۳ پاسخ

چقدر دخترای منن دخترات😂

قمقمه برس اینا وسایل شخصی هستن بهشون یاد بده استفاده نکنن
دهنی کسی رو نخورن که دندونشون پوسیده نشه

خب برای اون کوچیکه هم بخر منم دوتا بچه دارم به فاصله سه سال اختلاف سنی هرچی که برای بزرگه میخرم برای اونم میخرم بزرگه مدرسه میره کوچیکه نه هنوز مثلا اگر برای بزرگه دفترچه بخرم برای کوچیکه هم میخرم

سوال های مرتبط

مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
به نظر شما چه مادری می‌تونه بگه من مادر خوبیم ؟ از لحاظ نیاز های غذایی و لباس و حموم و... اینا فقط نه به طور کامل بگید
من احساس میکنم اصلا مادر خوبی نیستم خیلی دارم بد رفتار میکنم میدونم چی درسته چی غلط ولی دست خودم نیست انگار ناخداگاه دارم هی اشتباه گذشته رو تکرار میکنم
مثلا زود عصبی میشم سرش
تهدیدش میکنم که مثلاً زود لباس نپوشی من میرم تو باید بمونی خونه یا خیلیییی عصبی بودنی تهدید میکنم به کتک زدن😭
چندباری پیش آمده زدمش 😭 در حد مثلا یه چک آروم
اکثرا هم کتک زدنم سر اینکه با خانواده همسرم یه ساختمونیم
یا بد موقع میخواد بره اونجا یا رفته اونجا همه حرفا و خبرهای خونمون و مو به مو گفته
یا مثلا وسایلش و همیشه می‌ریزه زیر دست دختر خواهر شوهرم اون پاره می‌کنه می‌شکنه یا میگه بده به من و اینم راحت میبخشه بعدا من دعواش میکنم میگم نده
دخترمم میره تنها اونجا دوتام می‌ذاره روش میگه مامانم گفت بهت هیچی ندم و......
همیشه سر این چیزا ازم کتک خورده😭😭
مامان مهتا خانم مامان مهتا خانم ۵ سالگی
مامانا حال روحیم خیلی خرابه بااینکه دخترم به شدت اذیت می‌کنه توخوذدن خوابیدن حتی به لحظه براخودش بازی نمیکنه دایم چسبیده به من یاباباش برا بازی و بیرون اصلا بدون من جایی نمی‌مونه حتی با باباش وحتی یه دقیقه وقت بزاخودم ندارم شوهرم خسته شده میگه بفرست مهد باید بره پیش یک میگه اونجا بازی می‌کنه خسته شدم دایم میگه بازی کنین اما من و دخترم تاحالا اصلا ازهمه جدانبودیم حتی برا یه روز چون کسی رو نداشتم دایم نوخونه بامن بود همه جا حالا می‌دونم مهتا بدون من مهد نمی‌مونه منم بدون اون تو خونه نمیتونم بمونم بااینکه به شدت خستم امافکراینکه از دو بعداز ظهر تاهفت نیست وبایدتوخونه بدون اون باشم نمیتونم تحمل کنم هیچ‌چیزی لذتی ندارن بدون اون نه ببرون نه خوردن تنهایی حتی به بستنی نمی‌دونم چه مرگمه به شوهرم میگم نمیتونم بفرستم مهد تحمل کنم دوتایی خسته ایم فقط ترخدا شعارندید سال دیگه بایدبغرستی اجباره خودم می‌دونم این حال لعنتی وچه کنم