سوال های مرتبط

مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۵ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان معجزه مامان معجزه ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (قسمت دوم )

رسیدم به ۳۹ هفته و ۲ روز و دیگه ناامید شده بودم میگفتم آمپول فشار و اسپاینال نمیخوام و نبود درد هم خودش مسبب آمپول فشار
۳۹ هفته رفتم دکتر همتایی معاینه تحریکی انجام داد و من همونجا خونریزی کردم نوارم خوب بود انقباض ها ولی نامنظم بود خلاصه رفتم خونه گفت دیگه ورزش نکن یکم استراحت کن چون سر کامل توی لگنه و فشار میاره منم رفتم خونه و گل مغربی میذاشتم و رابطه خودم بعد رابطه حس میکردم انقباضها شدت بیشتری پیدا میکنن ادامه دادم تا ۳۹ هفته و دو روز بعد از رابطه دردام خیلی زیاد شد یعنی قبلا که انقباض داشم شکمم سفت میشد و شل میشد ولی اینسری دیگه واقعا داد میزدم و میگفتم آییی و نمیتونستم بشینم همسرم گفت آماده شو بریم بیمارستان اما من اصرار داشتم که تا ۴ یا ۵ سانت تو خونه دردارو تحمل کنم زیاد تو بیمارستان نمونم ولی دردام واقعا شدید بود زنگ زدم به خانوم همتایی و گفت که برو بیمارستان ایشون بیمارستان امام حسین رو پیشنهاد دادن ولی من خداروشکر میکنم اونجا نرفتم
مامان مهراد مامان مهراد ۱۶ ماهگی