الان که مهمون اومده سرصداش گفتم تجربه زایمانم رو بگم بیکارم😁

پنجشنبه ۲۳ بهمن ساعت ۶ نیم راه افتادیم سمت بیمارستان خیلی استرس داشتم شب قبلش هم اصلا نخوابیدم و گشنه و خواب آلو رفتیم سمت بیمارستان
فک میکردم برم نیم ساعته میرم سمت اتاق عمل 😁
ولی تا بیهوشی بیاد و آزمایش خون بگیرن و پذیرش کنن یک ساعت اینا طول کشید
خلاصه با مامانم و شوهرم خداحافظی کردم دمپایی دادن لباس دادن بهم بپوشم وسیله و گوشی هامو گرفتن . بعد که لباس پوشیدم گفتن برو رو تخت دراز بکش سوند بزاریم دو نفر اومدن خیلی مهربون و ناز بودن 😁اولش تعریف کردن چه مامان نازی چه کوچولو و فلان گفتن اصلا نترس شل بگیر
ولی من کلا استرسی ام خودمو منقبض میکنم
موقع سوند زدن به آبی می‌ریزن که یکم سوزشو کم میکنه ولی در حد یه ثانیه تموم شد اصلا نترسید 😁
انژیوکت هم زدن و بعدش گفتن بیا بریم راه افتادم بریم سمت اتاق عمل فقط احساس میکردم راه برم سوند میفته که گفتن نمیفته نگران نباش

