#تجربه زایمان سزارین پارت یک
یکشنبه این هفته۳۷هفته ویک روز، نوبت دکتر داشتم که برم برای مراقبت و معاینه لگن ،رفتم و معاینه تحریکی هم انجام داد که خیلی درد داشت وگفت یک سانت دهانه رحم بازه،سر بچه تو لگنه،لگنت هم برای طبیعی عالیه،با معاینه ای که انجام دادم تا هفته دیگه زایمان میکنی،شیاف گل مغربی بزار،رابطه بدون جلوگیری داشته باش،نامه بیمارستان هم داد بعد ان اس تی هم نوشت چون حرکاتش یکم کم شده بود از همونجا پیاده یه پنج دقیقه تا بیمارستان پاستور راه بود با مامانم رفتیم زایشگاه نوار قلب گرفتن که خوب بود همچی اومدم خونه،از وقتی معاینه کرد دردای پریودی داشتم روز بعد ترشحات ژله ای قهوه ای می‌دیدم که فقط یک روز بود ،خلاصه که یه حسی بهم می‌گفت که این هفته زایمان میکنی،تو دو سه روز کارای عقب مونده خونمو انجام دادم روز سه شنبه هم رفتیم فروشگاه خرید کلی کردیم واسه خونه،چهارشنبه نوبت بهداشت داشتم که برم شب قبلش رابطه عمیق داشتم رفتم حموم شیو کردم اومدم گل مغربی گذاشتم از صبح که بیدار شدم دردای پریود می‌گرفت و ول میکرد ساعت ۱۰پاشدم یکم بیسکوییت خوردم دلم به صبحونه نمی‌رفت ورفتم بهداشت وتا موقع اذان اونجا کارم طول کشید
ادامه پارت بعد

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان شازده موچولو👑 مامان شازده موچولو👑 ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان
مامان دونه برفی❄ مامان دونه برفی❄ ۱ ماهگی
پارت 2

من دو تا بیمارستان زیر نظر داشتم که برم زایمان انجام بدم. یکیش خصوصی بود، یکیش هم دولتی بود. خلاصه من یک شب رفتم همون بیمارستان خصوصی برای معاینه. من رو معاینه نکردن، گفتن حتما باید دکترت باشه تا معاینه‌ات کنه ی و اینا. و من هم به خاطر اینکه زیاد به هم توجه نکردن و اینا، اون بیمارستان رو کلن کنسل کردم. گفتم می‌رم بیمارستان همون دولتیه. خلاصه فرداش دوباره بلند شدیم رفتیم بیمارستان دولتی، معاینه تحریکی انجام داد، همون یک سانت بودم. اومدم خونه، دیدم ازم لکه‌های خون داره میاد و دردام بیشتر شده. من اینجوری که منتظر بودیم و اینا، هیچ خبری باز نشد، دردام ساکت شد، یه دو روز درد کشیدم دوباره ساکت شد. بعد از دو روز دوباره به شوهرم گفتم بیا بریم من رو معاینه تحریکی انجام بدم تا من بچه رو زود دنیا بیارم و اینا. دیگه خلاصه رفتیم، دوباره معاینه تحریکی انجام دادم که حدود دو سانت بود. دو سانت بود، باز شده بودم، کلی پیاده‌روی کردم، برگشتم خونه گل مغربی مارک دیگه بود، رفتم خریدم، کلی پیاده‌روی کردم. بعدش دوباره فردا شبش رفتم معاینه تحریکی انجام دادم، همون دو سانت بودم. دوباره برگشتیم خونه، طاقت نمی‌آوردم، فرداش به شوهرم گفتم واقعا دیگه خسته شدم، فردا بیا بریم هرطوریه با امپول فشار بچه رو دنیا بیاریم.