تجربه سزارینم برای اونایی که مثل من خیلی ترسو هستن :
پمپ درد خیلی خیلی خوبه خیلی تاثیر داره به نظرم و اونجا هم مدام سرم و شیاف میذارن که راحت میگذره دردش کمه
سوند برای من بعد از بیحسی گذاشتن که هیچی نفهمیدم موقع برداشتنشم باز خیلی راحت بود یه سوزش لحظه ای و تمام
ماساژ رحمی تو بیحسی دادن و من خواب آورم بعد از عمل بهم زده بودن که هم بیحس بودم هم خواب بنابراین چیزی متوجه نشدم
اولین راه رفتن بعد از عمل برای من سخت نبود اصلا اول به کمک پرستار تا سرویس رفتم بعد برگشتم رو تخت بعد از نیم ساعت خودم پاشدم تو راهرو راه رفتم آروم آروم
سردرد نگرفتم اما چون خیلی گردنم تکون دادم هنوز یه اسپاسم تو کتف و پشت کمر و قفسه سینه دارم که اونم خیلی بهم گفتن تکون نده اسپاسم میگیری
شب اول تختمو حالت نشسته کردن خودم شیر دادم من خیلی استرس شیر دادن داشتم شیرم از اول اومد هزار ماشالله اما شیردهی هم سخته واقعا تا یاد بگیری حالت درستشو زمان میبره که بچه سیر شه یا هوا نخوره
چیزه دیگه یادم نیست که بگم ❤️✨

۱۰ پاسخ

بیهوشی کامل شدی؟

بسلامتی عزیزم. مبارکت باشه..
نی نی چندکیلو بود؟ خودتونم کم کردید؟

ای جانممممم بسلامتی عزیزم🥹🥰🥰🥰🥰🥰
نی نی کوچولو خوبه مامانشو اذیت نمیکنه😊😊

حالا اخر دکتر چقدر زیرمیزی گرفت؟

منم سزارین بودم خیلی خوب بود

خودشون پمپ درد دادن بهت؟

عزیزم منم خیلی شدید ترسوهم فک نکنم کسی مثل من باشه تو دنیا

خداروشکر عزیزم
کدوم بیمارستان بودی

خدارو شکر مبارکت باشه عزیزم
دعا کن من هم تجربه خوبی از سزارین داشته باشم به شدت میترسم

خداراشکر عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دلسا مامان دلسا ۲ ماهگی
تجربه های من از زایمان سزارین
تو سزارین این که زمان زایمان رو میدونی به وقتش خودت میری بیمارستان خیلی خوبه تو طبیعی اینطور نیست
ولی بعد عمل سزارین راه رفتن خیلی خیلی سخته مخصوصا روز اولش

صبح اول وقت روز دوشنبه به تاریخ 1405/6/2رفتم بیمارستان
لباس دادن لباسامو عوض کردم اونجا آزمایش های لازم رو انجام دادم بعد مشاور بیهوشی ازم چن تا سوال پرسید
بعد یکی دو ساعت که وقت عملم بود قبل عمل سوند گذاشتن زیاد درد نداره ولی خیلی احساس دفع ادرار بهت دست میده که اونم موقع بی‌حسی احساس نمیکنی
بعد بردنم اتاق عمل آمپول بی‌حسی از کمرم زدن بی‌حسی برای من خیلی دیر اثر میکرد یکم کرده بودا ولی وقتی عمل رو شروع کردن یه چیزایی احساس میکردم و عذاب داشتم که صدام دراومد فهمیدن و به سرمم مسکن زدن دیگه نفهمیدم چیشد بعد یک و نیم ساعت بود فک کنم که بیهوش بودم به هوش اومدم دیدم کنارم چن تا خانما یی که زایمان کردن با نوزادشون هستن اصلا اینجا اتاق دیگه هست منم گیج میزدم که دیدم پرستار یه نوزاد نشونم داد گفت اینم دخترت بعد گذاشتنش رو سینم شیر دادم
من نتونستم اون لحظه که نوزاد رو از شکم در میارن صدای گریه اش میاد بعد میزارن رو سینه ات رو تجربه کنم
مامان نِلا 🤍 مامان نِلا 🤍 روزهای ابتدایی تولد
تجربه شخصی من از سزارین:

در مورد خود عمل سزارین هم برخلاف تصور و نگرانی‌هایی که قبل از زایمان داشتم، تجربه نسبتاً راحتی داشتم. ماساژ رحمی رو اصلاً متوجه نشدم، چون هنوز بی‌حسی داشتم. حتی سوند رو به درخواست خودم در زمان بی‌حسی برام گذاشتن و موقع خارج کردنش هم هیچ دردی احساس نکردم.

