بچه من از چهارماهگی عوض شده الان یکساله من نه مسافرت تونستم درست حسابی برم نه مهمونی برم هیچی یه شب که ادمای دورش از سه نفر میشن پنچ نفر اون شب تا شب این عر میزنه وتوخواب یهو جیغ میکشه
دختر منم وابسته خودمه. صبور باش میگذزه
به نظرم مال سنشون هست دقیقا همه حرفهای تورو منم چند روز پیش به خودم میزدم همش میگفتم چون به زور از جدا بچه خواستم خدا داره بهم نشون میده خیلی شرایط سختیه واقعا شبا شربت ملاتونین بهش بده با مشورت دکتر پسر من روزا نق نق شدیییییییید ولی شبا یکم بهتر میخوابه
عزیز اقتضای سنشه
عیب نداره خسته ای درک میکنیم همه مادریم اون بچه پناهش تویی زبون نداره دردشو بگه زبون نداره بگه دوستت داره و بهش وابسته شده و تنها نقطه امنشالان تویی و فقط تو مورد اطمینانی باید صبر کنی تا این مرحله رو رد کنه اضطراب جدایی تو این سن شایع هست
دختر منم الان میچسبه بهم اصلا ناراحت نمیشه یا از بغلم جدا نمیکنم فقط حس میکنم میخواد با این کارش بهم بفهمونه تو این آدما فقط به تو اعتماد دارم حس امنیت میگیره
پریشب مهمونی بودیم زیاد ازم دور نمیشد یا هم فقط تو بغلم آروم نشسته بود منم اصلا دورش نکردم مادرشوهرم چقدر گفت بذارش زمین خودش بازی کنه فلان گفتم الان حس امنیت و ارامشش،فقط تو بغل منه چرا دورش کنم ازخودم ، تا خودش تخواد بره کاریش ندارم
انگار ماله سنشونه پسر من دو هفتس همش جیغ میزنه گریه میکنه بخدا ۴شبه نخوابیدم دارم میمیرم از حرص و جوش معده درد گرفتم داروی خواب اورم داصلا تاثیر نداره روش ارزوی مرگ میکنم هر لحظه خیلی له و خستم روزام گوه شدن توش
شبا ده بار بیدار میشه حیغ میزنه دلم میخواد ولش منم برم دو روز نبینمش
شاید واسه دندون باشه خب
تا حالا شب قبل خواب استا دادی بهش؟ شاید راحت تر بخوابه
پسرمنم همینه زایمان و حاملگی منم فجیع بود با این تفاوت ک کلا دست تنهابودم ازاول تا آخر حتی بعدازبیمارستان ک اومدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.