سلام علیکم خانومیای خودم🖐🏼
یه چیزی خیلی رو دلم وایساده بود اومدم بگم و برم...
خیلی این سری میبینم مامانا میان اینجا میگن :
غذا نخورد مجبور شدم بزنمش منم آدمم خسته میشم درک کنین
شیطونی کرد مجبور شدم بزنمش...
فلان کارو کرد یا فلان کارو نکرد و همراهی نکرد مجبور شدم بزنمش...
😐😐😐😐😐😐
ماماناااا... یاااواش تر🦦
بچه هاتون الان نهاااایت یه سال و نیمشونه!! بچه یه سال و نیمه غذا نمیخوره؟ نخوره... اگه دیدی داری عصبانی میشی رها کن و وقتی آر م شدی با یه شیوه ی دیگه شروع کن دوباره نخورد دوباره رها کن... اصلا ظرف رو بذار اونجا و برو تو اشپزخونه... بذار بریزه. بهتر از اینه که...
شیطونی میکنه؟ اگه شیطونی نکرد نگران شو... شعار نمیدما! بچه من امروز ساعت ۶ بیدار شده، از مبل و در و دیوار بالا میرفت اخرکارم اشکنه درست کرده بودم صبحونه بخورم قابلمه رو ریخت وسط اشپزخونه... یجوووری رها کردم که الان گشنمه😂😂
(یکی نبود بگه آروم تر رها میکردی حداقل خودت یچیز میخوردی)

مامانای عزیز، دوستای قشنگم... اینی که میخوام بگم نه نصیحته نه هیچ پیز دیگه فقط یه برش از حرفای دکتر یاوری روانشناس برجسته ی کودکانه....
وقتی داری کودکتو میزنی، انگار داری بهش تجا..وز میکنی! انگار سپردیش به یه نفر و گفتی هرکاری دوس داری باهاش بکن!
هردفعه اومد تو ذهنتون که این طفلکا رو تنبیه بدنی کنین فقط کافیه همین جمله بیاد تو ذهنتون و ببینین چقدر وحشتناکه!

درسته همه ی ما آدمیم، منم عصبانی میشم یجوری که میخوام از پنجره پرتش کنم بیرون😐😑 اماااا... رها میکنم!
شما از دست شوهراتونم عصبانی میشین تازه ده درجه بدتر از بچه مردهای گنده😒
اما فقط زورتون به این فسقلیا میرسه☹️

تصویر
۲۱ پاسخ

من هیچ وقت از شیطنت دخترم عصبانی نشدم و نمیشم اما قبول کن غذا نخوردن بچه اونم وقتی که چندتا غذا براش آوردی و نخورده و فقط شیر خورده خیلی اذیت کننده است تا بچه ی غذانخور نداشته باشی نمیفهمی

دقیقا 👏👏 تو اوج عصبانیت فکر کنید اون بچه مگه چقدر درک داره ک بفهمه . غذا نخورد بذار نخوره بهتر از اینِ ک روحیه ش خراب شه شاید یادش بره این کتک ها رو اما تک ضمیر ناخودآگاهش می مونه .

من فقط یه بار عصبانی شدم از دست پسرم
وقتی که تشنج های بدون تبش و بی علتش منو دوباره اونم موقعی که تهران خالی شده بود و من دوروز بیمارستان علی اصغر تهران پسرم بستری شد دوباره
پسرم هم داروی ضد تشنجش رو نمی خوره چون تلخه شربتش مارو از بیمارستان پرستارا انداختن بیرون گفتن جنگه همه برید بیرون
منه بیچاره اومدم خونمون بچه هم شربت نمی خورد
یهو عصبی شدم سر بچه داد زدم حتی پسرم اونقدر لجباز شده بود که دیگه پوشکش هم نمیزاشت عوض کنم
مادرشوهرم هم خونمون بودن
شوهرم هم اذیتم می کرد
یهو رفتم سمت اتاقمون و پنجره رو باز کردم
می خواستم خودمو از طبقه چهارم پرت کنم پایین

