خب حالا نحوه پوزیشن انجام پوشینگ❎

اگه بهتون گفتن مثل توالت ایرانی بشینین،که اگه روی تخت هستین میله انتها تخت،اونجا که پایین پاتون هست رو میگیرین و قشنگ به سمت جلو خم میشین که انحنای پشتتون نیم دایره بشه و بعد زور میدین

اگر که به پشت دراز کشیدین،پاهارو روی جا پای مخصوص میذارین و با دست از زیر کشاله ران رو میگیرین،چون رو به سینه میچسبونین و پوشینگ رو انجام میدین(یه زور ده تاپونزده ثانیه ای)💯

خب حالا رسیدیم به موقعی که دکتر میگه موهاش پیداست،اندازه یک سکه موهای بچه پیداشده
خب اینجا برای اینکه یه دفعه ای سربچه نیاد بیرون و باعث پارگی عمیق نشه،بازدم رو تیکه تیکه میکنیم
یه دم عمییییق شکمی،یه بازدم تیکه تیکه ده ثانیه ای

اگر یه دفعه ای انجام بشه باعث پارگی زیاد پرینه میشه

#مدیریت زایمان💪
#یادگیری فازهای زایمان و تکنیک تنفسی✔️

سعی میکنم هرچیز مفیدی که یاد میگیرم و یادداشت میکنم،اینجا هم بذارم تا به بقیه هم کمکی کرده باشم

موفق باشید♥️منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید💐

۵ پاسخ

خدا خیرت بده گلم

ممنون عزیزم❤️

جالب بود ممنون عزیزم🩷🌹

چه جالب ممنون که اینو گذاشتی تشکر

انشاءالله به خیر و خوشی زایمان کنی

سوال های مرتبط

مامان فسقل بچه مامان فسقل بچه ۱ ماهگی
مامان نیکی 💕 مامان نیکی 💕 ۴ ماهگی
حدود یک ساعت آخر دردم به اوج خودش رسیده بود که همسرم اومد کنارم و خیلی برام انگیزه شد، لبه ی تخت ایستاده بودم و لگنم و میچرخوندم، از اونجا دیگه درد ها یهو تبدیل میشد به زور، انگار که یبوست داری و داری زور میزنی، زور هایی که میومد باعث شد که بالا بیارم که ماما ها میگفتن نشونه ی خوبیه، هروقت زورم می‌گرفت حالت دستشویی می‌نشستم و زور میزدم، این حرکت خیلی کمک کرد و باعث شد که به ۱۰ سانت برسم،همسرم رفت بیرون و روی تخت زایمان دراز کشیدم، برام اکسیژن گذاشتن، یه لحظه آروم بودم و یه لحظه به شدت بهم زور میومد، هروقت احساس زور میکردم پاهام و جمع میکردم تو شکمم سرم و خم میکردم سمت سینه و با قدرت زور میزدم، شاید بگم با پنجمین زوری که زدم روی تخت زایمان دخترم به دنیا اومد، وقتی گذاشتنش بغلم با تموم وجودم نفس راحت کشیدم و همه ی دردام یادم رفت،این پروسه از ساعت ۸ شروع شد و ۱۱ و نیم صبح تموم شد، اینم بگم قبل از اینکه بچه رو به دنیا بیارن لحظات آخر بی حسی زدن و بعد برش دادن و بعد بچه رو آوردن بیرون، که اون لحظه چون بی حسه شما چیزی حس نمی‌کنید، موقع بخیه زدن هم هرجا که بی‌حسی بره دوباره بیحسی میزنن و نگران این موضوع نباشید،و نکته ی دیگه هم اینکه برای خودتون میوه ی خورد شده، خرما و آبمیوه ببرین که ضعف نکنین
مامان فسقل بچه مامان فسقل بچه ۱ ماهگی
۳۹هفته و ۵ روز

تنها دو روز دیگه مونده تا تاریخ ان تی
دیگه حالا که تا اینجا اومدم امیدوارم دقیقا همون۸دی بیاد،چون دخترم۸فروردینه
روز تولدشون یکی باشه

این روزا خیلی درد میاد سراغم
زیر شکم و کمر
امروز ترشح موکوسی(کش دار و ژله ای)زیاد داشتم که از نشونه های زایمانه

