قصه‌ی زندگیم 3️⃣8️⃣ در واقعه3️⃣9️⃣میشه دوبار 3️⃣7️⃣گذاشتم گم نکنید من اشتباه نوشتم
تو این دو سال باز پسر عمه سر و کله‌ش پیدا شد😑🥺حرف از طلاق زد حرف از خواستن من زد بعد اون خودکشی که با قرص کرده بود همه دیونه خطابش میکنن میگن مغزش خراب شده🥲😣 ولی سالم و سلامته چون هنوز چشمش دنبال من بود چون هنوز هر جا مینشست میگفت زهراسادات رو من میگیرم تقدیر منه،بین اونام اختلافدرست شده بود و هنوزم ادامه داره 🥺🥲 پیگیر دوا و دکتر شدم بعد حدود ۵سال😔 با کمک داداشمو زن‌داداشم هزینه‌های دکتر رو میدادن و میبردنم دکتر از این دکتر به اون دکتر از این سونو به اون سونو سی‌تی ام آر آی آزمایش هر روز رفت و آمد ما شده بود بیمارستان مطب خونه خونه بیمارستان مطب داروخونه
۳ماه طول کشید طلاق بگیرم حدود ۸یا۹ماهی طول کشید دنبال دوا دکتر باشم و جواب سی‌تی اسکن رو کرفتیم بردیم پیش دکتر که گفت هیچ فرصتی برای به عقب انداختن نداری باید عمل جراحی بشی و تخمدانت رو برداریم یه کیست مویی به اندازه ۱۸سانتیمتر با وزن حدودا۳۰۰گرم داخل تخمدان راستم بود و ۶تا توده ریز و درشت هم گوشه کنار تخمدانمو گرفته بود که همش باعث و بانی این بیماری شوهر سابقم بود با رابطه‌های دم به دقیقه‌ش با رعایت نکردن یه سری نکات بهداشتی با بی‌توجه بودن به سلامتی شخصی و زندگی زناشویی منو گرفتار یه بیماری یه چالش جدید یه درد جدید کرده بود😔 دکترم میگفت هیچی قطعی و حتمی نیست همه چیز حین عمل جراحی مشخص میشه که تا چه حد توده‌ها رشد کردن به کجاها رسیدن کدوم قسمت دیگه‌ی بدن رو درگیر کردن یا نکردن باید بعد جراحی و جواب پاتالوژی درموردش صحبت کرد فعلا فقط برید کارای بستری رو انجام بدید تا این زن رو از یه خطر خیلی بزرگ تا جای ممکن نجات بدیم 🥺😟

۱۰ پاسخ

خیلی سختی کشیدی،خدا را شکر خودت را نحات دادی مگر نه معلوم نبود چه سرنوشت شومی در انتظارت بوده،بالاخره خودت تونستی سرنوشتت را تغییر بدی،پس سرنوشت هم میشه تغییر داد باهمت و تلاش

چقدخوب که زنداداشت همچین ادمی بوده که هم دنبالت بوده هم گذاشته داداشت خرجت کنه خداخیرش بده

از شوهرت نگفتی چطور برخورد کرد با طلاق

عزیزم ولی چ زن داداش خوبی جهاز گرفت دکتر برد

bjjoooppoiuuuچگگجگگگمnnjkmjjkمااالپچپچچپءتتخچازبببعکنهههتتمت.

عزیزم دارم داستان زندگیت رو میخونم خیلی برات ناراحت شدم انشالا ک هر جا هستی همیشه خوشحال باشی درسته سختی کشیدی ولی امیدوارم حالت حداقل الان خوب باشه 🥲🥲

بنظرم نویسنده شو👌👌

چقد خوشحالم از شر اون عوضی نجات پیدا کردی

حس میکنم دارم رمان میخونم.چقد قشنگ همه چیو توضیح میدی وچقدر ناراحت شدم از سختیای که کشیدی