دیوونه میکنن این بچه ها ادمو 😭😭😭😭😭😭 ولی واقعا کتک و داد اشتباهه
ولی من وقتی بچم ب خودش آسیب می‌زنه دیگ عصبانی میشم

آفرینننن🤌🤌🤌

واقعا آدم نمیتونه من دیگه خسته شدم دیروز رفتم چهار پیمونه برنج از بالکن بردارم بیام اومدم دیدم کل ریکا رو ریخته آشپزخونه از زیر سینک برداشته بود
جای دیگه میبرم می‌زارم می‌ره میاره
یعنی کابیتام رو همش می‌ریزه ریختن هیچ می‌شکنه می‌ره تو دست و پایش جا هم ندارم جمع کنم باید کارتن کنم بزارم تو پشت بوم 😭😭😭🤦

عالی👌🏻

من خیلی شده داد میزنم سر دخترم..😭😭

چقدر قشنگ گفتی دقیقا همینه منم رها میکنم اتفاقا همش مامانم میگه تو چقدر خون سردی ولی خونسرد نیستم از درون می‌خوام خودمو بزنم تو دیوار ولی خب ریخت فدا سرش نمی‌فهمه بچه س دیگه.

افرین خیلی خوبه. تنبیه بدنی فاجعس. حتی داد زدن هم مخربه

آفرین شیر مادر حلالت

چجوری دلشون میاد بزنن من وقتی حرصمو درمیاره یدونه یواش میزنم رو پوشکش بعدم میچلونمش میگم اذیت نکن

بجه رو چرا چلوندی آخه
قربونش بشم🫠🫶🏻

احسنت مرسی بابت این تاپیکت

آفرین واقعا حرفت درسته چه کنم که غصه بزرگ شده واسم کم وزنیش

وای من بمیرم هم پسرم رو نمیزنم شاید گاهی یکم صدام بالا بره شده گاهی محکم تو سر خودم میکوبم اما به پسرم اشاره هم نمیکنم. آخه اونا که دست خودشون نیست. ضمنا ما خواستیم اونا بیان پس چرا انتقام این خودخواهیمون رو از اونا بگیریم.

حالا عکس چی میگه🥴🤕😂

دمت گرم مرسی که گفتی

افرین قشنگ گفتی
والا من دخترم یک سال و سه ماهشه لب ب غذا نمیزنه فقط شیر میخوره ولی نمیزنمش میگم از شیر بگیرمش درست میشه
حالا با زدن و عصبانی شدن من قرار نیست غذاخور بشه

چقدر گل گفتی

احسنت واقعا گل گفتی

سوال های مرتبط

مامان آقای گوجه🍅 مامان آقای گوجه🍅 ۱ سالگی
مامان آدرین پسر مامان آدرین پسر ۱۸ ماهگی
باز هم سرش داد زدی؟
شما مادر بدی نیستی،
فقط باتری روانت خالی شده...

۱. قانون ۱۰ ثانیه و مچ گیری از خود

وقتی رسیدی به نقطه جوش، فقط ۱۰ ثانیه مکث کن.
توی همون چند ثانیه از خودت بپرس:
«آیا واقعاً بچه کار فاجعه‌ای کرده یا من فقط خسته، گرسنه و کلافه‌ام؟»
پیدا کردن ریشه، خشم رو نصف می‌کنه.

۲. گزارشگر باش، نه قاضی!

وقتی داد میزنی و سرزنش میکنی، بچه میترسه.
به‌جاش صحنه رو توصیف کن:
می‌بینم اسباب‌بازی‌ها هنوز وسط اتاقه.

.۳فرارِ نجات‌بخش

(تایم اوتِ والد)
گاهی هیچ تکنیکی جواب نمیده!
اگه دیدی داری منفجر میشی،محیط رو ترک کن.
بهش بگو:
«من الان خیلی عصبانی‌،میرم تو اتاق یه آبی به صورتم بزنم و برگردم»
ترک موقت،خیلی بهتر از شکستنِ دلِ بچه‌ست.

