شما دیدتون از وقتی بچتون بدنیا اومده به زندگی عوض شده؟من اصلا یکی دیگه شدم قبلا دغدغم این بود همیشه شیک باشم همش فکر کار کردنو پول جمع کردن بودم
دغدغم بوی خوب ادکلنم بود اینکه لباسام همیشه ستو شیک باشه ولی الان زندگیم فقط شده شوهرمو پسرم خیلی دوسشون دارم خیلی همش میخوام ازشون محافظ کنم انگار که دیگه خودمو یادم رفته دیگه الویتام تغییر کرده الان خانم شدم الان مامان شدم دیگه پول برام مهم نیست فقط میخوام تو زندگی شاد باشیم
اصلا باورم نمیشه این منم از وقتی پسرم اومده خودمو بیشتر دوست دارم بهم سخت میگذره ها خسته میشم بی خواب ترینم کمکی ندارم ولی با دلو جون انجام میدم شوهرم میگه تو خسته نیستی خوابت نمیاد الکی میگم نه بابا اخه سختیش شیرینه
اصلا اینایی که میگن اردواج خوب نیست رو درک نمیکنم بنظرم ادمی که عاشق نیست زندگیش بیهودست فقط میگذرونه ازدواج تکمیل کننده ترین مرحله ی زندگیه هر انسانیه با توجه به همه سختیاش گاهی ادم میبره هاا ولی بخاطر خانوادش کم نمیاره بیشتز قوی میشه من قبلا واسه هر چیزی اشکم در میومد ولی الان فقط واسم خانوادم اشکم میاد از عشقی که بهشون دارم
امیدوارم همه این حس شیرین مادر شدن رو کنار عشق زندگیشون تجربه کننن قشنگ بزرگ میشی عاقل میشی زندگی رنگ بوی دیگه از جنس عشق ارامش حس خوب انرژی مثبت قوی تر شدن میگیره
بنظرم این قشنگ ترین چیزه که واسه بقیه تا الان از خدا خواستم انشاالله زندگیتون غنی از عشقو ارامش باشه💖

۵ پاسخ

با پیامت کیف کردم.چون خودمم بچه اولم که به دنیا اومد همین حسی که تو داری رو داشتم.واقعا قشنگه مادر شدن .انشالله قسمت همه خانمایی که تجربه نکردن بشه.

دقیقا حس شمارو دارم منم
دور از جون همه دوستان
دیروز تو دلم میگفتم خدایا نکنه یهو بمیرم بچم تا شب گرسنه بمونه یموقعی بمیرم ک شوهرم خونه باشه 🥲

خیلی حس قشنگیه واقعا
انگار دوست داری از تمام خودت بزنی برای اون
با بی خوابی که هست ولی بازم شیرینه
منم از روز اول دست تنها بودم ولی خدا کمکم کرد
انگار وقتی بدنیا میاد خدا یه قدرت بهت میده همش میگی میتونم از پسش برمیام
تو نقش خودت فرو میری انگار صد ساله که مادر اون بچه ای🥲

چقدر قشنگ حستو توصیف کردی
بنظرم اگه شریک زندگیتو درست انتخاب کنی
بااومدن همه اون عشق بینتون خیلی قشنگتر میشه
وجود بچه همه چیز رو قشنگتر میکنه
خداروشکر ک این حس قشنگ رو داری
منم بی صبرانه منتظرم تا دخترمو ببینم و این حس رو تجربه کنم♡

