۷ پاسخ

چقد هزینه دادی ب دکتر همدان

انشاالله عزیزم

❤️❤️❤️🌹

درخواست میدی عزیزم

به سلامتی عزیزم یادمه چقدر درد کشیدی خدارو شکر ب خوبی خوشی تموم شد منم دو شنبه میرم بوعلی

مبارک باشه گلم ،ان شاء الله خوش قدم باشه براتون

بسلامتی عزیز

سوال های مرتبط

مامان بچه جون🩵🫀 مامان بچه جون🩵🫀 ۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
روز عمل ( پروسه سزارین)
صبح ساعت ۷:۳۰ پرستار گفت ساعت ۹ عمل میشی. ساعت ۸ اومدن برام سوند گذاشتن که پروسه دردناکی نیست و کلا پنج دقیقه طول کشید. دیگه منتظر دکتر بودم که یکم دیر کرد و ۱۱:۳۰ اومدن دنبالم برم عمل.
خدمه منو برد تا در اتاق عمل و اجازه دادن تو اتاق انتظار همسرم پیشم باشه. عکس گرفتیم و دیگه رفتم واسه عمل
من بی حسی اسپاینال گرفتم. دکتر بیهوشی اسپاینال کرد و دکترم شروع کرد به جراحی. باید بهتون بگم تمام فشار هارو متوجه میشین. مثل فشار تیغ اول جراحی ،فشار شکم که بچه بیاد بیرون و صداهارو میشنوین. اما اگه استرسی نیستین میشه هندلش کرد.
اگر هم استرسی هستین میتوتین از دکتر بخواین داروی خواب آور بزنه براتون.
دیگه بچه به دنیا اومد و بهم نشون دادن.و باید بگم بهترین حس دنیاست 🥰
کل پروسه رسیدنم به اتاق عمل تا به دنیا اومدن بچه ۱۵ دقیقه طول کشید و ما بقی جراحی مربوط میشه به دوخت و دوز مادر :|
بردنم ریکاوری و بچه مو آوردن و بهش شیر دادم. حس شیر دادن هم خیلی عجیب بود
یعنی یه موجود کوچولوی خوشبو،ملچ مولوچ داشت و از جون من تغذیه میکرد.حس و حالش رو دوس داشتم.
بعدش برام پمپ درد گذاشتن و دیگه خودمو پسرم رفتیم اتاق مون
یه دفعه تو ریکاوری ماساژ رحمی دادن که درد نداشت و من بی حس بودم
دو دفعه هم توی اتاق که حس داشتم و واقعا درد داشت ولی با پمپ درد قابل تحمل بود
مامان کایا 🩵 مامان کایا 🩵 ۶ ماهگی
قسمت دوم زایمان

هفته اینده از راه رسید شبش ما رفتیم بیمارستان بستری شدیم و قرار شد از ساعت ۱۲ شب ب بعد چیزی نخوریم
اون روز مریض زیاد بود ولی من نفر دومی بودم ک فردا صبح باید میرفت اتاق عمل
دل تو دلم نبود همش دلم میخاست زودتر فردا برسه عمل بشم و پسرمو ببینم لحظه شماری میکردم
شبش از همه ان اس تی میگرفتن بماند ک پسرم چقد اذیت کرد پرستار رو تا ساعت ۴ صبح داشت ان اس تی میگرف و هر بار ی چی میشد یا دستگاه میوفتاد یا پسرم حرکاتش کند میشد یا بیش از اندازه زیاد تکون میخوره .. با کلی ان اس تی ساعت ۴ صبح بالاخره تموم شد بعدش من نخابیدم تا صبح بیدار بودم و دل تو دلم نبود ک قراره پسرمو ببینم

صبح شد طرف ساعت نه و نیم اومدن صدا زدن امادم کنن برا اتاق عمل ی حالت ترسی و استرسی تو وجودم بود برا اینکه میدونستم بی حسم ولی حس میکنم همش از این قسمت سزارین میترسیدم
قرار بود سوند و تو اتاق عمل بعد از بی حسی برام بزارن اومدن گذاشتنم رو تخت دکتر بی حسی اومد دو سه بار سوزن زد تو‌کمرم ولی انگار سوزن ب نخاع نمیرسید مایع رو تزریق نکردن ولی دردش جوری که تعریف میکنن خیلی درد داره نیست ، یدیقه اس ..
خلاصه ما رو نتونستن بی حس کنن و دکتر گفت بخوابونیدش برای بیهوشی …
مامان دیار مامان دیار ۴ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