بخش سخت تجربه من بیشتر مربوط به بعد از عمل و شروع راه رفتن بود. موقع بلند شدن و راه رفتن، هم در بیمارستان و هم حتی بعد از برگشت به خونه اذیت می‌شدم. جالبه که درد اصلی من بیشتر از اینکه مربوط به محل بخیه‌ها باشه، از پهلوهام بود که طبق توضیحی که بهم دادن به خاطر تجمع گاز معده و روده بود. این قسمت واقعاً بیشتر از خود بخیه‌ها اذیتم کرد.

در مجموع، تجربه من از خود عمل سزارین خیلی راحت‌تر از چیزی بود که تصور می‌کردم؛ البته دوران نقاهت و روزهای اول بعد از عمل برای هر کسی می‌تونه متفاوت باشه.

تنها چیزی که الان، در روز ششم بعد از زایمان، ذهنم رو درگیر کرده وضعیت شکممه. شکمم هنوز خیلی متورم و شل هست و گاهی واقعاً احساس می‌کنم هنوز چهار ماهه باردارم! می‌دونم بدن برای برگشتن به حالت قبل به زمان نیاز داره، اما راستش این موضوع کمی نگرانم کرده و امیدوارم با گذشت زمان ورم بخوابه و عضلات و پوست شکمم به‌تدریج جمع بشن
مامان دیار مامان دیار ۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان آراد🧸 مامان آراد🧸 ۸ ماهگی
تجربم از زایمان سزارین👇
من دوروز پیش بیمارستان انصاری تهران زایمان کردم،به نظر خودم از من ترسوتر وجود نداره😅از همون اول که رفتم تو تخت که برای اتاق عمل اماده بشم گریه و زاری کردم برای سوند و ماساژ رحمی چون ازاین دوتا به شدددت میترسیدم،ولی خب چیزی بود که باید باهاش روبرو میشدم نه راه پس داشتم نه راه پیش،اول از سوند بگم که واقعااااا هیچی نبود کاش انقدر به خودم سخت نمیگرفتم در عرض چند ثانیه تموم میشه،رفتم تو اتاق عمل هم یه دور اونجا گریه کردم و مثل بچه ها میگفتم من میترررررسم🤦‍♀️ امپول بیحسی از کمر هم مثل یه نیشگون ریز میمونه،در عرض ۱۵ دقیقه هم بچم به دنیا اومد
یه دور فقط تو ریکاوری ماساژ رحمی گرفتم که اونم بیحس بودم،تا ۸ ساعت بعد از عمل نه چیزی میتونید بخورید نه حرکت کنید بعد از اون اجازه میدن با مایعات شروع کنید،بعد میرسیم به مرحله اولین راه رفتن، نمیگم آسونه چون درد داره ولی میشه تحملش کرد به من گفتن۵ قدم برو بعد بیا رو تخت اما هرچی قدم بیشتر بردارید هم خون ریزی بهتری پیدا میکنید که رحم پاکسازی بشه هم برای خودتون راحت تره من حداقل ۳دور اتاق رو راه رفتم اروم اروم،الان که دوروز گذشته درد دارم بخیه ها تیر میکشه که کاملا طبیعیه ،ولی چیزی که واقعا بهش ایمان اوردم به سبک بودن دسته دکتره،واقعاااا میگم بی نظیره
من تو تاپیک قبلم گفته بودم دکترم یکی دیگه بود رفت مسافرت دکترمو عوض کردم
و واقعا بهترین انتخابو داشتم کاش از اول تحت نظرش بودم دکترم لیلا سعیدی مطبش فرمانیه هست دستمزد جدا هم نمیگیره ،من اون کسی که این دکتر رو بهم معرفی کرد یک عمر دعا میکنم ،انشالله همه مامانا زایمان راحتی رو تجربه کنن و کوچولوهاشونو به سلامتی بغل بگیرن🥰
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۴ ماهگی
خلاصه پسرمو گذاشتن روی سینم ونگم‌از اون‌لحظه که چه احساس ناب و قشنگی رو تجربه کردم و شر شر اشک می‌ریختم 🥹💕 و دکتر هم شروع کردبه بخیه زدن . کل پروسه ی عمل حدودا نیم ساعت بود که بیشترین زمانش رو درگیر بخیه بودن .
درمورد ماساژ رحمی : بعد از اتمام عمل خود دکتر تو بی حسی ماساژ رحمی انجام داد . پرستار هم وقتی میخواست ببرم ریکاوری یه بار انجام داد و تو خود ریکاوری هم یه بار انجام دادن که اونا رو اصلا نفهمیدم .بعد که اومدم تو بخش هم دوبار دیگه ماساژ رحمی انجام دادن که درد خیلی خیلی کم و ناچیزی درحد چند ثانیه داشت واقعا .
بعد از ۶ساعت اجازه دادن مایعات مصرف کنم و بعد از ۸ ساعت اومدن سوند رو درآوردن و گفتن راه برو کشیدن سوند هم درد نداشت .
اولین‌راه رفتن : وقتی بلند شدم خیلی راحت تونستم راه برم و درد خاصی نبود فقط احساس تنگی نفس شدیدی داشتم و یکم پاهام سنگین بود .اما دومین بار که بلند شدم راه برم واسم خیلی سخت شده بود چون پرستار برام شیاف گذاشته بود که دفع داشته باشم و روده هام بهم ریخته بود و دل پیچه داشتم .
خلاصه که فرداش ساعت ۱۱ دکترم اومد بخیه ها رو چک کرد و چون خودم و نی نی هر دو دفع داشتیم و حالمون مساعد بود مرخص شدیم.
در کل پروسه ی زایمان برای من خیلی راحت تر از تصورم بود خواستم بگم شما هم با تجربه های سخت و تلخ بقیه الکی به خودتون استرس ندین چون واقعا بدن به بدن متفاوت .من خودم آدم به شدت کم تحملی واسه درد کشیدن هستم اما خداروشکر عمل خوبی رو پشت سر گذاشتم .با توکل برخدا انشاالله همه‌ مامانا زایمان‌راحتی داشته باشن . چشم انتظار ها خیلی زود چراغ خونشون روشن بشه 🙏✨️
مامان 💙کارن💙 مامان 💙کارن💙 ۱ ماهگی
تجربه من از سزارین
پارت ۳