خدارو شکر که نجات پیدا کردی 🥹

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌نورا💖 مامان فاطمه‌نورا💖 ۷ ماهگی
قصه‌ی زندگیم3️⃣3️⃣دو ماهی گذشت تقریبا دیگه خواهرمم مراسم عروسیشون برگزار شد و من همچنان نرفتم پیش دکتر تا اینکه یه طرحی راه انداخته بودن چندتا دکتر با تخصص‌های متفاوت میرفتن روستا شهرستان مکانهای و منطقه‌های محروم ویزیت میکردن
یه خانوم دکتر زنان هم جزو این تیم و اکیپ بود جواب سونوی ۳ماه گذشته رو برداشتم بردم پیش دکتر گفتم این سونو برا۳ماه پیش بوده و متخصص زنان شیران فلان دکتر گفته پیگیر باشم میخواستم شمام ببینین و جوابتون رو بهم بگید هنوز ندیده بود خندید گفت دختر عاقل زن باسواد ۳ماه پیش گفته پیگیری کنی الان داری پیگیر میشی😔گفتم چیزی نبوده حتما برا پول میخواستم منو بکشونن شهر یهو دکتر زنان گفت خااانوم عزیزمن این سونو اگه برا۳ماه پیش بوده حتما تاالان کیستت در حد ترکیدن رسیده یا اونقدری بزرگ شده نشه به راحتی درمانش کرد بهم گفت علائمی داری گفتم نه پریودها سر وقت و منظمه روز و وقتش همه مشخصه
هیچ دردی هم ندارم
درد این کیست در مقابل کارها و تجاوزهای وحشیگرانه‌ی اون آقا هیچ بود اصلا احساسش نمیکردم😔 گفت باید سی‌تی و ام‌آر آی انجام بدی چون علاوه بر کیست چندتا توده هم داخل تخمدانت دیده میشه فقط و فقط با این دو مراحل مشخص میشه بد خیم هستن یا خوش خیم
مامان برسام مامان برسام ۱۴ ماهگی
تجربه سزارين
پارت دوم:
همسرم تلفني با خانم دكتر صحبت كرد و شرايطم رو گفت و قرار شد برم مطب.
راهي مطب خانم دكتر شكوفه حسيني شدم و از همون لحظات اول گفتم كه فقط سزارين ميخوام وقرار شد كلاس هاي زايمان طبيعي رو انلاين شركت كنم و مدرك رو بگيرم و يه دكتر روانپزشك معتمد بيمارستان رو هم برم و نامه فوبيا رو بگيرم تا بعد از تشكيل كميسيون خبر اينكه ميتونم عمل بشم رو بدن
كه خداروشكر بعد از چند روز بيمارستان قبول كردن كه من فوبيا زايمان طبيعي دارم و با توجه به شركت تو كلاس هاباز هم توان زايمان طبيعي رو ندارم و بايد سزارين كنم…
همه اين روزها با استرس گذشت، همه روزهايي كه بايد استراحت ميكردمو ماه درد داشتم اما مجبور بودم برم نامه هارو بگيرم ،بعد از ٤ تا دكتر بلاخره موافقت شد،خيلي خوشحال بودم،
حس هاي مختلف رو با هم تجربه كردم
روزهاي اخري بود ك ني ني تو دلم بود ديگه قرار نبود تكون هاشو حس كنم قرار بود براي هميشه از وجودم جدا شه 🥲
خلاصه قرار شد ٦/٦ برم بيمارستان( مادر )براي اوردن ني ني 🤰
نامه بستري رو گرفتم …😍
،
مامان برسام مامان برسام ۱۴ ماهگی
تجربه سزارين اگر داشتيد بگيد چجوري بود براتون🥹
تجربه خودم:
پارت اول1️⃣
من به شدت ادم ترسويي ام
بخاطر ترس از زايمان دلم نميخواست بچه دار شم…
سومين سالي بود كه خونه خودمون رفته بوديم و كم كم همه ميگفتن چرا بچه نميارين و جواب من هميشه اين بود ميترسم از عمل ،از زايمان ،از امپول،من حتي سرما خورده هم ميشدم امپول نميزدم و يه سرما خوردگي منو روزها درگير ميكرد،خلاصه باردار شدم و از اولين روز سرسختانه ميخواستم حتماا سزارين شم،رفتم مطب دكتر ايدا پناهنده و اصلا راضي نبودم عوض كردم دكترم رو رفتم مطب دكتر مرضيه مهاجري كه چند تا از دوستام خيلي راضي بودن ،تحت نظر بودم تا اينكه رفتن خارج از كشور و مشخص شد تايم عملم نيستن.
دوباره رفتم دكتر ماندانا كلالي تحت نظر و از اول هم گفتم سزارين ميخوام
