ما امروز رفتیم دکتر 🥲جفتمون سرما خوردیم انقدر که هوا سرده ☹️
ملورین قدش شده ۷۱
وزنش شده ۱۰/۴۰۰
بخاطر دندونش وزن کم کرده بچم مریض هم شده شیر نمیخوره 😣
منم که فشارم رو ۹ بود دکتر ی عالمه برام تقویتی نوشت و قرص اهن ...حالا شروع کنم به خوردن خدا کنه دیگ انقدر تند تند مریض نشیم 😞اینجا جلوی در خونه مامانمه 🙄مامانمم همش سرم غر زد میگه تو ی بچه داری مباید خودتو بندازی ...صبح حالم بد‌بود دیفن هیدرامین خوردم خوابم گرفت خوابیدم یکم دیر بیدار شدم صداش در اومده بود ...
کلاا به نظر من مامان های نسل جدید واقعا تنهان ولی خیلی قوی هستن ...قدیم بچه رو نمیفهمیدن چجوری بزرگ میشه شلوغ بود خونه ها یا با مادر بزرگ عمه خاله دایی اینا بزرگ میشد نگهش میداشتن بچه رو ....بچه ها الان کسیو جز مادر پدر نمیبینن که ....
نمیدونم فعلا ک حال روحیم خوب نیست خدا کنه زودتر بزرگ بشه از اذیت بیوفته حداقل بتونم به کارای روزمرگیم برسم ....مثل ی دوش اب گرم با خیال راحت مثل ی خواب عمیق ،...خیلیه این چیزا رو دلت بمونه تو جوونی پس دم خودم و همه مادرایه نسل جدید گرم که از همه چی زندگیمون و خودمون گذشتیمبخاطر بچه 🤗

تصویر
۱۷ پاسخ

دقیقا با حرفت موافقم
ولی از حق نگذریم درسته الان ما تنهایی بچه بزرگ میکنیم ولی با تمام امکانات رفاهی هستیم
قدیما درسته همه ی کل اعضای خانواده تو ی حیاط بودن یا حداقل دو تا خانواده نزدیک هم بودن به هم کمک میکردن ی ماشین نداشتن اب گرم و سرد نداشتن
دستشوییا هم توی حیاط یک کیلومتر دورتر از خونه بود 😅یا حتی حموم
ولی الان درسته تنهاایی بچه بزرگ میکنیم کمکی به اون صورت نداریم خداروشکر امکاناتمون زیاده خیلی زیاد

عزیزم باحرفات موافقم من ک دوتادارم خیلی سخته بخداکورپیرشدم یه ساعت دلم میخابراخودم باشم وقت نمیکنم خیلی خسته میشم

الهی فداتشم چقد درست گفتی
خیلی سخته حتی نمیتونی ی حمام بریاوف
منم همینه وضعم مریضم شما شیر خودتو میدی؟
حالم افتضاحه ی ساعت د بریم دکتر یکم دارو بده داغونم

واقعا باهات موافقم همه انرژی مون برای بچه س 😢دلم یه خواب عمیق میخواد شدیدا

ملورین جان ی تیک داشت ب امید خدا برطرف شد؟تونسی ازش فیلم بگیری؟

آره واقعاااا
4 ،5 ساعت خواب عمیق بدون اینکه وسطش 2،3 بار بیدارشییی 🥲

بچه ۱۱ ماهه من ۱۰ کیلوعه خوبه که وزنش

وای واییی تو حرففف دل منو زدی نمیدونم قدیما مادرا بهتر بودن یا مشکل از ماست ...
قدیم خاله و زن داداش و مامان و مامان بزرگ بچه کمک میکردن الان حتی مادر بزرگ بچه زورش میاد ...مال منم همینه ..حتی یه شب حاصر نی از خوابش بزنه کمکم کنه یا حتییی صبح یکم زودتر پاشه....حموم زوری 10مین نگه میداره .....بگم میخوام جای برم بچرو نگه دار ن نمیگه .
.ولی صدجور قیافه میاد...

خیلی سخته خیلی وقته یه خواب راحت نداشتم

زود میگذره بزرگ میشه

ماشالله پسر من ۷ کیلو

واقعا درست میگی من خودم وقتی میام خونه کادر شوهرم نمی‌فهمم کی بچم چیکار میکنه نیاز نیست همش حواسم باشه فقط شیر و غذا پوشکش با خودم سر گرم کردنش با بابابزرگ مامان‌بزرگش خیلی خوب ولی چه فایده کوتاه مدت این خوشی🤣

مامان منم همش بهم میگه مگه مارو کسی بود کمک کنه دست تنها بچع بزرگ کردیم اونوقت شما همش نق میزنید ولی منم روحیم داغونه دوتا دارم ۵ساله و ۱۱ ماهه باهم مریض شدن خودم مریض چیزی ازم نمونده به هیچ کار نمیرسم تو خونه درگیر نه میشه برم سرکار هیچی حتی باشگاهم دیگه نرفتم کاش زودتر بزرگ بشن منکه خیلی حساس شدم