فکر کنم حدودا ۲ ساعتی توی ریکاوری بودم تا بالاخره اومدن سراغم و منو بردن به اتاقم و پروسه عمل من رسما تموم شد. همونجا بود که ترس منم تموم شد چون فکر میکردم خیلی سخت تر ازین حرف‌ها باشه و بهم خیلی سخت بگذره و ترسناک باشه اما واقعا نبود. بخاطر فشار خون من دو شب بستری بودم و تا روز بعدش سوند بهم وصل بود. اینم بگم که وصل کردن و کشیدن سوند هم خیلی راحت و اوکی و بدون درد بود و اصلا چیزی حس نکردم. از خونریزیم هم بخوام بگم تا دو روز واقعا زیاد بود اما بعد اون شبیه پریودی شد و الان که دارم مینویسم بعد ۱۵ روز تقریبا تموم شده و بیشتر حالت لکه های قهوه ای هستش. درد هم که هفته اول کمرم و جای بخیه هام هم واقعا درد داشت و تیر میکشید اما نه جوری که نشه راه رفت. من همون روز عمل شبش از تخت اومدم پایین و راه رفتم. بار اول خیلی سخت بود پایین اومدن و راه رفتن اما حالتی هم نبود که بگم نشدنی بود. خلاصه اینکه سخته اما خیلی زود آسون میشه و اگر دکترتون خوب باشه واقعا جای هیچ نگرانی نداره.
الان بعد دو هفته من دیگه نه کمرم نه بخیه هام درد نداره.