تصویر
۳ پاسخ

کدوم بیمارستان بودی ؟؟

کدوم بیمارستان زایمان کردی و هزینش چقدر شد

خووووب تند تند بزار بخونم

سوال های مرتبط

مامان پناه💞 مامان پناه💞 روزهای ابتدایی تولد
سزارین پارت 1
دکترم گفته بود ۱۲ شب به بعد هیچی نخورم ۶ بیمارستان باشم و من از ساعت ۹ هیچی نخوردم شام جوجه با یکم برنج خوردم بعدش دیگه هیچی نخوردم حتی آب صبح ساعت ۴ نیم بیدار شدم آرایش کردم لباس هامو پوشیدم وسیله هارو برداشتیم راه افتادیم سمت بیمارستان دقیق ساعت ۶ بیمارستان بودم 😂🫣
رفتیم نامه سزارین رو دادم کارای پذیرش انجام دادیم شوهرم خودم یه چند تا برگه امضا کردیم منو فرستادن بلوک زایمان.رفتم اونجا گفت سونو آنتی آخرین آزمایشت و آخرین سونوگرافی تو بده دادم دید بچه سفالیک گفت با دکتر هماهنگی واسه سزارین گفتم آره گفت صبر کن زنگ بزنم به دکتر منم داشتم از ترس میمردم گفتم حتما مشکلی پیش اومده .دیگه زنگ زد به دکتر گفت آره هماهنگه کاراشو سوند سورم وصل کنید ببرید سمت اتاق عمل تا من بیام .دیگه گفتن من برم داخل اتاق شماره ۲ کل لباس هامو در بیارم و لباس اتاق عمل بپوشم رفتم لخت شدم لباس اتاق عمل پوشیدم ولی گفتن شلوارشو نپوش تا بد سوند خودمون تنت میکنیم به من سروم وصل کردم بعدش شلوار پام کردن چند تا سوالم ازم پرسیدن و تموم شد و دستگاهی که صدای قلب بچه رو گوش میدن و نوار میگیره رو وصل کردن به شکمم برام سوند زدن تا ۱ ساعت نیم اینا من روی تخت دراز کش داشتم صدای قلب بچه رو گوش میدادم و سروم وصل بود بهم و سوند..اینم بگم موقعی که دستگاه وصل بود به شکمم بچه داشت با لگد میزد به دستگاه 😂
خب بریم بگم سوند برای من چجوری بود راستش من اولین بارم بود سوند وصل میکردم اولش که گذاشت یه حس سوزش و یه حس بدی داشتم وقتی داشت فشار میداد بره داخل بعد ۳۰ ۴۰ ثانیه سوزشم قطع شد ولی یه حس خیلی گندیه همش احساس چندشی داشتم
مامان کارن🩵👶 مامان کارن🩵👶 ۲ ماهگی
تجربه به دنیا اومدن پسر نازم🩵
بیمارستان اردی بهشت شیراز با دکتر شهلا شهریور
پارت ۱
تاریخ عمل که دکتر بهم دادن ۱۴۰۴/۰۹/۰۶ بود که میشدم ۳۸ هفته و ۳ روز
روز قبلش رفتیم تشکیل پرونده دادیم بیمارستان ازمایش خون،ویزیت پزشک عمومی و پزشک بیهوشی و کارهای پذیرش و حسابداری که چون زود رفته بودیم حدودای ساعت ۹ دوساعت بیشتر نشد کل کارها انجام شد
اول بهم گفتن صبح عمل ساعت ۶ بیمارستان باش ولی ممکنه دکتر دیرتر بیاد باهاتون تماس میگیریم و ساعت جدید بهتون میدیم که من اخر شب تماس گرفتم بیمارستان گفتم صبح ساعت ۹ بیمارستان باش
منم دوش گرفتم و شام هم فیله با یکم برنج خوردم ساعت های ۱۱ دیگه از ۱۲ به بعد حتی اب هم نخوردم
صبح ساعت ۹ بیمارستان بودم اتاق بهم تحویل دادن که من درخواست اتاق خصوصی داشتم ولی اتاق خصوصی ها پر بود دو تخته بهم دادن تا بقیه مرخص بشن
لباس عوض کردم گان اتاق عمل پوشیدم گفتن منتظر باش تا صدا کنیم من متظر بودم بیان انژیوکت و سوند وصل کنن ولی خبری نبود
حدودای ساعت ۱۰ و نیم صدام زدن و با ویلچر منو بردن اتاق عمل اونجا هم چندتا سوال پرسیدن و دوتا پرستار فوق العاده مهربون منو بردن تو اتاق عمل و چقدر ارامش بهم دادن و از استرسم کم کردن
من دراز کشیدم رو تخت و دوتا پرستار شروع کردن وسایل آماده کردن
مامان پسر طلا مامان پسر طلا ۲ ماهگی
سلام خانوما من میخوام تجربه زایمانم و بگم