خیلی خوبه که این حس قشنگو داری

سوال های مرتبط

مامان سوگند مامان سوگند ۳ ماهگی
شوهرم از وقتی باردار شده بودم دیگه طرفم نیومد اون موقع که ازش رابطه میخواستم همش میگفتم بارداری و خطر داره واسه بچه بعدشم که زایمان کردم بخاطر بخیه هام نتونستیم تا چهل روز رابطه داشته باشیم الانم که کاملن خوب شدم ولی شوهرم اصلا طرفم نمیاد حتی بعد چند ماهم که رابطه نداشتم هنوز هم نمیاد سمتم بعضی وقتا من بهش پیشنهاد میدم باید صد بار بهش پیشنهاد رابطه بدم تا یه بار قبول کنه اون یه بارم تو رابطه یه جوری رفتار می‌کنه که انگار به زور فقط بخاطر من قبول کرده رابطه رو 😔
بعضی وقتا حس میکنم داره بهم خیانت میکنم که باهام اینقدر سرد شده
دیگه شبا کنارم نمی‌خوابه می‌ره واسه خودش جدا می‌خوابه دیگه بهم محبت نمیکنه وقتایی که ازش دلخور میشم ناراحت میشم اصلا عین خیالشم نیست براش مهم نیست از وقتی زایمان کردم خیلی خیلی باهام سرد شده انگار شدیم مثل خواهر برادر با اینکه همش واسش آرایش میکنم به خودم میپرسم که یه کم به چشمش بیام ولی اصلا تخمین نمیده
چیکار کنم دیگه واقعا خسته شدم از این زندگی دارن افسردگی میگیرن به محبتش نیاز دارم ولی هیچ صحبتی نمیبینم 😔😔😔
مامان nokhod مامان nokhod ۴ ماهگی
این حسه قشنگ کی اومد تو قلبم...همین حس مبهمی که هر لحظه درموردت دارم...همین که اینقد عاشقتم..همین که انگار همه چیو فراموش کردم..وقتی فکر میکنم همین قدر مامانم بابام میتونن دوسم داشتن باشن گریم میگیره..مگه میشه یه نفرو انقد دوس داشت..مگه میش انقد براش وقت گذاشت..مگه میشه بزرگش کرد و از خودت دورش کرد..من اصلا دوس ندارم صدای نفسات ازم دور بشه..اصلا دلم نمیخواد کم شی از یک کنارم،دلم نمیخاد نفسی بینمون فاصله بیوفته..دلم نمیاد بزرگ شی دلم نمیاد ازم جدا شی..هر روز که میگذره این حس جنون بیشتر مغزمو میخوره..نمیتونم کم دوستت داشته باشم نمیتونم به نبود گرمای تنت چفت تنم وقتی که تو بغلم آروم میخوابی و شیر میخوری فکر کنم..انقدی به دوست داشتنت فکر میکنم که خسته میشم..عشق مامان نمیدونم چجوری این حسو کنترل کنم..فقط دارم از لحظه به لحظه داشتنت لذت میبرم..شب که میشه این موقع ها دلم میگیره،باز یک روز دیگه هم گذشت و یه روز دیگ از هم دور تر شیدم..ایشالا خدا بهم توان بده بتونم خودم و دوست داشتنمو کنترل کنم..فقط ازش میخوام سلامتی برای تمام خانوادم..چون که دیگه الان میفهمم چقدر میتونن همین حسو نسبت به من داشته باشن..الان دیگه با تک تک سلول های بدنم درکش میکنم،و این عشق قابل توصیف نیست🥹♥️خدایا وجودتو شکر

فرزندپروری،نوزاد،مادر،کولیک،رفلاکس
مامان فندوق مامان فندوق ۹ ماهگی
خدایا شکرت
بابت دخترم .بابت تمام وجودم .عزیزترینم .
اوایل که دخترم بدنیا اومد تک و تنهایی سخت بود برام .من تک فرزند بودم و هیچ بچه ای دوربرم نبوده اصلن نمیدونستم چجور باید بچه نگه دارم .الان خداروصد هزار مرتبه شکر که از پس کارام برمیام .نمگم مثل قبل
ولی خب کم کم رو روال میام .دیدم که تو گهواره میگن وقتی بچه بدنیا بیاد روابط زن وشوهری سرد میشه ولی خب اینجوریام ک میگن نیست شاید از لحاظ جنسی باشه. ولی عاطفی نیست .من از وقتی دخترم بدنیا اومده شوهرمو بیشتر دوستش دارم .کلا قبلا انقد وابسته نبودم الان وابسته دخترم و شوهرمم .خواستم بگم شماهایی که اول راهید تازه نی نی بدنیا اومده نگران نباشید کم کم روال میشه عادت میکنید .با شب بیداریا .با کولیک بچه .باهمه چی ....
الهی هر دختری دلش میخواد مادر بشه .مادر شدن بهترین حس دنیاست باهمه سختیاش بایه لبخند بچتون همه چی یادتون میره. من مادرم فوت شده خیلی دوستش داشتم بنظرم بهترین مادر دنیا بوده برای من. ولی الان خداروشکر خودم مادرشدم .تمام سعیمو میکنم مادر خوبی باشم🥰
مامان هامین🩵👼🏻 مامان هامین🩵👼🏻 ۲ ماهگی
این چند روزی که پسرم اومده پیشمون پر از استرس و ترس از اینک نکنه نتونم ازش خوب مراقبت کنم گذشت 🥲
با هر گریه اش گریه کردم تموم زندگیم خلاصه شده تو حال خوب پسرم👼🏻
مادر بودن خیلی سخته من همیشه وقتی مامانم میگفت مادر میشی میفهمی به مسخره میگرفتم و میخندیدم ولی الان با پوست و گوشت و استخونم میفهمم که مادر بودن یعنی چی🫠
خیلی احساس درموندگی میکنم همش فکر میکنم من به تنهایی نمیتونم این موجود کوچولو که کل امیدش به منه رو بزرگ کنم احساس میکنم کافی نیستم احساس میکنم مادر بدیم که پسرم سینمو نمیگیره و مجبورم شیرمو با شیردوش بدوشمو بهش بدم
هر سری که کشنده و سینمو نمیگیره تمام دنیا رو سرم خراب میشه میخوام بمیرم اون لحظه ولی صورت گریون و تلاشای پسرم برای شیر خوردنو نبینم😓
خلاصه این چند روز پر از حس عذاب وجدان گشنگی پسرم گذشت و واقعا حس میکنم که خیلی مادر بدی هستم خیلی خیلی زیاد
تنها و تنها از خدا کمک میخوام ، میخوام که نیرویی بهم بده تا بتونم از این مرحله سخت و پر چالش عبور کنم ❤️‍🩹