مامان سوگند مامان سوگند ۸ ماهگی
مامان ساواش ❤️ مامان ساواش ❤️ هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان علی جان مادر🫀 مامان علی جان مادر🫀 ۱ سالگی
سلام مامانا
یه مشورت یه درد دل
من تک دختر خانوادم
دوتا بچه دارم و سالهاس ازدواج کردم
ولی همیشه تنهام
نه از طرف فامیل خودم شانس اوردم
نه مادر شوهر
مادرشوهرم که ۶ ماه یکبار شاید بگه بیایید خونمون
خواهر شوهر و برادر شوهر که هیییییییچی فامیلای دورتر که دیگه اصلا
مامانمم همه جاهاشو میره هر روز برن جایی مهمونی یا هر جا سر بزنن یه کلمه نمیگه توام میخوایی بیایی یا نه
ولی اگر من بخوام برم تا خونه عمم اگر سر بزنم باید بهش بگم با خودم ببرمش مثلا خودشون ۶بار میرن خونه عمم نمیگن
من اگر یکبار بخوام برم باید بگم بهش
خودشم هر وقت جایی نداشته باشه بره به من میگه بیا خونمون
منم شوهرم سختشه و نمیاد
منم همچین دل خوشی ندارم که بخوام برم
یعنی من یکسره تنهام و خونم
خیلی حس بدیه
قشنگ افسردگی گرفتم
واسه نرفتن خونشون هم همیشه بهانه جور میکنم چند هفته یکبار میرم ولی همونم پشیمون میشم
مثلا جمعه خونه مادر بزرگم بودن یه کلمه به من نگفتن بیا
منم خیلی بهم برخورده
حالا شما بگید من ادم پرتوقعی ام
به نظرتون کارم اشتباهه



ببخشید طولانی شد سرتون رو درد اوردم
جز شما کسی و نداشتم مشورت کنم