ادامه در پارت بعد
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن
مامان یونا🤎 مامان یونا🤎 ۲ ماهگی
تجربه سزارین
پارت چهارم
وجود همسرم در هر لحظش که من پر از استرس بودم خیلی کمکم کرد و تایم برام راحت تر می‌گذشت...
بعد ریکاوری رفتیم سمت اتاق همون لحظه که اومدیم اتاق برام یه امپول زدن و یه شیاف گذاشتن و یک دور ماساژ رحمی دادن که آخرین بار بود و دیگه بعدش ماساژ ندادن و یواش یواش طی چند ساعت بی حسی از بین رفت و پاهام دیگه حس داشت ولی دردی نداشتم حتی برای من دیگه شیاف نزاشتن فقط همون لحظه ی ورود به اتاق گذاشتن و دوبار تو اتاق برام سرم وصل کردن گفتن تا این سرم تموم بشه کمی درد میکشی که من باز هم متوجه نشدم با اینکه آستانه ی دردم خیلیییییی پایینه و ترسوام😅ولی خب به نظرم پمپ درد کار ساز بود عصر ساعت ۵ گفتن میتونی مایعات بخوری یه کوچولو کمپوت گلابی و انجیر خوردم و بعد سوندمو در آوردن که خیلی راحت در میاد و بهم گفتن پاشو ۳ قدم راه برو منم یه بار پمپ درد رو فشار دادم و پاشدم راحت راه رفتم فقط کمی حس کشیدگی رحم داشتم که خب بالاخره طبیعی بود بعد اومدم نشستم سرجام و لباسی که برده بودم برای بیمارستان رو پوشیدم و آرایشم رو تمدید کردم و ملاقاتی هارو تا شب راه انداختیم...🫠✨️🍓
مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۷ ماهگی
مامان الیاد مامان الیاد ۴ ماهگی
سلام من میخوام از تجربه ی سزارینم بگم کاملا صادقانه شاید به کسایی مثل خودم کمک کرد ،من خیلی استرس عمل داشتم فوبیامم این بود که اگه برش بزنن من میفهمم و قراره بعد سزارین کلی درد بکشم،اولش که رفتم بستری شدم انژیوکت و سرم وصل کردن حدودا نیم ساعت مونده به عمل سوند گذاشتن این قسمتش برای من دردناک بود درحد ده دیقه سوزش داشتم و اینکه حس بدی هم داشت انگار که یچیزی اون تو گیر کرده بعدش منتقل شدم اتاق عمل اونجا بی حسی از کمرو زدن که من فقط سردیه بتادین رو حس کردم بلافاصله حس گرما تو پاهام پخش شد سریع دراز کشیدم بعدش دکتر داشت کارشو میکرد من از استرس اکسیژنم افتاد ولی سریع حلش کردن دستام گزگز میکرد و بی حسی تا قفسه ی سینم اومده بود بالا حدود یه رب از عمل میگذشت که من صدای گریه ی بچمو شنیدم کل عمل حدودا ۴۰دیقه شد بعدش بردنم اتاق ریکاوری اونجا حدود ۱/۵ساعت موندم یکم لرز اومد بعدش اولین ماساژ شکمی رو انجام دادن که بیحس بودم متوجه نشدم باردوم که ماساژ دادن حس کردم ولی دردش قابل تحمل بود من فک میکردم ماساژ ماساژ که میگن یکی میاد میوفته رو شکمت و فشار میده ولی اینطوری نبود با نوک چهارانگشت از زیر ناف بصورت دورانی فشار میدن در حد ۵،۶ثانیه بعدش اومدم بخش پمپ درد داشتم که خیلی کمکم کرد حتما حتما بگیرین راحت ۳ساعت طول کشید حس پاهام برگرده ،قبل اولین راه رفتن سوندو خارج کردن من چون شنیده بودم اولین راه رفتن سخته میترسیدم از وسط نصف بشم کمکم کردن از تخت اومدم پایین گفتن دوقدمم بری بعد دوقدم اول یکم راحتتر راه رفتم و تا ته اتاق رفتم و اومدم شیافم من همش۵تا شیاف استفاده کردم تو ۳روز اول امیدوارم به دردتون بخوره اگرم سوالی چیزی داشتین خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم❤️
#سزارین
#زایمان