۲۰ پاسخ

اسم پسربزرگ منم امیرحسینِ
به سلامتی دنیابیادوعاقبت بخیر بشه

نامدار باشه عزیزم ❤️😘😘

😍😍😍😍😍😍

خیلی قشنگه و هیچ وقت از مد نمیفته

ای جونم چه اسم قشنگی 🥲✨

بسیارزیباست خوش نام باشه بحق امام حسین دامادش کنی نوه هاتو ببینی

الهی عزیزم اتفاقن منم توماه رمضون نمیدونستم حامله ۵روزشوگرفتم بعداکه مثه شمابی بی چک زدم مثبت شدومنم میخام ایشالله بذارم امیرعباس😍

ان شا الله امام حسین پشتو پناهش باشه❤️

نامدار باشه مبارکتون باشه

بسلامتی عشقم منم چون از امام حسین خواسته بودمش میگفتم حسین میذارم یا علی چون تو فامیل حسین زیاده علی انتخاب کردیم

قدمش مبارک باشه جانم❤️

خیلی قشنگه عاشق اسم حسینم

عزیزم قدم دار ونامدارباشه🥰😍بیمه امام حسین باشه🥰😍انشاالله بسلامتی امیرحسین قشنگتو بغل کنی🥰🩵

مبارک باشه عزیزم. خدا امیرحسین شما رو به آقا امام حسین ببخشه وبرات نگه داره

خدایا شکرت ک ب یکی از آرزوهات رسیدی😍

برای منم دعا کن ک با شوهرم کربلا نصیبمون بشه🥲

چه اسم زیبایی😍 نی نی منم توو شکم اسمش حسین 🤗
لطف خدا و ائمه بی حد و حسابه
منم بعد یکسال اقدام و بی انگیزه شدن، سفر عمره رفتم دقیقا ماه بعدش باردار شدم🙃

خوش نام باشه ان شاالله🥰

نامدار باشه

مبارکه عزیزم خیلی قشنگه اسمش

بسلامتی عزیزم مبارکه

سوال های مرتبط

مامان سوین🥿🎀 مامان سوین🥿🎀 ۲ ماهگی
فقط اونایی ک خیلی وقته اقدامی هستن که باردار شن بیان تایپیکم
.
.
.
.من اقدام بودم ک باردار شم ولی نمیشد ک نمیشد🥲دو سال گذشت فک میکردم یه مشکلی‌دارم با این حال هرماه تا یه روز از وقت پریودیم میگذشت بی بی چک میخریدم و هربار که منفی میشد یه بچه خیالی رو از دست میدادم و گریه میکردم سال سوم تصمیم گرفتیم بریم دکتر ببینیم مشکل از چیه
سونوم کرد گفت تنبلی تخمدان نداری برا همسرم ازمایش اسپرم نوشت اونم مشکلی نداشت بهم گفت برو این ماه که پریود شدی بیا سونو کنمت من اومدم و پریود نشدم بی بی چکم خود ب خود مثبت شد😍باورم نمیشد ذوق زده شده بودم رفتیم سونو و....بچمم پسر بود اسمشم انتخاب کردیم تو ماه پنجم بارداریم بودم ک شکمم شروع ب درد کرد نگو دردای زایمان بود رفتیم بیمارستان گفتن رحمت باز شده داری زایمان میکنی بچم زایمان زودرس شد و برام نموند💔حالا بگذریم چقد اذیت شدم و....خلاصه گفتن ۶ ماه صبر کن بعدش دوباره اقدام کنن
منم بشدت میخاستم دوباره باردار شم ک کمتر احساس دلتنکی کنم میدونستمم باز اقدام کنم خیلی طول میکشه برا همون آی یو ای کردم و باردار شدم
(بقیش تو تاپیک بعدی میزارم)
مامان راشین و مهرشین مامان راشین و مهرشین هفته سی‌وچهارم بارداری
پروسه اقدام دومین دخترم
من دوست داشتم زودی دومی رو بیاریم اما راشین انقد تو سن پایین بستری شد و تشنج کرد و بد غذا بود که حسین خیلی ترسید. وقتی ۳سالش بود همش به حسین میگفتم اگر میخوای الااااان وقتشه... اونم میگفت حالا فعلا نه...
۵سالش اینا که شد، دیگه من گفتم نمیخوام فعلا...همونم بچه بودم اوردم، اصلا ما فامیلیم رو چه حساب بچه اوردیم؟ چه بی فکریم ما و... دیگه دیدم خیلی مغزم تو یه دایره بطلان میچرخه، با دوستم که روانشناسه صحبت کردم... چندین جلسه با دوستم و به این نتیجه رسیدم که مغزم زر میزنه😂😂😂 راشین کلاس اول نرفته بود که ما اقدام میکردیم و نمیشد... ۶ماه به صورت پیگیری تخمک گذاری مصرانه اقدام داشتیم و بعد از ۶ماه خوشگل خانوم رو باردار شدم. ولی چون اصلا فکرشو نمیکردم باردار باشم،خونه دوستم یه دمنوش غلیظ زعفروووون خوردم. فرداش خونه تکونی داشتم تخت به اون سنگینی خونه رو تنهایی کلا بلند کردم و هزار و یک حرکت دیگه... بعد دیدم چرا پریود نمیشم... بی بی چک خریدم. حسین میگفت بابا الکی پول چی میدی... دو روز صبر کن میشی... بی بی چک رو زدم و در کمال ناباوری باردار بودم😂


اقدام به بارداری سوم
این سری هم حسین و هم خودم میگفتیم زودی بعد از دومی سومی رو میاریم... من تو فکرم بود آی یو آی بکنیم. وقتی مهرشین ۱سالش شد به حسین گفتم من اونقدری برام مهم نیست که برای جنسیت آی یو آی کنم. ولی اگر تو برات مهمه و ۱۰،۱۵سال دیگه حسرت پسر داشتن میخوری بریم آی یو آی... گفت نه... برای من انقد مهم نیست. هرچی خدا بده... گفتم حله...
بیا اقدام کنیم باز مثل مهرشین چندین ماه طوووول میکشه... گفت باشه...
و زد و سر اولین اقدام گرفت😅😂
برگام ریخته بود بی بی چکم مثبت بود... و اینکه البته خدا خواست و پسر شد نی نی...