.۴پل‌های خراب‌شده رو بساز

والدِ خوب کسی نیست که هرگز عصبانی نمیشه؛
کسیه که بلده اشتباهش رو بپذیره!
اگه داد زدی، خودخوری نکن.
برو بغلش کن و آگاهانه عذرخواهی کن.

🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵❤️🩵
تو کامنت‌ها به بقیه مادرا کمک کن
و بگو وقتی عصبانی میشی چطور
خودت رو کنترل میکنی؟؟؟؟


#فرزند-پروری
#کودک
#عصبانیت
مامان نیکان مامان نیکان ۱ سالگی
سلام به همه مامانا خدا قوت به همتون💖چه اونایی که داخل خونه هستین و مشغول خانه داری و بچه داری چه اونایی که الان شاغل هستید😘
دیشب این بازی رو آماده کردم که با نیکان انجام بدم(این بازی رو از فاطمه جان مامان مهراد و هیراد یادگرفتم)
رو برگه نقاشی کشیدم چسبوندم به در قوطی قسمت دهان رو باید ببرید که بچه ها برگه های غذا هر حیوون رو بندازن داخلش (البته نیاز به تکرار زیاد داره تا یادبگیرن)که نیکان اصلا با این بازی ارتباط نگرفت همش غر میزد و می‌خواست بغلم باشه یا می‌گفت بریم دده🥴کاغذ های هویج و استخوان رو که می‌خواست بخوره به خاطر همین من گوش پاک کن آوردم تا بندازه داخلش یه چند تا انداخت دوباره شروع کرد غر زدن
امروز صبح که بیدار شدم خیلی عصبی بودم نیکان دیشب خیلی بد خوابید و زیاد شیرخورد اولین بار نبود که اینجوری میشه اما انگار من کم آورده بودم،فکر کنم هیچ روزی انقد بهم فشار نیومده بود بعضی روزا فقط باید دووم بیاریم💚
البته یه نکته مثبت بخوام از امروز بگم صبحانه خوب خورده😂
امیدوارم ادامه روز برای همه خوب باشه✨
شیرخشک
رفلاکس
تغذیه
بازی
فرزندپروری
مادرانه
مامان جیگر طلا مامان جیگر طلا ۱۶ ماهگی
گهواره رو باز میکنی
موجی از مادرای نگران رو میبینی
بچم غذا نمیخوره،بچم دارو نمیخوره، شیر نمیخوره،دزنش کمه ،قدش کمه ،بهداشت خاک برسر فلان گفت، زن همسایه فلان گفت، بچم راه نمیره، بچم حرف نمیزنه

واقعا چرا بچه های الان اینطورین ، چرا این حجم از نگرانی اومده سراغ مادرا؟
کافیه یه مادر بچشو صدا کنه و اون بچه حالا یه بار توجه نکنه
کل فکر و ذکرش میره رو این که نکنه اوتسیم باشه
اصلا این اوتیسم چیه که شده یه دیو تو ذهن مادرا

گاهی میگم خوشبحال مادرای قدیم
به خدا همه جمع میشدن تو کوچه بچه ها بازی میکردن
یه درصدم این نگرانی های امروز مارو نداشتن

یه واکسن چیه که الان مادر میشه همش غصه واکسن ۱۸ ماهگی رو میخوره

نمیدونم مشکل از چیه
فقط میگم کل زندگیمون شده استرس بچه ها هم دقیقا نمک میپاشن به این زخم

فک کنم دوای کار اینه که مثل قدیمیا فقط رها کنی و بیخیال باشی بزاری خودش بزرگ بشه انگار هرچی این طنباو سفت تر بگی فقط دست خودته که اذیت میشه



