منع بودم فکر نکنید که من آدم شکموهستم نه به خدا ولی کل خورد خوراکم شده بود نان اونم کم و سیب زمینی و برنج همین _تا ۱ سال و ۸ ماهش بهش شیر میدادم اون ۸ ماهشم بارداربودم سر دخترم نه خواب داشت نه خوراک روح و روانمو داغون کرد کاش سر زایمانم هردومون میمردیم ولی مردن هم لایق هرکسی نیست تو زمان خودش بمیره
۱ ماه کامله خداشاهده ۳ بار ۴ باری نون و ماست و ی کم پنیر خورده هرچی ببینه سرفه میکنه عوق میزنه داروهاشم استفراغ میکنه آب هم استفراغ میکنه ولی تا کاریش نداشته باشی خوبه
صبح تو رختخواب ول کن نیست من تم مرغ نمیخورم من چی نمیخورم و...حرف نزدنش بمونه تمرین های که کاردرمانگر و گفتاردرمانگر میدن انجام نمیده
کاش خدا منو بکشه خیلی خسته ام
خیلی خسته ام توروخدا

۱۰ پاسخ

عزیزم توخیلی مهربونی خدا ب دل مهربونت نگاه کنه و درست بشه زودتر همه چیز

😢😢حق دارید

درخواست دادم

حق داری عزیزم 🥺

عزیز دلم حق داری
حداقل حرف بزن سبک شو🫂

عزیز دلم حق داری خسته بشی تو یه ادمی . رباط که نیستی . گل من پسر من هنوز نتونستم پیپی یادش بدم. میترسه تو دسشویی . اون چه مرد هست اخه ... تو مادر بچه هاشی . چطوری دلش اومده . عزیزم نمیتونی به مشاور های بهزیستی زنگ بزنی رایگان حرفهاتو بگی . شاید راهکار بهتری از ما بدن که قطعا همین میشه

حق داری عزیزم
کاش بری مشاوره یکم‌کمکت کنه روحیه اتو بدست بیاری

بعضی روزا میگم‌ منی که همسرم دست گذاشت روقرآن نمیخوامت پیش همه چرا موندم
چرا موندمپای این بچه ها
که منو خرهم فرض نمیکنن فقط میگن بابا
حتی لقمه دست منو نمیخورن
تا دلتون بخواد از خودم گذشتم طلا داشتم فروختم گلیم آشپزخونه خریدم کفش خریدم براشون
دوسال پیش انگشترمو فروختم دادم آزمایش بگیرن ازشون ساپی بردیم تهران با پول منو
من از خودم گذشتم ولی هیچی نبود قدرمو بدونه
نمیگم بچه قدرمو بدونه ولی چرا موندم چقد مگه زنده ام
ولی جای هم ندارم برم
بارها تثمیم گرفتم برم تو کوچه خیابان زندگی کنم ولی نمیشه بازم گفتم میشه چرانشه
دوستام اینجا گفتن مگه تا کی کوچه خیابان بمونی
خیلی دلم تنگه خدایا جز همین گهواره هم کسیو ندارم

خدا بهت توان بده
تو بهترینی
فقط شرایطت زیادی سخته

مشکلش چیه خوب ؟؟ یادمه قبلا میگفتی دکتر تشخیص اوتیسم داده اره؟

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا بچه من دیروز دوماهه شد شیر خودمو میدم من هیچی نمیخورم از صبح فقط یه کم صبونه یه کم ناهار یه کم شام هرچیزی هم نمیخورم حبوبات و اینا هیچی بینش ۳تا خرما یه چایی، دو سه لقمه ارده شیره و همش عرق نعنا، حالا نمیدونم خدا خواهی یا بخاطر خرما و ارده شیره شیرم خوبه خداروشکر ولی خودم شدم پوست استخون سر اون یکی پسرمم همین بودم صورتم که پیر شده لاغر هر روز بدتر میشم جمعه ها میزم خونه مامانم همه بهم میگن چقدر لاغر شدی مخصوصا صورتم مامانم میگه بابا بخور ما اون موقع خونه مادرشوهر زندکی میکردیم هر غذایی درست میکردن می‌خوردیم مگه سوا چیزی واسه خودمون درست میکردیم بچه هامونم عادت میکردن شیرمونو میخوردن میگه بخور عادت میکنه ولی من وقتایی که بچم بیشتر میپیچه به خودش و همش گریه میکنم خودمو مقصر میدونم میگم یه کوچولو فلان چیزو خوردم اینجوری شد نمیخوام هم خودم هم پدر بچه اون روز در میاد واقعا پسر اولمم همینجور بودم شده بود بعد دو سال عین مرده متحرک و رفتم بعد دوسال و بیست روز تو صورتم ژل زدم ولی الان به شدت پسرم بدغذاست واقعا چی درسته طرز فکر من یا بقیه؟ شماها که شیر خودتون میدید واقعا چیکار میکنید ؟