اما خوب با وجود تلاش ها و امادگي خانم دكتر براي سزارين بخاطر اينكه بيمارستان بنت الهدي نامه فوبيا رو قبول نميكرد و فقط علت ديسك و عمل كمر و اينها رو قبول ميكرد راهي دكتر متخصص ستون فقرات تاييد شده بيمارستان الهدي براي ديسك شدم كه اونجا هم رد شد و گفتن نامه نميدن،پس سزارين با خانم دكتر كلالي هم به بن بست خورد،نااميد از همه جا و حرفهاي اطرافيان كه قسمتت زايمان طبيعيه وقتي اين همه دكتر رفتي سزارين قبول نكردن طبيعي انجام بده منو بيشتر واداشت تا هرجور شده دكتري پيداكنم براي سزارين🥹اونم تو ماه ٨
خيلييييي سخت بود تو ماهي كه بايد استراحت ميكردم ازين دكتر به اون دكتر براي بدني كه خودم هم نميتونستم تصميم بگيرم كه چجوري بچمو به دنيا بيارم…
تا اينكه خيلي شانسى با خانوم دكتر شكوفه حسيني تونستم وقت بگيرم و گفتم اخرين تلاشم رو بكنم براي سزارين
رفتم مطب خانوم دكتر 😍🤰
مامان فاطمه‌نورا💖 مامان فاطمه‌نورا💖 ۷ ماهگی
قصه‌ی زندگیم4️⃣4️⃣ نمیدونستم باید خودمو میزدم به نفهمی تا خواهرم کمتر نگران حال روحیم بشه یا بگم هستم تا تهش یا بگم بیخیال دیگه تا همینجا کافیه هیچ اتفاقی نمیفته
چون هزینه دارو و درمان رو نداشتم چون هیچ پس‌اندازی هیچ آگاهی هیچ پشتوانه‌یی نداشتم که ادامه بدم
شوهر خواهرمم هر چه‌قدرم صبوری کنه بزرگی کنه مردونگی کنه باز یه جایی ختسه میشه و شاید مانع بشه خواهرم کنارم باشه بلاخره باید اونام به زندگی خودشون میرسیدن اونام چند بار اقدام کرده بودن برای بارداری ۴بار باردار شد اما بچه براش نموند 😣باخودم گفتم اونام به اندازه کافی اعصاب خوردی برای خودشون دارن من چرا باید درد بالا دردشون بشم چرا بایو آویزون زندگی اینو و اون بشم
گفتم تا همینجا کافیه من حالم خوبه خوبه
همون روز دکتر برام ۶تا آمپول تجویز کرده بود کمیاب بود و گرون
باکلی بدو بدو کردن یه نامه از بیمارستان گرفتیم بردیم برای سازمان دارو هلال‌احمر سال ۹۷ قیمت آمپول‌ها هر کدوم۷۵۰هزارتومان بود 🥺
با بدبختی و خواهش و التماس ۳تا بهمون دادن دونه‌یی ۴۵۰تومن همه رو هم خواهرم هزینه داد🥺🥲
مامان ninim مامان ninim ۲ سالگی
سلام دوستان خوبین . ما دیروز عصر ۵ رفتیم اتاق عمل حدودا ساعت ۶.۲۰ دیقه بود دخترم رو اوردن دادن بغلم 😭😭😭
بین پارچه سبز بود .
از روی شکمش به صورت افقی حدود ۶،۷ سانت برش خورده . روده های بزرگ و کوچیکشو جدا کردن و دوختندکه دیگه بعدا احتمال پیچیدگی نداشنه باشه و اپاندیس رو هم برداشتن که دیگه بزرگ شد اونم دردسر نشه و عمل نخاد . دکتر میگفت وضعیتش روده خوب بود سیاه نشده بود اصلا و برش نداده . در کل راضی بود از عمل . ولی ما مرررردیم و زنده شدیم خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه مخصوصا نوزاد . خیلی سخت بود .
خلاصه خداروشکر دخترم خوبه و شیر هم میدم ولی کم کم تا بالا نیاره .بچم انقدر گشنه و تشنه مونده بود لب و دهنش خشک و سفید شده کلا دو روزه دهنشو باز نگه میداره انقدر که بالا اورده دکتر میگفت دهنش تلخه بخاطر همینه نمیبنده و داره سعی میکنه با هوا دهنشو خنک کنه .
از پشت درهای اتاق عمل همش میشندم اسم دخترمو صدا میزنه دکتر و باهاش حرف میزنه .
نمیدونم که این پیچ خوردگی روده از کجا اومد سراِغ دخترم .دکتر میگفت زیر سه سال خیلی رایجه این عمل.
😭😭
مامان اقا خرگوشه مامان اقا خرگوشه ۲ سالگی
دو سوال دیگه الان تایپینگ یکی از مادرا خوندم از استرس دلپیچ شدم🤷🏻‍♀️