من که اثن پامو ببرون نمیزارم کسیم بیلد خونه نمیزام دس به بچه بزنه

واقعا دممون گرم😍

اره واقعا حق گفتی ایشالله زودتر خوب بشین
😍

ای خداااا انشالله زود خوب شی

سوال های مرتبط

مامان 🩵رادمهر و پریمهر 🩷 مامان 🩵رادمهر و پریمهر 🩷 ۱۱ ماهگی
قدیما خونه ها ویلایی بود صدا تو خونه همسایه صدای اونا تو خونه ی شما ، بچه گریه میکرد میومد میگفت چشه بچه ... من خودم از ده سالگی بچه های همسایه هامونو بزرگ کردم ، چهارتا بچه بزرگ کردم 😬 یکیشون الان عروس شده واقعا انگار دخترمه 🥲 هرروز تاتی تاتی میکرد میومد در میزد ... از خونه ها ام بچه میجوشید ... کوچه ها پر از بچه که حتی ظهرا دعواشون میکردن برین خونه هاتون بذارین استراحت کنیم ... اما الان ، طبقه بالای ما جاریمه یا نیست اگرم هست اصن‌نمیگه خرت به چند؟! 😅 پریمهر سیااااه میشه تا یه غذا درست میکنم ... با این وجود از بقیه ی همسایه ها ام که دیگه نمیشه انتظار داشت 😂 بعد میگن چرا قدیما بچه زیاد میاوردن ، همه باهم بزرگ میکردن راهم که میرفت میوفتاد تو کوچه دیگه مثه بچه های الان بودن که حبسن تو خونه نه همبازی ای چیزی ... نهاااایت بتونم هفته ای یبار ببرمشون پارک ... اصن تو کوچمونم بچه نیست 😂 همش از پنجره بیرونو نگا میکنم ببینم بچه همسن رادمهر بود بگم بیان تو پیلوت بازی کنن😂




شیرخشک پوشک رفااکس کولیک دل درد آلرژی فرزندپروری بازی همبازی بارداری سزارین طبیعی شیر ببلاک
مامان اقا حامی مامان اقا حامی ۱۲ ماهگی
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
پست خواب
بخش آخر
بعد که سه ماهه شد و تو تخت کنار خودم جا نمیشد با کلی احتیاط رفتیم رو زمین خوابیدیم که جا زیاد باشه و نرم شب روش خدایی نکرده یا تو رخت خواب و پتو ما گیر نکنه وقتی حرکاتش زیاد شد کم کم گذاشتمش تو تخت خوابش و خودم پایین تخت خوابیدم تو هفته گذشته متوجه شدم کل شب بدون نیاز به من میخوابه پس برای نجات کمرم و زندگی خصوصی ام امتحان کردم و دیشب اومدم تو تخت خواب خودم و در کمال تعجب گوش شیطون کر تا صبح تخت خوابید و به محض بیدار شدن با یه خنده ی بزرگ و حال خوب مامان رو صدا کرد و رفتم بغلش کردم و به جفتمون افتخار کردم
برای خودم چجوری بود دیشب؟
خوب نخوابیدم با اینکه فاصله ام تا تختش و اطاقش کم بود ولی انگار بیشتر به چالش برای خودم بود تا رز 😄 در هر حال خوشحالم که انقدر خوب و راحت و امن خوابید
البته باز هم میگم هر بچه ای منحصر به فرده ولی یه نصیحت از من درمانگر تا میتونید به بچه هاتون عشق بغل نوازش و بوسه بدید ولی تمرین استقلال و اعتماد به نفس یادتون نره
ببلاک رفلاکس شیر شب شیر خشک نوزاد
به عکس های قشنگش دقت کردید؟
مامان علی مامان علی ۱۰ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢
مامان ملورین🍼🎀 مامان ملورین🍼🎀 ۱۵ ماهگی
اینو برای مامانایی ک وزن بچشون کمه مینویسم که میخوام تپل تر بشن
ملورین ۳/۳۰۰ به دنیا اومد من خودم دیابت بارداری داشتم بچه تپل شده بود موقع تولد ولی ی هفته بعد خیلی لاغر شد وزنش اومد پایین تا ۳ کیلو
دکترش مولتی ویتامین نوشت بیبی جویس تا ۶ ماه بهش دادم وسطایه ۴ ماهگی بهش غذا دادم شروع‌کردم خر روز پوره های میوه مختلف و مزه کردن غذا در حد ی سر انگشت
خلاصه که تا سه ماه بیشتر شیر خودمو ندادم بچم اصلا وزنش دلخواهم نبود ...
شیر خشکیش کردم خودمم شیرم خشک شده بود بچه سیر نمیشد ...تا میتونستم بهش شیر دادم هر وقت میخورد اصلا دلم نمیسوخت تو ی روز ی قوطی رو میخورد ...
بعد ک بزرگ تر شد بعد ۶ ماه دکترش گفت غذا بهش بده دیگ پوره نده اازه نظرش این بود زودتر باید شروع میکردم غذا کمکی رو
بعد بهش مولتی ویتامین پدیا بست داد ی قطره زینک داد برای اشتها عالی بود من تازه دو روزه دارم میدم
در کنارش قطره اهن هموسام هم داد بهش
با توجه به تجربم میگم مامانا پوشکو ی سایز بزرگ تر ببندید تا بچه راحت باشه جون بگیره هر چی بیشتر بخوابه گوشت میاره
لباساشو ی سایز بزرگتر بگیرید راحتی اصلا ب فکر نظر مردم نباشید بزارید بچه رشدشو بکنه بعد هر چی خواستید تنش کنید ...
اب هم بی تاثیر نیست حتما اب فراوون بدید به بچه ها
بیشتر سرشو با بازی با غذا گرم کنید نه اسباب بازی من مثلا میوه میدم دستش گاز گازی میکنه توی دندونیش ...
خلاصه که این تجربیات من بود اصلا هم حرفایی که میگن اینو نده اونو بده رو گوش ندید هر چی صلاح دیدید به بچه هاتون بدید ملورین خداروشکر از وقتی داره با ما غذا میخوره اشتهاش عالی شده بخاطر دندون وزن کم کرد ولی الان باز داره گوشت میاره ...
ایشالله بچه هاتون انقدر تپلی بشن گازشون بگیرید 😍🌹
#چاق #لاغر #غذا