۱۷ پاسخ

عزیزم ما تو روبیکا گروه داریم برا درد دل و سبک شدن خواستی بیا

پسرت چی؟؟🥲

انشاالله خدا کمک خودتو بچه ات باشه همیشه عزیزم 🤍

عزیزم قوی باش همینکه تونستی از حق ت دفاع کنی و طلاق بگیری یعنی محکم هستی،اصلا گریه نکن کم نیار همیشه بگو بهترین کاری که تو عمرم میتونستم انجام بدم همین طلاقم بدون،پیش کسی هم هیچ وقت نگو از ناراحتی گریه میکنم.به هیچ کس احازه دخالت در زندگیت را نده بیان بهت امرو نهی کنن. ان شاءالله مادرت هم خوب بشه.هروقت غمگین شدی به لحظه هایی فکر کن که کتک میخوردی،

عزیز دلم میدونم خیلیییی سخته تو باید باشی چون پرنسا به تو نیاز داره
پرنسا یک مامان قوی میخواد
روحیتو نباز خداروشکر کن بابت همچین فرشته ای سعی کن خودتو با بچه سرگرم کنی تا فکر و خیال نیاد سراغت .
زندگی پستی بلندی داره و اون آقا نه لیاقت تو رو داشت و نه لیاقت پرنسا .
فقط وفقط به فکر اول خودت دوم پرنسا باش
تنها کسی که میتونه کمکت کنه فقط خودتی
خودتو دریاب

امیدت به خدا باشه تو مادر خیلی قوی هستی عزیزم

چی بگم انشالا بهترین تصمیمو گرفته باشی و موفق شی غصه نخور میگذره
همین یدونه بچه رو ازش داری؟

عزیزم همه‌مون مشکلات داریم
یکی کم‌تر یکی بیشتر
الان دیگه من و شما مطرح نیستیم
بچه هامون مهم‌ترین هستند چون ما مسئول به وجود اومدن اونا هستیم و گناهی ندارن
ما باید به خاطرشون بجنگیم و قوی باشیم و براشون بهترین رقم بزنیم حتی یک تنه و به تنهایی در برابر کوهی از مشکلات
نباید بذاریم بچه هامون دردهایی که ماها کشیدیم و می‌کشیم رو اونا هم بکشن‌
و فردا روز به خاطر شرایط بد زندگی که ما مسئولش هستیم به آدم نامناسب پناه ببرند و ازدواج عجله‌ای و ناموفق داشته باشند ..‌
فقط به دختر نازت نگاه کن و یاعلی بگو و برو جلو..
حتما خدایی که این خانوم ناز رو به شما هدیه داده
اگر دری برات بسته میشه درهای دیگه رو برات باز می‌کنه
می‌تونی انتخاب کنی یه مادر قوی باشی و براش بجنگی و کم نیاری یا عقب بشینی و ببازی خودتو و گریه کنی (البته گریه حق ماست اما گریه.ای که باعث حرکت بشه نه شکست)...
ان‌الله مع الصابرین 💚🌱

خداروشکر که همچین آدمی رو از زندگی خودت و دخترت بیرون کردی وگرنه خیلی خیلی رو اخلاق و رفتار و آیندش تاثیر میذاشت🥲🥲🥲
ان‌شاءالله بحق همین روزهای عزیز حال مادرتونم زودتر خوب بشه‌ و لباس عافیت تن کنه❤️❤️

و اینکه خانوادش چیزی نگفتن با پسرشون صحبت نکردن ک درست بشه

ی روزی پشیمون میشه ک دیگه خیلی دیره اصلا نگران نباش خدا خودش هواتو داره هم مراقب تو هستش هم دختر کوچولوت فقط دیگه همچین آدمی رو نپذیر تو زندگیت

عزیزم حق داری بابت اینده دخترت ناراحت باشی اما تو بهترین مامان هستی و باید بخاطر دخترت قوی باشی
الهی ک خدا بهترین هارو براخودت و دخترنارت از حالا به بعد رقم بزنه الهی ک دیگه هیچقت طعم تلخ زندگی بد رو نچشی

الهی عزیزم.گذر زمان همه چیزو درست می‌کنه
قطعا خیلی سخته نمی‌دونم چی بگم که کمکت کنه
توکل کن به خدا

