تجربه زایمان (سزارین) پارت 1❗️

من بچه اولم طبیعی بود با اینکه زایمانم خوب بود از نظر اینکه پاره نشدم بخیه بیرونی هم نخوردم اما واقعا واقعا دیگه دوس نداشتم یکبار دیگه اون دردارو تحمل کنم
تصمیم بر این شد این زایمانم سزارین اختیاری باشه
دخترم الان ۱ سال و ۱۱ ماهشه به حدی عاشقشم که دوس ندارم خم به ابروش بیاد و تا الان یک شب ازم جدا نبود از اول بارداریم بفکر شب زایمانم بودم که دخترمو جیکارش کنم
خلاصه اینکه دوم بهمن من طبق ان تی ۳۸ هفته تمام بودم و به دکترم گفتم میخام دوم بهمن باشه زایمانم چون هم درد داشتم هم ۵ شنبه بود و خانوادم همشون میتونستن پیش دخترم باشن خونه بابام که دخترم اذیت نشه تا من برگردم

من پنجشنبه ساعت ۷:۳۰ صب رفتم بیمارستان ( بابام مامانم و همسرم و خواهرم همراهم بودن،بعدش مادر شوهرمم اومد)
ماما بخش دوست ۱۷ سالم بود اون کارامو انجام داد ازمایشامو انجام داد و‌ نوار قلب گرفت و گفت ساعت ۹ میری اتاق عمل،دیگه تا رفتیم اتاق عمل شد ۹:۱۰ دقیقه
منم بشدت استرس داشتم استرس اتاق عمل و سوند و سوزن بی حسی

۳ پاسخ

قدم نورسیده مبارک باشه انشالله که زیر سایه پدرومادر تندرست وعاقبت بخیر باشه،

خب بنظرت گدوم بهتره؟

خب ادامش

سوال های مرتبط

مامان کارن🥰 مامان کارن🥰 ۱ ماهگی
پارت دوم تجربه سزارین

روی تخت منتظر بودم تا نوبت عملم بشه. یه مقدار زیر شکمم درد داشت که رفته‌رفته بیشتر می‌شد. من فکر می‌کردم این درد به خاطر سوند باشه. احساس می‌کردم شکمم پره و باید برم سرویس بهداشتی.

حوالی ساعت ۱۰:۳۰ بود که گفتن: «بیا، برو اتاق عمل.»

گفتم: «من باید برم سرویس، با اینکه سوند دارم.» گفتن: «سریع برو و بیا.»

رفتم سرویس و بعدش متوجه خونریزی شدم. به ماما گفتم و گفت مشکلی نیست. تا اون لحظه اصلاً استرس نداشتم، ولی وقتی خون رو دیدم ترسیدم و استرس گرفتم.

یکی از پرسنل من رو روی ویلچر نشوند و به طبقه پایین، سمت اتاق عمل برد. همسرم و مامانم رو دم در دیدم. وقتی دیدن حالم خوب نیست، گفتم که خونریزی کردم.

همین که وارد اتاق عمل شدم، به دکترم گفتم که خونریزی داشتم. دکتر سریع اکو قلب بچه رو گرفت و دستور داد که باید اورژانسی سزارین انجام بشه، با اینکه نوبت عمل برای یه نفر دیگه بود.

همون موقع متوجه شدم که زایمان طبیعی من هم شروع شده. دردهای کمرم که قبل‌تر داشتم، به خاطر انقباض‌ها بوده.

دکتر گفت: «بریم طبیعی بچه رو به دنیا بیاریم؟»

ولی چون می‌ترسیدم زایمان طول بکشه و با توجه به اینکه خونریزی هم کرده بودم، گفتم: «نه، بریم همون سزارین.»

سریع من رو بردن داخل اتاق عمل.
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و