گفته بود که به هیچ عنوان نباید به بچه قطره بتامتازون داد و دلایلش..‌
مثل اینکه یه دکتر به بچه اش داد و کلی مشکلات به وجود اومده مثل
اینکه روند رشد کم میکنه چون مستقیم روی غده ادرنال اگر اشتباه نکنم تاثیر می‌ذاره و اون غده کم کار میشه و رشد بچه کم میشه..‌
برای عید پسرم سرما خورد دکتر بهش این قطره رو داد روزی چهار بار
و نزدیک به دو هفته استفاده کردم
مگه نمیگن دکترررررر
مگه نمیگن سرخورد کاری نکنید ببرید دکتر هر چی دکتر گفت
خوب ۵۰۰/۶۰۰تومن ویزیت میگیرن اعتماد میکنیم
این یعنی چی یه دکتر یه دارو میده اون یکی دکتر میگه نع این به شدت ضرر داره
مثلا همین دکتر که بتامتازون داد برای بچه من که دکتر اون خانم گفته به شدت مضره گفت پلارژین زیر یکسال منسوخ شده بعد بعضی مامانها میگفتم دکتر داده هوووووووف😪
سوال دوم بچه ها از شش ماهگی ببعد وابستگی پیدا میکنن؟ پسر من امروز یه طور عجیبی بود هر روز کل خونه می‌چرخید برای خودش و من باید دنبالش میکردم اسیب نزنه به خودش اما امروز من هر کجا بودم نق نق کنان فقط میومد می‌چسبید به پای من و بغل میخواست بعدش اروم میشد.تمام روز همین بود🤥
مامان نفس مامان نفس ۶ ماهگی
مامان کارن کوچولو💓 مامان کارن کوچولو💓 ۱ سالگی
💯💯💯💯💯💯
مهمممم

ما خیلی وقتها بچه های خودمون رو میبریم پیش دکتر و هر چی اون بگه چشم بسته انجام میدیم اما یه چیزی رو هیچ وقت فراموش نکنید هیچ دکتری جای دل شما رو برای بچه تون نمیگیره

به نظر من توی بچه داری باید همیشه به حس درونی خودتون هم اعتماد کنید حتی اگر بهترین دکتر دنیا جلوی شما نشسته باشه باز هم وقتی دارویی می نویسه یا چیزی تجویز میکنه باید خودتون هم با دقت نگاه کنید و مطمئن بشید

حتی اگر مطمئن باشید این دکتر تا حالا هیچ وقت اشتباه نکرده باز هم وقتی دارویی میده از چند نفر بپرسید ببینید بقیه چطوری این دارو رو به بچه شون دادن و چه تجربه ای داشتن بعد تصمیم بگیرید بعضی از داروها مثل موتوکلوپرامید الان کلا منسوخ شده ولی هنوز بعضی از دکترها تجویز میکنن یا دارویی هست به اسم پلاجیل که قبلا میگفتن زیر یک سال اشکالی نداره اما الان مشخص شده که برای زیر یک سال منسوخ شده با این حال هنوز بعضی ها میان اینو میدن

پس لطفا لطفا لطفا سلامت بچه ها رو جدی بگیرید هیچ وقت هیچ وقت صد در صد به دکتر اعتماد نکنید چون دکترها هم ممکنه اشتباه کنند هیچ وقت نگید من همیشه از این دکتر راضی بودم همیشه با حس خودتون پیش برید وقتی دارویی می بینید برید تحقیق کنید و مطمئن بشید فقط نگید چون دکتر درسشو خونده پس حتما درسته هیچ دکتری کامل نیست