ببین این یک مرحله از زندگی که باید قوی باشی
نبودن توی یک زندگی تنش زا هم برای خودت خوبه هم یک لطف بزرگ در حق بچه اته
همه اینا میگذره تو فقط عشق بده به بچه ات
و یکم فضا بده به خودت تا از این بحران عبور کنی

ای جان بمیرم برات زندگیت چقد سخت شدت ایشاله مامانت خوب میشه بچه تم با عشق بزرگ کن ایشاله خدا کمکت کنه شرایطت سخته عزیزم

وای عزیزم نگفتی که مشکل داری با همسرت؟؟؟
چرا زود اقدام به طلاق کردی

عزیزممم دخترت خیلی خوشحاله ک مادر قوی مث شما داره

سوال های مرتبط

مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۱۲ ماهگی
مامان کوچولو بچه👼 مامان کوچولو بچه👼 ۸ ماهگی
من کسیو ندارم راجب این موضوع باهاش صحبت کنم خواستم با شما درد و دل کنم❌




تا قبل اینکه بچه دار بشم شوهرم رفتارش خیلی بهتر بود نمی‌دونم من حساس تر شدم یا واقعا اینجوریه میدونم قبلا هم شنیدم بچه باعث سردی رابطه میشه ولی واقعا تحملش سخته خیلی دوست دارم رابطمون بازم مثل قبلنا باشه من خودم خیلی خسته میشم بی خواب میشم ولی اون با اینکه شبا بیدار نمیمونه خسته تر از منه همش میخوابه انگار زیاد دلش نمیخواد باهام وقت بگذرونه قبل اینکه بچه دار بشیم اگه یه شب بغلم نمیکرد خوابش نمیبرد ولی الان کلا جدا میخوابیم من چون بارداری سختی داشتم استراحت مطلق بودم ۹ماه موندم خونه بابام حس می‌کنم به این وضع عادت کرده به جدا خوابیدن نمیگم دوسم نداره داره هم منو هم بچمونو ولی رفتارش رو مخم هست خیلی معذرت میخوام من خودم یه مدته هات شدم ولی میلش کم هست نسبت به من درحالی که قبلا زیاد اینجوری نبود رابطه زود زود داشتیم نمی‌دونم چیکار کنم اونو درست کنم یا خودمو عوض کنم ولی منم هی تو دلم ناراحت میشم سرد میشم
اینم بگم قبلا با لحن بچگونه و با ناز باهاش حرف میزدم اونم خوشش میومد ولی از وقتی بچه دار شدیم احساس می‌کنم حس میکنه بزرگ شدیم دیگ اونجوری رفتار نمیکنه این یهویی همه چی عوض شدن آزارم میده
مامان عسل وحسین💙 مامان عسل وحسین💙 ۱۵ ماهگی
خیلی حالم بده نمیدونم باید چیکار کنم حس کنم دارم دیوونه میشم...مریضی مادر شوهرم بستری بودنش تو آی سی یو...به دنیا اومدن پسرم تو بدترین شرایط بستری خودم...درد زایمان طبیعی و ایست قلبی شدنم...اومدم خونه هیچ استراحتی نداشتم...فوت خواهر شوهرم اونم یهوویی...رفتن تو مراسم با کلی بخیه و درد ودوری از بچه ام که تو مراسم نباشه....نمیتونستم راه برم یا بشینم همش دولا دولا بودم همین الانم بیشتر وقتها همینم....بعدش فوت مادر شوهرم تو فاصله ی دو سه روز با خواهر شوهرم‌... خوابیدن کار کارخونه همسرم تا همین هفته ی پیش...هم به خاطر مراسمها هم به خاطر جنگ....از یه طرف درد شدید خیلی شدید واژن که نمیشه بشینم یه جوری صدای ترق ترق میده هرکار میکنم موقع خواب نشستن یا جا به جایی...رفتم دکتر گفت غضروف واژن در رفته دارو داد که غضروف سازی بشه هنوز هیچ خبری نیست همچنان درد میکشم و اذیتم ...دکتر گفت سر زایمان خیلی بهت فشار اوردن و معلوم نیست کی خوب بشه....خسته شدم مغزم نمیکشه دیگه....برام دعا کنید مثل همیشه که دعام کردین مامانهای عزیز خیلی نیاز دارم....