۳۷ هفته که بودم رفتم پیش دکترم و بهم نامه سزارین داد و یه نسخه نوشت از داروهایی که بعد زایمان باید مصرف بشه و تاریخ زایمانم شد ۱۴۰۴/۱۰/۴ خیلی رند شد البته کاملا یهویی بود و دکترم این تاریخ و داد من نخواستم ک رند باشه برام مهم نبود این چیزا. خلاصه ۴ دی ماه ساعت ۴ راه افتادیم‌ به سمت بیمارستان و ساعت ۵ اونجا بودیم و کارای پذیرش و انجام دادیم و رفتیم قسمت زایشگاه ساعت ۶ رفتم اونجا و لباسی که خریده بودیم‌ برا اتاق عمل و پوشیدم و ازم آزمایش خون و ادرار گرفتن و پشت هردو دستم آنژیوکت وصل کردن و ازم ان اس تی و نوار قلب خودمو گرفتن و بعدم‌ دکتر بیهوشی اومد باهامون صحبت کرد و مشاوره داد و بعد سوند برام وصل کردن که کلا دو دقیقه طول کشید اصلا هم درد نداشت کلا تمام این مراحل اصلا درد نداشت و خیلی حالت خنثی بودم همون موقع که سوند و وصل کردن گفتن دکتر اومده و سریع ویلچر آوردن و منو بردن اتاق عمل تو سالن شوهرمو مامانمو دیدم و رفتم‌ اتاق عمل ساعت ۸ بود که رفتم و...
مامان فندقم🤰🏻💙 مامان فندقم🤰🏻💙 ۶ ماهگی
شروع تجربه سزارین با دکتر سروگل شهریور بیمارستان پیوند:
من یک هفته قبل از سزارین رفتم آخرین چکاب و پرداخت دستمزد دکتر برا عمل تاریخو بهم داد برا ۱۴۰۴/۶/۳ یک هفته گذشت و گفتن که ساعت شش صبح بیمارستان باش ما هم دوشنبه ساعت شش صبح با یه استرس وحشدناک رفتیم بیمارستان فرستادن بخش زنان برا کارهای پرونده اینا رفتیم اونجا تا تماهنگی ها انجام شده و سنو ها و پرونده رو تشکیل دادن و گفتم برید داروخونه پک زایمانو بگیرین بعد لباسش رو پوشیدم و فرستادن تو یه اتاق ک اونجا نوار قلب گرفتن و سرم وصل کردن و میخواستن سوند ادرار رو وصل کنن ک اونجا اجازه ندادم چون از قبل به دکتر گفتم بعد بیحسی بزنین برام بعد یه حدود نیم شاعت اینا با ویلچر بردن بخش اتاق عمل وای که نگم از استرس وحشدناکی که داشتم اونجا تو اتاق انتظار گفتن باید بمونی نوبتی برید عمل دو نفر بودیم عمل اول تموم شد و منو صدا زدن بردن اتاق عمل نگم از ویوی قشنگ اتاق عمل و فضای بیرونش حس خوبی داشت بعد نشستم رو تخت میخواستن سوزن بیحسی رو بزنن یه مرد بود تو اتاق عمل و بقیه همه خانم بودن داشتن با بتادین کمرم رو ضد عفونی میکردن یه لحظه حس کردم که کمرم گرم شد گفتم کمرم داغ شد که گفتن مال بیحسیه گفتم مگه زدین سوزنه رو گفتن اره مگه نفهمیدی و گفتن سریع دراز بکش یه دو دقیقه موندن و سوند ادرار رو گذاشتن برام که دیگه بیحس شدم و حالیم نبود
مامان پناه خانوم مامان پناه خانوم روزهای ابتدایی تولد
پارت۲ )
رفتم اتاق اومدن ۳ بار معاینه کردن برا زایمان طبیعی ولی گفتن دهانه رحمت هم بستس کامل هم طول سرویکسم زیاده فلان بعد گفتم بابا کلیه ام خیلی درد می‌کنه گف برو سونوگرافی بعد سنگرافی دستگاه وصل کردن ضربان قلب بچه رو چک کردن که ضربانش یهو زیاد میشد یهو کم میشد که بعد ۵ دقیقه جواب سونوگرافی آوردن گفتن جفت در حال کنده شدن باید اورژانسی سزارین بشی و زنگ زدن دکترم دکترم گفت ساعت ۷ بیمارستانم و در همین حال یه ساک دادن بهم داخل ساک دمپایی و لباس و کاور دسشویی فرنگی و تب سنج و کاغذ دستمالی بود بعد بهم گفتن لباس هاتو در بیار اینارو بپوش برو سرویس بهداشتی و هر چی دسشویی داری و خالی کن چون دکتر گفته بهت سوند وصل نشه بعد اینکه از سرویس اومدم گفت بشین رو ویلچر بریم اتاق عمل و من نشستم و یع پتو کشیدن روم و بردن برا اتاق عمل که شوهرم و بابام رسیدن بوسم کردن گفتن منتظریم ها و من خندیدم و پرستار منو برد به سمت اتاق عمل که وقتی رسیدم اتاق عمل کولر روشن بود و من واقعا هم بخاطر کنده شدن جفت هم چون کولر روشن بود شروع کردم به لرزیدن خیلی شدید منو توی تخت نشوند و گفت الان دکترت میاد بقیه تاپینگ بعدی