#فرزندپروری#شیرخشک#فرزندپروری#شیشه شیر#دکتربراون#خستگی#اضطراب#
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
نیازی به سرزنش ندارم چون خودم به اندازه کافی خودم رو سرزنش کردم
امشب خیلی از دست خودم عصبی و ناراحتم، حس بدی دارم
نیکان اگر آخر شب غذا نخوره تا صبح هزاربار برای شیر بیدار میشه اما اگر غذا بخوره یک بار بیشتر بیدار نمیشه
امشب تا ساعت 10 و نیم دکتر بودم و قبلش هرچی به نیکان غذا دادم نخورد برای همین تا اومدن خونه و شروع کردم به غذا دادنش شد 11 و تا 12 و ربع درگیر غذا دادن بودیم، لقمه آخر رو گذاشتم دهنش سریع بالا او. و همیشه بهش میگم تف کن، تف میکنه و دیگه بالا نمیاره اما امشب بهش گفتم تف کن به خودش فشار اورد و هرچی خورده بود رو بالا آورد و منم به شدت عصبی شدم، طفلی با دستای کوچولوش فرش رو نشون میداد که کثیف شده و رفت دستمال آورد تمیز کنیم اما من به شدت عصبی بودم و سریع بلندش کردم و باهاش کلی غر زدم و لباساش رو عوض کردم و برقا رو خاموش کردم و همه‌ی اینکارا روی دو تند و با تنش زیاد بود!
اولین بار بود که اینجوری از کوره در رفتم و باهاش برخورد بدی داشتم و الان به شدت حالم بده، دلیل از کوره در رفتنم بخاطر این بود که تمام تلاشم برای غذا دادنش هدر رفت اما ته ته ذهنم از مامای مطب دکتر عصبی تر بودم بخاطر رفتار بدی که باهام داشت ، الهی بمیرم که امشب دیواری کوتاه تر از بچم پیدا نکردم 😭😭😭
مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۶ ماهگی
امروز پسرمو برده بودم چکاپ
قبلش هرکاری کردم بخوابه موفق نشدم دیگه داشت نوبت دکترم میگذشت گفتم ولش کن برگردم میخوابونمش
دیگه شیرم نخورد و غذا دادم رفتیم
اقا این بچه شروع کرد بی قرااااری 😮‍💨😮‍💨😮‍💨 هی ارومش کردیم با خواهرم
اونجا تو مطب یه اتاق بازی داشتن که تا نوبتت بشه بچه بازی کنه
دوتا بچه که یکم مریض حال بودن تو اتاق بودن و عینک هم داشتن
منم ترسیدم بذارم بره بازی کنه گفتم عینکو میکشه حالا بیا درست کن
این بچه ها هم از قصد میومدن بیرون هی جلوی بچه ی من اسباب بازیارو نشون میدادن دوباره میرفتن
پسرم بیشتر بی قرار شد 😂 کفش هاشم نبرده بودم که بتونه راه بره خیلی بی قرار تر شد😁
دگ نوبتمون شد رفتیم تو
دکتر فکر کرد بچم بیش فعاله 😁 پسرم خیلی ارومه خیلی ولی اونجا یه کارایی میکرد که باورم نمیشد عین اژدهایی بود که از تخم بیرون اومده 🐲 دکتر اصلا صدامو نمیشنید
گفت همیشه اینجوریه؟گفتم نه بخدا
ولی باور نکرد گفت کمتر تی وی ببینه مثلا یه ساعت در روز
گفتم بخدا نیم ساعتم نمیبینه والا
گفت به خودش و اطرافش اسیب نمیزنه؟ارتباط میگیره؟
گفتم ای بابا این بچه فقط نخوابیده و شیر نخورده
همیییییین
الانم استرس گرفتم والا
چرا دکترا اینجورن؟مگه نباید بتونه یکم بچه رو اروم کنه؟این چجور ویزیته؟
دکتر بهروز سلطانی هم دکترش بود که اصلا نه از مطبش راضی بودم نه از خودش
هیچ تسلطی نداشت اصلا به حرفام گوش نمیداد حتی
منتظر بود فقط برییییم 😁