۷ پاسخ

الکی حرص نخور بچه شیر جوش نخوره
مهم نباشه برات

به اندازه کافی نینی هامون اذیت میکنن حیف خودتو اعصابت نیست بی‌خیال

بعضی مردا خیلی احمقن فقط همینومیتونم بگم پیرکه بشن یادشون میفته اشتباه کردن وگرنه همش دنبال مادرشونن

بچه من که ۱۰۰ تا ننه هم داره .کاش فقط قهرا بود .

بگو از عمد بود حالا ک این طور شد

اهمیت نده بیخیال ‌با بچت کیف کن

برای ما هم همینه .از وقتی بچه بدنیا اومده همه داره بهشون برمیخوره و قهر میکنن

سوال های مرتبط

مامان فندق🌰 مامان فندق🌰 ۱ ماهگی
پارت پنجم 🌷
منم واقعا استرس گرفته بودم که نکنه کارام بمونه و هر روز بیشتر از دیروز کار میکردم ولی هیچ خبری نبود دکترم گفت که اگر تا 3 روز دیگه زایمان نکردم بازم برم معاینه بشم دفعه بعدی هم با استرس و ترس رفتم گفت که یک و سانت و نیم دهانه رحمم باز شده و روند خیلی خوبی دارم من از دفعه اولی که معاینه شدم شب و روز پیاده روی میکردم یعنی جوری بود که دیگه هر روز کارم شده بود التماس به خدا چون دیگه پاهام توان نداشتن پشت زانو هام از شدت درد نمیزاشت بخوابم توی این فاصله ماما هم دوبار ازم خبر گرفت که چه طور اوضاعم دوباره رفتم معاینه تحریکی پیش دکترم چون مامام رفته بود مسافرت تهران و اصلا براش مهم نبود که ممکنه من هر لحظه زایمان کنم تازه بهم میگفت که نرم پیش دکترم وایسم تا اون بیاد خلاصه من رفتم پیش دکتر و اوضاعم هیچ تغییری نکرده بود من شروع کردم خوردن روغن کرچک آناناس و آب هویج نمی‌دونم خرما هر چی که باعث بشه دردم شروع بشه هر روز دوش آبگرم اسکات میزدم انواع ورزش ولی هیچ خبری نبود ماما همراهم از مسافرت برگشت و بهم زنگ زد که برم مطبش من خیلی نامید شده بودم ازش چون اصلا پیگیری خوبی نداشت و حس کردم اصلا بدردم نمیخوره مامانم گفت که بیا بریم پیشش شاید کاری برات کرد آخه بهم گفت تا من بیام دو روزه کاری میکنم زایمان کنی رفتم پیشش گفت یک سانت و نیم به زور بازی و باید صبر کنی تا ببینیم کی دردت میگیره من توی اون مدت چهار بار معاینه شدم کلی کار کرده بودم واقعا عصبی شده بودم و همش غصه می‌خوردم روز بعد منشی دکترم زنگ زد که چرا نیومدم مطب منم گفت رفتم پیش ماما بهم گفت که سه روز بعد یعنی روز چهار شنبه برم پیش دکتر