امیدوارم جوجه خودشو بگیره تا هشتم

خب امروز یکم ناخوش بودم و ناراحت بودم بخاطر یه موضوعی(زیراتویی)
اینجا مینویسم که یادم بمونه..بعضی وقتا هرکاری میکنی اون ناراحتیه هست ویادت نمیره
سعی میکنم فراموش کنم💕
خب یه ورزش خیلی خوب برای باز شدن دهانه رحم
به حالت دستشویی ایرانی میشینیم،کف دست هارو روی زمین میذاریم و
به نوبت اول زانوی راست رو میاریم روبه روی شکم و بعد قشنگ به سمت پهلو ها میبریم،که کشیدگی رو داخل کشاله ران ولگن احساس کنیم
بعد برای پای چپ انجام میدیم
چندین بار انجام میدیم
مثلا ده حرکت
روزی دو سه تا ست
(همین الان کمر و شکمم درد پریودی داره،تقریبا یک هفته ای هست این حس رو دارم.و فشار زیاد روی واژن)

موفق باشید
مامان آرن👼🏻 مامان آرن👼🏻 ۱ ماهگی
❌پارت 3 شرح زایمان❌
دیگه ماما که عوض شد معاینه کرد گفت 5سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نازکه افاسمانت عالیه دیگه 8سانت که رسیدم گفتن شروع کن زور زدن روی تخت عادی پاهامو بالا جمع میکردم زور میدادم دو سه بار جامو عوض کرد ماما همراهم یکم رو تخت دراز کشیده زور میزدم یکم چمباتمه رو زمین که دیگه گفت دارم موهای بچه رو میبینم چند تا انقباض دیگه زور خوب بزن بریم رو تخت زایمان دیگه ماما شیفت هم اومد خواهر شوهرم و مامانمم بیرون کرده بودن دوتایی شروع کردن کمک واسه زور زدن انگشتم میذاشتن که به انگشت زور بدم
دیگه گفت خوبی پاشو بیا رو تخت زایمان همون دو قدم فاصله رو دوبار چمباتمه نشستم به زور دادن زورا خودش میومد خیلی فشار میاورد دیگه رفتم رو تخت همش میگفت بد زور میدی کمه باید حداقل15ثانیه زور بدی اگه اینجوری زور بدی هم زیاد برش میخوری هم زایمانت طولانی میشه دیگه منم شروع کردم نفس عمیق میگرفتم زور محکم و طولانی میدادم تقریبا 5دقیقه رو تخت بودم بچه اومد اصلا حس نمیکردم موقعشه حس میکردم یه کوچولو سرش دم واژنه ولی ظاهرن برش داد و بچه سر خورد بیرون🫠اونم راس ساعت 9 تقریبا 20دقیقه هم بخیه طول کشید که فقط دو سه تا رو حس کردم یکم دردشو
اینم بگم اصلا داد نزدم فقط چند بار تو دردای خیلی شدید ناله میکردم و دست به دامن خدا میشدم
و فقط نفس میکشیدم و اصلولی نبود فقط تند تند نفس میکشیدم که بیشتر از دهان بود هم دم هم بازدم
ولی فکر کنم به خاطر اون اکسیژنه بود از7سانت تقریبا تا وقتی رفتم رو تخت زایمان اصلا چشامو باز نکردم مثل خواب بودم همه حرکت رو انجام می‌دادم ولی تماما با چشم بسته حتی اون وسط خوابم میدیدم😶و اینجوری بود که تموم شد و راحت شدم الانم همش فکر میکنم اون لحظه ها یه کابوس بوده و واقعی نبوده
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۴ ماهگی
مامان لیا مامان لیا ۸ ماهگی
تجربه زایمان_پارت۲✨
دیگه رسیدم به ۵_۶سانت که به دکتر خودم زنگ زدن که بیاد بالا سرم.بردنم روی تخت زایمان ،دردام به اوج خودش رسیده بود تا قبلش فقط دم و باز دم میکردم چون آه و ناله و گریه هیچ فایده ای نداره و روند زایمان و کند میکنه
سعی میکردم دم و باز دم انجام بدم.وقتی دردم شروع میشد دکتر می‌گفت زور بزن منم خیلی سعی میکردم ولی فایده نداشت.دکترگفت بچه جای خوبی نیست اگه درست زور نزنی برای بچه خطرناکه.حدودا بعد از ۱۰بار زور زدن اومد بیرون و رو سینم نزاشتن چون به خاطر زود اومدن باید علائم حیاطیش چک میشد خداروشکر بچم دستگاه نرفت.اما متاسفانه خون ریزی شدید کردم و با پارگی داخلی رفتم اتاق عمل.بی حسی زدن و دوختن بعد از دو ساعت از ریکاوری بردنم بخش . الآنم تو بیمارستانم و تاظهر مرخص میشم😍نی نی هم باوزن ۲۸۸۰به دنیا اومد خیلی خوشحالم که دستگاه نرفت .فقط امیدتون به خداباشه و نترسید با آگاهی برید جلو و مامای همراه بگیرید که قوت قلب باشه و تو روند زایمان کمکتون کنه اپیدورال هم به من کمک نکرد شاید برای شما خوب باشه .ان شالله همتون به خوبی زایمان کنید 😘✨